امروز 20 سالم شد
وارد مرحله ای از زندگی ام شدم که عمم میگه انگار پاتو میزاری روی گاز تا بررسی به 30
آنچه گذشت : بالا و پایین زیادی داشته ام و تا به امروز هنوز بچه ای بودم که فکر میکردم تا همیشه میتوانم زیر بال و پر خانواده ام زندگی کنم و همیشه در این خانه برای من جا هست اما با بالارفتن سن ، انسان بیشتر نیاز دارد که تنها باشد و بدون مشورت و با بسنده کردن بر عقل خودش تصمیماتش را بگیرد
با توجه به ایرانی که الان ما درش زندگی میکنیم ، هرچه زودتر مستقل شویم و خودمان کنترل زندگی را دست بگیریم برای خودمان بهتر است
هیچ ثباتی نیست ، معلوم نیست فردا برای منه 20 ساله چه اتفاقی خواهد افتاد
دیگر من هم جزء کسانی خواهم بود که ازم میپرسن شغلت چیه ، کجا زندگی میکنی و ...
از این روز نقطه عطفی برای زندگی بهتری برای من شروع میشود
به امید روزی که روی پای خودمون واستیم
و من و امثال من و جوانان سرزمینم و تمام دختران و پسران جهان در هرکجا که باشند و با هر عقایدی و هر شرایطی که زندگی میکنند به نسخه بهتری از خودشان برسند و بی غم زندگی کنند تا جهان را آماده کنیم برای زندگی ای با عقاید و طرز فکرهای مدرن تر (و شاد تر)
•(به افتخار داریوش بزرگ برای تحمل پذیری هر عقایدی)
Jelvehgarnik.