امروز یه مقاله ای میخوندم در مورد طبع انواع آجیل . اول از همه باید بگم طبیعیه که شمایی که داری این مقاله رو میخونی به احتمال زیاد به صورت رندوم پیداش کردی . بخاطر اینکه معمولا مقاله های عمومی ویرگول تو نتایج جستجو به راحتی رتبه نمیگیرند و شما از طریق گوگل مقالات ویرگول رو پیدا نمیکنی.
احتمالا مفهوم «شبه علم» رو شنیده باشید. به طور خلاصه شبه علم اون گزاره هایی هستند که ظاهر و ادبیات علمی دارند ولی قابل اثبات نیستند. اینجا میخوام بگم که مفهوم طبع و مزاج که توی طب سنتی و باستانی ایرانی وجود داره در واقع یه نوع شبه علم هست.
اما میخوام یه مقدار واضح تر توضیح بدم که چرا باید دید منطقی تری به شبه علمِ طب سنتی داشته باشیم.از اونجایی که قصد تخریب ندارم میخوام بهتون بگم که اتفاقا طب سنتی با یک سری استدلال ها و آزمایش ها بدست اومده اما ایرادش اینه که یه تصویر خیلی تار و کلی از واقعیت هاست.
در طب سنتی طبع آدم ها به چند نوع تقسیم میشه. طبع گرم ، سرد ، تر و خشک. منطق تقسیم پذیری که بر اساس منطق ریاضی بدست میاد ، میگه که شما میتونی یک سری عناصر مشخص رو بر اساس ویژگی های مشخص تقسیم بندی کنی. مثلا شما یه سبد سیب داری ، بر اساس سالم یا کرم زده بودن به دو گروه تقسیم شون میکنی.
پس تقسیم بندی کردن هر مجموعه به خودی خود اشتباه نیست ، تا وقتی که بر اساس ویژگی های مشخص باشه و مطمئن باشیم که اعضایی که تقسیم شدن و توی گروه های مختلف قرار داده شدن ، ویژگی های مشابه رو داشته باشند.
طب سنتی هم از این قاعده مستثنی نیست و بنا به یک سری فاکتور ها مزاج آدم ها رو تقسیم کرده. پس اگر به طب سنتی اعتقادی ندارید ولی یک نفر بهت گفت که تو سرد مزاجی نباید گارد بگیری و تکذیب کنی. چون این تقسیم بندی بر اساس ذهنیت اونه نه ذهنیت تو. مثلا من دوست دارم از امروز به آدمایی که کچلن بگم گرم مزاج ، کسی ام نمیتونه بگه بالای چشمت ابرو!