در این هیاهو که جامعه، هر کسی را به سمت و سوی خود سوق میدهد، تو به دنبال معنای زندگیات بگرد.
هر کسی در زندگیاش معنایی دارد. کسی که بیمعنا زندگی میکند، همچون جسم بیجانی است که بر زمین کشیده میشود و مقصدش ناکجاآباد است. غم و ناامیدی، همچون خورهای به جانش میافتد و او نمیتواند هیچ کاری کند.
مگر اینکه در این هیاهو، به دنبال معنایش بگردد. سپس با آن همخوانی کند و برقصد.
وقتی معنای زندگیات را پیدا کردی، همیشه شاد نیستی. اما معنایت را میدانی. میدانی برای چه نفس میکشی. برای چه زندهای.
به دنبال معنای زندگیات بگرد. تا بدانی برای چه نفس میکشی. رسالت شخصیات در این دنیا چیست.
معنای زندگی هر فردی، همچون موسیقیای است. اگر آن را یاد نگیری، نمیتوانی با آن همخوانی کنی. اما اگر یادش بگیری، با آن همخوانی میکنی، با آن میرقصی.
فقط کافیست آهنگ زندگیات را یاد بگیری. آن موقع است که با عینکی جدید به دنیای اطرافت نگاه میکنی. آن وقت میتوانی رسالت شخصیات را انجام دهی. آن وقت است که بزرگترین خدمت را به خودت و به این جامعهٔ پرهیاهو کردهای.
کتابهای پیشنهادی برای جستوجوی معنا:
· انسان در جستوجوی معنا (ویکتور فرانکل)
· کیمیاگر (پائولو کوئیلو)
· کتابخانهٔ نیمهشب (مت هیگ)
· به کتابفروشی هیونامدونگ خوش آمدید (هوانگ بو-روم)
و در نهایت، حرف یونگ را فراموش نکن:
«دنیا از تو میپرسد کیستی؟ و اگر نتوانی پاسخش را بدهی، خودش تعیین میکند که چه کسی باشی.»
#معنای زندگی
#رسالت شخصی