من تنهایی را بسیار دوست دارم عمیقا به من حس آرامش میدهد و این آرامش را میتوانم با پوست و استخوان حس کنم. هنگامی که تنها هستم،خود ،خود هستم و از آن نهایت لذت را میبرم،اما قضیه آن جا خطرناک میشود که پی میبری،هیچ کس هیچ وقت واقعا تو را دوست نداشته است و حتی نخواهد داشت اما این جا آغاز ماجراست،آغاز غربت و ورود به جهانی دگر اینجاست که بیشتر فکر میکنی و بیشتر غمگین میشوی،البته بیشتر به خودت اهمیت میدهی و یاد میگیری چگونه خودت ،خودت را دلداری دهی و با خود ابراز همدردی کنی،تو حقایقی را میبینی که هر کسی قابلیت دیدن آن را نداشت یا حتی اصلا دوست نداشت،به خودت افتخار کن دلبندم