
رابطه عاطفی در ذات خود پیچیده و چالشبرانگیز است؛ حال تصور کنید یکی از طرفین با اختلالی مانند افسردگی دستوپنجه نرم کند. «رابطه عاطفی با فرد افسرده» تبدیل به مسیری پرپیچوخم میشود که نیاز به آگاهی، صبر، مهارت و حمایت دوطرفه دارد.
در این مقاله، به بررسی نشانهها، تأثیرات و راهکارهایی برای حفظ سلامت رابطه با یک شخصیت افسرده میپردازیم و سعی میکنیم به این سؤال پاسخ دهیم که: «چگونه میتوانیم عشق را از افسردگی نجات دهیم؟»
افسردگی چگونه بر رابطه عاطفی تاثیر میگذارد؟
در رویکردهای مختلف روانشناسی، دیدگاههای متفاوتی نسبت به افسردگی وجود دارد. در تئوری انتخاب، افراد معتقدند افسردگی یک انتخاب است و ما خودمان آن را انتخاب میکنیم.
در رویکردهای فرویدی، افسردگی ناشی از درگیریهای ناخودآگاه، فقدانهای دوران کودکی، و خشم سرکوبشده است. مخصوصاً زمانی که فرد فقدان یا جدایی شدید رو تجربه کرده باشه و این فقدان رو به سمت خودش بازتاب بده (خشم به درون).
برای اینکه کامل متوجه شوید رابطه عاطفی با فرد افسرده دقیقا به چه شکل است و چگونه این موضوع بر رابطه شما تاثیر میگذارد، به این موقعیت توجه کنید:
فرض کنید: صبح بیدار میشید، ولی انگار یه وزنه به بدنتون بسته شده. نه انرژی بلند شدن دارید، نه انگیزهای برای شروع روز. پارتنرتون با محبت یه سوال میپرسه، شاید بپرسه «صبح بخیر عشقم، خوبی؟»
ولی حتی نمیتونید با یه لبخند جوابش رو بدید. نه اینکه نخواید… فقط نمیتونید. انگار ذهنتون با دنیای بیرون قطع ارتباط کرده.
اون ناراحت میشه، نگاهش سنگین میشه. شما عذاب وجدان میگیرید. حس میکنید دارید خرابش میکنید. با خودتون میگید: «چرا نمیتونم مثل قبل باشم؟ چرا دارم اذیتش میکنم؟»
و این چرخه هر روز تکرار میشه. نه دعوایی هست، نه بیمحبتی. فقط افسردگیه…
که آرومآروم هم رابطه رو میخوره، هم عزت نفس هردوتون رو.
این یکی از مثالهای شرایطیه که رابطه با فرد افسرده ممکنه شما رو در اون قرار بده. در ادامه، یک سری از علائمی که میتونه زنگ خطری برای آگاهی به رابطه عاطفی با فرد افسرده هست رو آوردم:
شناخت علائم کلیدی افسردگی میتواند کمک کند تا بدانیم آیا واقعاً خود ما یا شریک عاطفیمان با افسردگی مواجه هستیم یا صرفاً با یک مسئلۀ سخت سر و کله میزنیم:
بیعلاقگی مزمن به فعالیتهایی که قبلاً لذتبخش بودهاند
خستگی مزمن و کمبود انرژی
کاهش تمایل به رابطه جنسی (یکی از نشانههای پررنگ افسردگی در رابطه)
کاهش تمرکز و حضور ذهن در گفتگوها
احساس بیارزشی و سرزنشگری مداوم نسبت به خود
اگر شریک عاطفیتان چنین الگوهایی را طی هفتهها یا ماهها نشان میدهد، لازم است با آگاهی و نه قضاوت، وارد عمل شوید.
افسردگی لزوماً باعث نابودی رابطه نمیشود. بیتفاوتی، تلاش نکردن، و انکار درمانپذیری افسردگی است که باعث از بین رفتن رابطه عاطفی میشود.
اما اگر این سؤال به ذهن شما رسید کاملا طبیعی است و بابت آن عذاب وجدانی نداشته باشید. زندگی و داشتن رابطه عاطفی با فرد افسرده واقعا میتواند سخت و طاقت فرسا باشد، اما پاسخ به این سؤال، یک "بله" یا "نه" مطلق نیست.
اگر پارتنر شما این مشکل رو انکار میکنه، هیچ تلاشی برای درمان نمیکنه، و شما هم از نظر روانی در حال فروپاشی هستید، شاید ادامه رابطه آسیبزاتر از تموم کردنش باشه.
اما اگر پارتنر شما افسردگی رو به رسمیت شناخته و در مسیر درمان قرار داره، به شما اهمیت میده، و حاضر به مشارکت در حفظ رابطهست، اون وقت این رابطه میتونه نجات پیدا کنه؛ حتی قویتر از قبل.
گاهی وقتی میبینیم حال کسی که دوستش داریم خوب نیست، دلمون میخواد کاری کنیم… اما نمیدونیم چی. بهجای اینکه بپرسیم: «چرا هنوز بهتر نشده؟ چرا مثل قبل نیست؟ چرا منو پس میزنه؟»
بهتر این این سؤالات را از خود بپرسید:
1. من چطور میتونم فضای امنی فراهم کنم تا اون راحت بتونه افکار و احساساتش رو باهام به اشتراک بذاره؟
2. آیا بهش اجازه میدم حالش رو، بدون ترس از قضاوت شدن، باهام درمیون بذاره؟
3. من چقدر دربارۀ افسردگی میدونم؟ آیا نیازه بیشتر اطلاعات کسب کنم تا بتونم بیشتر کمک کنم؟
4. آیا مرزهای سالمی بین کمک کردن و کنترل کردن مشخص کردم؟
5. به پارتنرم یادآوری میکنم که هنوز هم ارزشمنده و هنوز هم به اندازۀ قبل دوستش داریم؟
6. آیا از خودمون مراقبت میکنیم تا بتوانیم در آینده بهتر از او نیز مراقبت کنیم؟
چگونه از پارتنر افسرده خود حمایت کنیم؟
حمایت از پارتنر افسرده در این موقعیت، اصلا کار سادهای نیست؛ دوست دارم توجه شما را به یک نقل قول از دکتر ویلیام گلاسر، مبدع رویکرد تئوری انتخاب و واقعیت درمانی، جلب کنم: هر تصمیمی مشکلات خودش را دارد، شما انتخاب میکنید که میخواهید کدام مشکلات را بپذیرید.
در رابطه عاطفی با فرد افسرده، باید انتخاب کنیم:
· سختی ماندن و حمایت کردن از شریک عاطفی خود
· سختی رها کردن و به فراموشی سپردن رابطه
اگر تصمیم دوم را گرفتید، پیشنهاد میکنم این مقاله که در رابطه با التیام و بهبود پس از شکست عاطفی است را حتما بخوانید: کلیک کنید.
اما اگر تصمیم اول را گرفتید، این چند اصل میتواند به شما کمک بزرگی کند:
پذیرفتن افسردگی به عنوان یک بیماری با بازۀ زمانی مشخص، نه یک ضعف شخصیتی
پارتنر شما تنبل، بی احساس یا بیتفاوت نیست؛ او فقط به سختی در حال دست و پنجه نرم کردن با زندگی است و اگر میخواهید کنار او بمانید، باید به این موضوع آگاه باشید که چقدر انجام تمام کارهای سادۀ روزمره مانند "از روی تخت بلند شدن"، "غذا خوردن"، "خوابیدن" برای او سخت است، چه برسد به انجام فعالیتهای دیگری مانند "ورزش کردن"، "کار کردن" و ...
موضوع را شخصی نکنید
رفتارهای سرد یا بیمیلی او ناشی از بیماری است، نه نشانهای از بیعلاقگی به شما. علائم افسردگی در رابطه اغلب به اشتباه به خیانت یا بیمحبتی تعبیر میشود.
آگاه باشید که موضوع شما نیستید و پارتنر شما هم از رفتاری که با شما دارد رنج میبرد و گاهی اوقات از عذاب وجدان شبها خواب راحتی ندارد. پس در کنارش باشید و به اون بفهمانید که از این شرایط با یکدیگر گذر خواهید کرد.
خود را فراموش نکنید
هنگامی که ماسکهای اکسیژن در هواپیما به پایین پرتاب میشوند، همیشه میگویند قبل از اینکه به بغل دستی خود، که میتواند یک غریبه یا فرزند شما، کمک کنید، ماسک را بر صورت خودتان بگذارید زیرا در غیر اینصورت از هوش خواهید رفت و دیگر به کناریتان هم نمیتوانید کمک کنید.
بسیار مهم است که در این مدت روی انعطاف پذیری روانی خود و افزایش تاب آوری خود کار کنید؛ روتینهایتان را تا جای ممکن انجام دهید، خواب کافی و تغذیۀ مناسب داشته باشید، تفریحات شخصی خود را قطع نکنید. به طور خلاصه، تمام کارهایی که در گذشته به شما احساس خوشایندی میداد را تحت هیچ شرایطی قطع نکنید. در رابطه عاطفی با فرد افسرده، یکی از طرفین باید قویتر از دیگری باشد تا بتوانند از این شرایط عبور کنند.
کمک در پیگیری درمان
افسردگی بدون درمان، فقط زمان نمیبره؛ فرسایش میاره.
اگر پارتنر شما دچار افسردگی هست، ممکنه خودش هم بدونه که حالش خوب نیست، ولی انرژی یا انگیزه کافی برای پیدا کردن درمانگر، رفتن به جلسه، یا حتی شروع صحبت در این باره نداشته باشه.
اینجاست که حضور شما میتونه نقطهی شروع باشه؛ نه به عنوان درمانگر، بلکه به عنوان همراهی که کنارشه، نه جلوتر ازش.
کمکهایی که واقعا اثر دارند:
پیدا کردن یک روانشناس یا روانپزشک مناسب و علمی؛ فردی که پارتنر شما با او ارتباط بگیرد.
رزرو وقت مشاوره یا همراهی تا نزدیک مطب (اگر خود فرد موافق بود؛ اگر موافق نبود، زیاد فشاری وارد نکنید. بسیار مهم است که در این زمان به طور قاطعانه اما مهربانانه در کنار او باشید)
پیگیری منظم دارو یا جلسات، بدون فشار و کنترل
تشویق ملایم به ادامه درمان حتی وقتی احساس بینتیجه بودن داره
یادآوری اینکه افسردگی هم مثل سرماخوردگی یا دیابت، نیاز به پیگیری مداوم داره
یادآوری مداوم اینکه در این شرایط در کنار او خواهید ماند و با یکدیگر از این موقعیت گذر خواهید کرد.
و مهمتر از همه: یادآوری این نکته که «کمک گرفتن، نشانه ضعف نیست.» بسیاری از افراد افسرده از رفتن پیش مشاور خجالت میکشن، فکر میکنن اگر درمان شوند یعنی "دیگر خود واقعیشان نیستند" یا از برچسب خوردن میترسن.
شما میتوایند با آرامش، پذیرش و بدون هیچ نوع قضاوتی، به او اطمینان دهید که این مسیر، مسیر قویتر شدن است، نه عوض شدن؛ و برای قویتر شدن، گاهی اوقات تغییر ضروری است.
گاهی اوقات هم جملۀ سادهای مانند "من نمیخوام تو رو درست کنم. فقط میخوام همراهت باشم و حضورم رو کنارت احساس کنی"، میتونه معجزه کنه...
رابطه عاطفی با فرد افسرده؛ زنگ خطرها!
گاهی ممکن است این دوره به حدی ادامه پیدا کند که شما احساس کنید دارد از شما و محبتتان سوءاستفاده میشود. برخی از علائمی که میتوانند زنگ خطر باشند را نوشتیم:
· پارتنرتان به هیچ وجه درمان را نمیپذیرد و هیچ قدیم در این مسیر برنمیدارد.
· به سلامت روان شما آسیب بسیار زیادی زده شده (اضطراب شدید، اختلال خواب، پرخاشگری)
· وارد رابطهای وابسته و ناسالم شدهاید
· حس نجاتگری شما بیش از حد فعال شده و احساس میکنید تبدیل به منجی شدهاید.
· هیچ تعهدی برای بهبود از سمت فرد افسرده دیده نمیشود
اما پیش از نتیجهگیری، لازم است مجدد جملۀ دکتر گلاسر رو مرور کنم: هر تصمیمی مشکلات خودش را دارد، شما انتخاب میکنید که میخواهید کدام مشکلات را بپذیرید.
اگر احساس کردید که با وجود همۀ اینها باز هم مسائل در رابطه بودن را به مسائل تنها بودن ترجیح میدهید، آفرین به شما که آگاهانه این انتخاب را کردهاید.
· دیگه بس نیست؟ انقدر غصه خوردی و همش ناراحتی،
· منم یهبار ناراحت بودم، اما زود جمعش کردم،
· فقط مثبت فکر کن،
· اگه من مهمم، پس واسه من بهتر شو،
· اگه تلاش کنی، خوب میشی.
جمعبندی: آیا رابطه با فرد افسرده ممکن است؟
بله، اما نه به هر قیمتی. رابطه عاطفی با فرد افسرده نیازمند آگاهی، صبر، آموزش و حمایت مشترک است. اینکه متوجه شوید شما نمیتوانید افسردگی رو برای کسی حل کنید، اما میتوانید فضای امنی ایجاد کنید تا طرف مقابل بتواند خودش را در آن فضا پیدا کند، به شرطی که خودتان را نیز در این مسیر فراموش نکنید.
رابطه با فردی که با افسردگی مواجه است، میتواند بهمرور فرساینده باشد، بهویژه اگر نیازها و مرزهای شخصی نادیده گرفته شوند.
اگر احساس میکنید که در رابطهای گیر کردهاید، احساس درماندگی دارید یا دچار خستگی عاطفی شدهاید، شاید وقت این باشه از مشاوری با فردی حرفهای درخواست کمک کنید...