ویرگول
ورودثبت نام
هانا
هانا
هانا
هانا
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

کجاشیم دقیقا

یجور خاصی خوب نیستم

یعنی حتی گم هم نشدم، منظورم اینه که این حس رو هم ندارم، که جمله بعدی این اومد، گم نشدم نابود شدم😁

بهرحال، خوب نیستم

و راهی برای خوب بودن به ذهنم نمیرسه

فقط میدونم میخوام برم و دور شم از این جایی که هستم، حس خفگی و سنگینی و خشم داره.

هرچیزی که بهش چنگ بزنم و یا امید داشته باشم یجور واضحی تضادشو هم میبینم و خب شاید اگه اوضا عادی بود تاب اوریم براش خوب بود

ولی الان؟ حوصله ندارم تاب بیارم، حوصله ندارم

حس تنهایی خیلی خاص و سنگینی هم دارم

دقت کردم دیدم همه چیمم خاصه ماشالا

اصلا ولش کن حوصله ندارم

کاش فقط کسی حرف نزنه، نپرسه، نبینه

حوصله ندارم.

جریانزندگیسختیانتظار
۱
۴
هانا
هانا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید