
ابتدا بسیار خوشحالم که در خدمت شما هستم و برایتان آرزوی موفقیت و سلامتی دارم. من مهرابی هستم، عضو هیئت علمی دانشکده زمینشناسی دانشگاه تهران با مرتبه دانشیاری. حدود پنج سال است که به عنوان عضو هیئت علمی در دانشگاه تهران فعالیت میکنم. پیش از ورود به دانشگاه، حدود هشت سال در صنعت نفت مشغول به کار بودم و پس از آن حدود دو سال نیز در دانشگاه شیراز و سپس در دانشگاه تهران تدریس و پژوهش داشتم. حوزه تخصصی من زمینشناسی نفت، مطالعات سنگشناسی رسوبی و ژئوشیمی رسوبی است. پژوهشها و آموزشهای من نیز عمدتاً در همین زمینههاست؛ از جمله اکتشاف ذخایر نفت و گاز و کاربرد مطالعات زمینشناسی، بهویژه سنگشناسی رسوبی و ژئوشیمی، در حوزههای اقلیمشناسی، محیط زیست و موضوعات مرتبط.
فعالیت اصلی شما در حوزه اکتشاف منابع نفت و گاز است؟
بله، بخش عمدهای از کارهای من در حوزه اکتشاف ذخایر نفت و گاز بوده است. البته با گذشت زمان و تغییر روندهای جهانی در مطالعات انرژی، ما نیز فعالیتهای خود را تا حدی به سمت موضوعات جدید مانند انرژیهای تجدیدپذیر، ذخایر نامتعارف، مطالعات زیستی و اقلیمی و ژئوشیمی رسوبی سوق دادهایم. با این حال، میتوانم بگویم بیش از هشتاد درصد فعالیتهای اخیر من همچنان در حوزه اکتشاف ذخایر نفت و گاز بوده است. بخشی از کارها سطحالارضی بود، یعنی مطالعات زمینشناسی روی سطح زمین. اما حدود شصت تا هفتاد درصد فعالیتها زیرسطحی بود؛ شامل مطالعات اکتشافی بر دادههای ژئوفیزیکی، اطلاعات حاصل از چاههای نفت و گاز حفاریشده و همچنین مدلسازی و شبیهسازیهای نرمافزاری و کامپیوتری.
برای مدلسازی از چه دادههایی استفاده میکنید؟
دادههای مورد استفاده بسیار گستردهاند؛ شامل دادههای زمینشناسی، ژئوفیزیکی، پتروفیزیکی و ژئوشیمیایی. این مجموعه عظیم اطلاعات در نرمافزارهای پیشرفتهای مانند Petrel و نرمافزارهای مشابه یکپارچهسازی میشود و در نهایت مدل مخزن ساخته میشود. این مدل در واقع شبیهسازی وضعیت لایههای زمینشناسی در اعماق دو تا چهار کیلومتری زمین است. چنین شبیهسازیهایی به ما کمک میکند حجم نفت و گاز موجود را تخمین بزنیم، آینده تولید از میادین را پیشبینی کنیم و محل مناسب برای حفاری چاههای جدید را پیشنهاد دهیم. اخیراً نیز وارد مباحثی مانند ازدیاد برداشت و مطالعات مربوط به مخازن نامتعارف شدهایم. البته به دلیل عقبماندگی نسبی کشور در زمینه فناوریهای نوین انرژی، هنوز فاصلهای با سطح جهانی داریم، اما فعالیتها آغاز شده و امیدواریم به سطح مطلوب برسیم.
رویای شما در این حوزه چیست؟
اگر شرایط ایدهآل فراهم باشد و همه امکانات و تجهیزات در دسترس باشد، آرزوی من این است که در حوزه اکتشاف و بهرهبرداری از ذخایر هیدروکربنی به نقطهای برسیم که بتوانیم تمام مراحل از اکتشاف تا تولید و حتی ازدیاد برداشت را با فناوریهای بومی انجام دهیم، بدون وابستگی به شرکتها و تجهیزات خارجی. همچنین رویای دیگر من این است که بخش قابل توجهی از انرژی مصرفی کشور از منابع تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی، بادی و زمینگرمایی تأمین شود تا آلودگیهای زیستمحیطی کاهش یابد. در مورد شخص خودم نیز آرزو دارم بتوانم در حوزه پژوهش و آموزش گامهای مؤثری بردارم و در راستای این اهداف، نقش مثبتی ایفا کنم.

در چرخهای که برای تحقق این رویا مطرح کردید، کدام بخشهاست که در کشور هنوز توانایی انجام مستقل آن را نداریم؟
برخی محدودیتهای فناورانه وجود دارد. برای مثال، تا چند سال پیش در زمینه حفاری دکلهای نفت و گاز، فناوری لازم را در اختیار نداشتیم. خوشبختانه در ده تا پانزده سال اخیر پیشرفتهای زیادی حاصل شده و اکنون شرکتهایی در ایران وجود دارند که فرآیند حفاری را به طور کامل انجام میدهند. اما در بخشهای دیگر، مانند ارزیابی چاههای نفت و گاز، هنوز برخی تکنیکهای پیشرفته مانند لاگهای تصویری و مغناطیسی در کشور موجود نیست. دانش نظری این حوزه را داریم، اما تبدیل آن به ابزار و فناوری نیازمند توسعهای است که هنوز در کشور محقق نشده است. به همین دلیل، ناچاریم از شرکتهای خارجی کمک بگیریم و هزینههای زیادی صرف این بخش میشود، که بخشی از درآمد نفتی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
آیا همان تکنولوژی روز که در کشورهای خودشان استفاده میکنند، در ایران هم پیادهسازی میشود؟
بستگی دارد! در دورههایی که تحریمها کمتر میشود و شرکتهای معتبر وارد ایران میشوند، آنها بروزترین فناوریها را به همراه میآورند. اما زمانی که تحریمها شدیدتر میشود و شرکتهایی مانند چینیها وارد میشوند، طبیعتاً فناوریهایی که ارائه میدهند شاید در سطح اول دنیا نباشد، اما در حدی هست که کار را پیش ببرد. بنابراین مشکل اصلی ما بیشتر در حوزه ابزار و تجهیزات است. از نظر علمی و دانشی چیزی از دنیا کم نداریم؛ حتی در بسیاری از حوزهها در مرزهای دانش حرکت میکنیم. اما وقتی پای ابزار و تجهیزات به میان میآید، محدودیت داریم. برای مثال، سادهترین ابزار مورد نیاز در رشته ما میکروسکوپ است. تجهیزات آزمایشگاهی ما قدیمیاند و بسیاری از میکروسکوپها بهروز نیستند. این تنها نمونهای ساده است و مشکلات در بخشهای دیگر نیز وجود دارد. بنابراین اگر تجهیزات فراهم باشد، در سایر بخشها مشکل خاصی نداریم.
یعنی پروتکلها و دانش علمی را داریم؟
بله، کاملاً. بسیاری از زمینشناسان نفت ایران وقتی به خارج از کشور میروند، جزو موفقترین متخصصان دنیا میشوند. دلیلش این است که پایه علمی بسیار قوی دارند، اما ابزار در اختیارشان نیست. به محض اینکه در شرکتهای بزرگ نفتی دنیا مشغول به کار میشوند و ابزارهای پیشرفته در اختیارشان قرار میگیرد، تواناییهای علمیشان شکوفا میشود و جزو بهترینها میشوند.
در این مصاحبه دو بخش داریم؛ بخش اول رویایی و ایدئالیستی است و بخش دوم به اقدامات عملی میپردازد. هنوز وارد بخش دوم نشویم. یک سؤال از همان بخش اول دارم: آیا دو رویایی که مطرح کردید با هم تناقض ندارند؟
بله، تناقض وجود دارد. بخش عمده تلاش من در حوزه مخازن نفت و گاز بوده است؛ سوختهای فسیلی که آلایندهاند و به محیط زیست آسیب میزنند. اما رویای دوم من کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و حرکت به سمت انرژیهای پاک است. دلیلش این است که نگاه من خودخواهانه نیست؛ نمیخواهم صرفاً در حوزهای که تخصص دارم باقی بمانم. میتوانم تغییر مسیر بدهم و در حوزه انرژیهای نو و پاک فعالیت کنم. تناقض از این جهت وجود دارد که در دنیا شعارهای زیادی درباره استفاده از انرژی پاک داده میشود، اما همان کشورهایی که این شعارها را مطرح میکنند، مانند آمریکا و کشورهای اروپایی، همچنان بیشترین تولیدکنندگان گازهای آلاینده هستند و بخش اعظم انرژیشان از سوختهای فسیلی تأمین میشود. البته این شعارها باعث شده برخی کشورها مانند استرالیا و برخی کشورهای اروپایی اقدامات زیرساختی مهمی برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی انجام دهند. در ایران، به دلیل وفور منابع فسیلی و توسعه زیرساختها بر اساس آن، تغییر مسیر به سمت انرژیهای نو بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود. رویای من این است که ارادهای جدی از بالاترین سطح مدیریتی کشور شکل بگیرد و تصمیمسازی و تصمیمگیری در این راستا انجام شود. زیرا روزی ذخایر نفت و گاز ما کاهش خواهد یافت و آلودگیهای زیستمحیطی نیز هر سال بدتر میشود. باید به نسلهای آینده فکر کنیم، نه فقط به خودمان یا فرزندانمان. البته که سوختهای فسیلی همچنان ارزشمندند و حتی بخش عمدهای از صنعت جهان هنوز بر پایه زغالسنگ میچرخد. شاید تصور شود زغالسنگ مربوط به گذشته است، اما هنوز بسیاری از کارخانههای بزرگ دنیا از آن استفاده میکنند.

پس دو جریان موازی وجود دارد؛ یکی واقعیت فعلی و دیگری رویای آینده.
دقیقاً. باید به آینده فکر کنیم، زیرا سوختهای فسیلی دیر یا زود تمام خواهند شد. یا به دلیل آسیبهای شدید زیستمحیطی که هوای قابل تنفس باقی نگذارد باید آن ها را کنار گذاریم. در آن زمان مجبور خواهیم شد مصرف سوختهای فسیلی را کاهش دهیم و جایگزینهایی داشته باشیم تا دچار بحران نشویم. نمونهای از این اقدامات در مشکینشهر اردبیل در حال انجام است؛ نیروگاه زمینگرمایی در دست ساخت است که از انرژی زمینگرمایی برای تولید برق استفاده خواهد کرد. البته پیشرفت آن کند بوده است. کشور ما از نظر زمینشناسی پتانسیل بالایی برای استفاده از انرژی زمینگرمایی دارد. همچنین تابش خورشید در مناطق کویری ایران بسیار زیاد است. البته نصب پنلهای خورشیدی نیازمند مطالعات دقیق است و نمیتوان در هر نقطه صرفاً به دلیل وجود آفتاب آنها را نصب کرد، زیرا خود پنلها نیز میتوانند آسیبهایی داشته باشند. انرژی باد نیز در کشور قابل استفاده است، اما میزان بهرهبرداری فعلی در مقایسه با ظرفیت موجود بسیار کم است و باید تلاش بیشتری در این زمینه صورت گیرد.
رویایی که مطرح کردید از جنس کاهش آلایندههاست. اما حتی در انرژیهای تجدیدپذیر مانند باد و خورشید نیز ممکن است در آینده چالشهایی ایجاد شود. چه قواعدی باید وضع شود تا مطمئن باشیم بهرهبرداری پایدار و بهینهای داریم؟
هر پروژهای در حوزه انرژی، چه مربوط به سوختهای فسیلی و چه انرژیهای نو، باید دارای پروتکلهای زیستمحیطی باشد. این پروتکلها نباید صرفاً در حد قانون و کتاب باقی بمانند، بلکه باید بهطور واقعی اجرا شوند. برای مثال، در حوزه نفت و گاز که تخصص من است، قوانین خوبی وجود دارد که الزام میکند پیش از آغاز فعالیتهای اکتشافی، مطالعات زیستمحیطی انجام شود تا مشخص شود آیا به اکوسیستم یا اتمسفر منطقه آسیبی وارد میشود یا خیر. مشکل ما در اجراست؛ قوانین وجود دارند اما شرکتهای نفتی به دلیل قدرت و منابع مالی زیاد، گاهی آنها را دور میزنند.
بنابراین، هر نوع انرژی که استفاده شود، در کنار فوایدش نیازمند رعایت اصولی است. حتی انرژیهای پاک نیز اگر پروتکلهای زیستمحیطی در موردشان رعایت نشود، میتوانند آسیبزا باشند. شرط اصلی این است که قوانین متناسب با فعالیتها تدوین و بهطور جدی اجرا شوند، بدون چشمپوشی در شرایط خاص. اگر این قوانین رعایت شوند، میتوانیم انرژی را بهرهبرداری کنیم و در عین حال آسیبها را به حداقل برسانیم. برای نمونه، در مورد ورود گازهای سمی به اتمسفر، بهویژه دیاکسید کربن (CO2) که عامل اصلی گرمایش جهانی است، پروژههایی در دنیا تعریف شدهاند که این گاز را جمعآوری و به لایههای زیرزمینی تزریق میکنند. این فرآیند را Underground Gas Storage یا ذخیرهسازی زیرزمینی گاز مینامند. در این روش، گاز CO2 پیش از ورود به اتمسفر، از طریق سیستمهای شیمیایی و زمینشناسی به زیرزمین تزریق میشود و مانع انتشار آن در جو میگردد. البته اهداف مختلفی برای این کار وجود دارد. یکی از کاربردها تزریق دوباره CO2 به مخازن نفت و گاز است که فشارشان کاهش یافته، تا فشار مخزن افزایش یابد و تولید نفت و گاز بیشتر شود. البته اهداف دیگری نیز وجود دارد که فرصت پرداختن به آنها در این جلسه نیست. در مجموع، میتوان آلایندهها را جمعآوری، ذخیرهسازی و حتی بازیافت کرد تا وارد اکوسیستم نشوند و آسیب کمتری ایجاد کنند.
حالا وارد فاز عملیاتی شویم. شما دو رویا مطرح کردید: یکی بهینهسازی حوزه نفت و دیگری توسعه انرژیهای جایگزین. برای تحقق هر کدام، چه اصلاحاتی باید انجام شود و چه کسانی باید وارد عمل شوند؟
این موضوع بسیار گسترده است. تصمیمسازی در حوزه انرژی باید از بالاترین ارکان کشور آغاز شود؛ از مجلس و دولت گرفته تا سطوح مدیریتی عالی. خوشبختانه اخیراً شاهد هستیم که حتی رئیسجمهور و وزرا درباره انرژیهای نو صحبت میکنند؛ موضوعی که پیشتر کمتر مطرح میشد. این نشان میدهد ضرورت تغییر روند در حوزه انرژی توسط تصمیمگیران ارشد کشور احساس شده است. این تغییر روند باید در همه زمینهها اتفاق بیفتد: از قانونگذاری گرفته تا آموزش، تربیت نیروی انسانی و صنعت. بخشی از محدودیتهای ما مربوط به فناوری است که باید برای رفع آن برنامهریزی شود. همچنین تحریمها و سیاست خارجی نقش مهمی دارند و تعامل با دنیا ضروری است.
برای مثال، حتی در پروژههای دانشگاهی ساده، مانند پایاننامههای دانشجویی که نیازمند چند آنالیز ژئوشیمیایی هستند، مجبوریم نمونهها را به خارج از کشور ارسال کنیم تا آنالیز انجام شود، زیرا تجهیزات لازم در ایران وجود ندارد. این مشکل باید برطرف شود. بهویژه در حوزه انرژیهای پاک و تجدیدپذیر که نیازمند فناوریهای پیشرفته و هایتک هستند، باید بازنگریهای کلان در سیاستگذاری و قانونگذاری صورت گیرد.
زیرساخت همه این اقدامات این است که ابتدا به این نتیجه برسیم که باید وابستگیمان به نفت و گاز کاهش یابد. یادم هست چند سال پیش در دیداری با رهبری، دکتر ستاری (رئیس وقت بنیاد نخبگان) گفت: «ما باید وابستگیمان به انرژیهای زیرزمینی را کم کنیم و به انرژیهای روی زمین بیاوریم.» این سخن مورد تأیید قرار گرفت و برجسته شد. اگر این نگاه بهطور واقعی پذیرفته شود و سیاستگذاریهای کشور بر اساس آن شکل گیرد، آنگاه میتوانیم ساختارها، دانشگاهها، تصمیمگیریها و واردات تجهیزات و فناوری را اصلاح کنیم و به سطحی برسیم که در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم.
حالا اگر از زاویه پایین به بالا نگاه کنیم، مثلاً ما دانشجویان زمینشناسی چه نقشی میتوانیم ایفا کنیم؟ و شما به عنوان استاد زمینشناسی در حال حاضر چه اقداماتی انجام میدهید؟
هر کسی باید در محدوده اختیارات و تواناییهای خود کاری انجام دهد. ما در دانشکده زمینشناسی، بهویژه در دپارتمان زمینشناسی نفت و سنگهای نرم، بیکار ننشستهایم. سرفصلهای درسی را بازنگری کردهایم و درسهایی مرتبط با انرژیهای پاک تعریف و اضافه کردهایم. حتی در مقطع کارشناسی، درسی با عنوان «زمین و انرژی» پیشنهاد دادهام تا دانشجویان از همان ابتدا با موضوع انرژیهای نو، اهمیت آنها در جهان و روندهای جهانی آشنا شوند.
در بخش پژوهش نیز تلاش کردهایم تحقیقات خود را به سمت انرژیهای نو سوق دهیم. برای نمونه، برخی دانشجویان دکتری ما روی موضوع ذخیرهسازی زیرزمینی گاز کار میکنند؛ موضوعی که پیشتر در دانشگاهها چندان مورد توجه نبود و حتی گفته میشد ارتباطی با زمینشناسی ندارد. در حالی که ریشه بسیاری از مسائل انرژیهای نو در زمینشناسی است.
بنابراین، اقداماتی مانند اصلاح سرفصلهای درسی، هدایت پایاننامهها و رسالههای کارشناسی ارشد و دکتری به سمت حل چالشهای انرژیهای پاک و ذخیرهسازی زیرزمینی گاز، و همچنین طرح این دغدغهها در مجامع علمی و در حضور مدیران و وزرا، بخشی از کارهایی است که انجام میدهیم. هر فرد در جایگاه خود—چه دانشجو، چه عضو هیئت علمی، چه نماینده مجلس یا رئیسجمهور—باید تلاش کند این موضوع را جا بیندازد و به سمت حل آن حرکت کند.
البته میدانم که در سطح کشور نیز فکرهایی شده و اقداماتی صورت گرفته است. این دغدغه تنها متعلق به من نیست، بلکه مسئولان کشور نیز آن را دارند. اما نیازمند یک اراده جمعی هستیم تا همه با هم شروع کنیم. این مسیر کوتاهمدت نیست؛ شاید ده تا بیست سال طول بکشد تا ایران به نقطهای برسد که در حوزه انرژیهای نو حرفی برای گفتن داشته باشد. من هم در محدوده اختیارات و مسئولیتهای خود، و حتی فراتر از آن، با دلسوزی برای محیط زیست، کشور و نسلهای آینده تلاش میکنم. وقتی این صداها در دانشگاههای مختلف توسط دانشجویان و اساتید بلند شود، کمکم به گوش وزرا، نمایندگان مجلس و رئیسجمهور خواهد رسید و میتواند در سطح کلان جنبوجوشی ایجاد کند.
نمونهای مشابه را در بحران آب دیدهایم. سالها پیش متخصصان هشدار دادند که سفرههای آب زیرزمینی در حال نابودی است و دریاچه ارومیه خشک میشود، اما به دلیل وجود سدها و بارشها، این هشدارها جدی گرفته نشد. اکنون به نقطهای رسیدهایم که سدها خالی شدهاند و بحران آشکار شده است. در حوزه انرژی نیز همین نگرانی وجود دارد: نباید به نقطهای برسیم که نفت و گاز تمام شود و تازه به فکر جایگزین بیفتیم. باید پیش از آن اقدام کنیم. انرژی هستهای نیز نمونهای مهم است. با وجود بحثها، هزینهها و حتی درگیریهای سیاسی و امنیتی پیرامون آن، انرژی هستهای یکی از مهمترین منابع تجدیدپذیر است. این انرژی کاربردهای فراوانی دارد و تنها یکی از آنها ساخت سلاح هستهای است. بنابراین، توجه به انرژی هستهای در کنار سایر انرژیهای نو اهمیت زیادی دارد. ما هم در حد توان و اختیارات خود تلاش میکنیم تا این مسیر هموار شود و کشور به سمت آیندهای پایدار حرکت کند.
پروژههای شما در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری، چه در زمینه شخصی و چه توسط دانشجویانتان، در چه حوزههایی تعریف شدهاند؟
ما در زمینه ذخیرهسازی زیرزمینی گاز بسیار فعال هستیم. همانطور که پیشتر اشاره کردم، هدف این است که گازهای مضر برای اتمسفر را یا پیش از ورود به جو جمعآوری کنیم یا پس از ورود، آنها را استخراج کرده و به لایههای زیرزمینی تزریق کنیم. این کار نیازمند مطالعات دقیق زمینشناسی است؛ درست مشابه مطالعاتی که برای اکتشاف نفت انجام میشود، با این تفاوت که هدف یافتن لایههای مناسب برای تزریق گاز است.
این پروژهها بیشتر در راستای کاهش آلایندهها هستند؟
بله. برخی دانشجویان دکتری ما در این زمینه فعالاند. یکی از آنها پروپوزال خود را نوشته و کار را آغاز کرده است، دیگری در مرحله تعیین موضوع و رایزنی با سازمانها و ارگانهای مرتبط است. برای این پروژهها به دادهها و آزمایشهای مختلف نیاز داریم؛ بخشی را خودمان تولید و تحلیل میکنیم و بخشی را باید نهادهای ذیربط در اختیارمان قرار دهند. در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، تمرکز ما بر ذخیرهسازی زیرزمینی CO2 در مناطق زمینشناسی مشخص است. همچنین در زمینه انرژی زمینگرمایی (ژئوترمال) پروژهای مشترک با یکی از همکارانمان در ایتالیا داریم تا ضمن کسب دانش و تجربه، بتوانیم مشابه آن را در کشور خودمان پیادهسازی کنیم.
آیا نمونهای از پروژههای ژئوترمال در داخل کشور داریم؟
بله. برای مثال در مشکینشهر نیروگاهی در حال احداث است، اما بهرهبرداری آن هنوز محدود است. ایران کمربند آتشفشانی مهمی به نام «کمربند ارومیه–دختر» دارد که پتانسیل بالایی برای انرژی زمینگرمایی دارد. چشمههای آب گرم در مناطقی مانند اردبیل و محلات نشاندهنده وجود شرایط ژئوترمال در زیرزمین هستند. با این حال، توسعه این ظرفیتها متناسب با پتانسیل کشور پیش نرفته و جای کار زیادی وجود دارد. مشکل اصلی، علاوه بر فناوری، نبود اراده جدی و حساسیت کافی برای پیشبرد این پروژههاست. در حال حاضر بیشتر به شکل یک ژست مطرح میشود؛ مثلاً نصب چند پنل خورشیدی یا چند توربین بادی. واقعیت این است که زمانی میتوانیم ادعا کنیم در انرژیهای تجدیدپذیر پیشرفت کردهایم که مثلاً ۸۰ درصد خانههای تهران مجهز به پنل خورشیدی باشند یا چندین سایت بزرگ ژئوترمال در کشور فعال باشد.
در زمینه سیاستگذاری و سرمایهگذاری انرژی ژئوترمال، وضعیت چگونه است؟
چون شخصاً در این حوزه بهطور مستقیم درگیر نبودهام، نمیتوانم نظر دقیقی بدهم. ترجیح میدهم در زمینهای که اطلاعات کافی ندارم اظهار نظر نکنم.
اما در زمینه ذخیرهسازی زیرزمینی گاز، فعالیت شما جدیتر است؟
بله. ضعف اصلی ما در این حوزه بیشتر مربوط به فناوری است. سالهاست که ساختارهای زمینشناسی مناسب برای ذخیرهسازی زیرزمینی گاز در کشور شناسایی و مطالعه شدهاند و ویژگیهای آنها اثبات شده است. اما به دلیل محدودیتهای تکنولوژیکی، این پروژهها بهطور گسترده اجرا نشدهاند. در برخی مناطق مانند گلستان و قم تزریق آزمایشی انجام شده است. ذخیرهسازی زیرزمینی گاز علاوه بر کاهش آلایندهها، کاربرد دیگری نیز دارد: برای مثال، گاز میدان پارس جنوبی باید از طریق خطوط انتقال به استانهای شمالی برسد، اما در زمستان فشار شبکه کاهش مییابد و کمبود گاز ایجاد میشود. در این روش، گاز در فصلهای گرم به لایههای زیرزمینی تزریق میشود و در زمستان از همان مخزن برداشت و به شبکه تزریق میگردد. البته این کار هنوز در مقیاس کوچک انجام میشود و باید بسیار گستردهتر شود.
به نظر میرسد این حوزه ظرفیت زیادی دارد و دانشجویان هم میتوانند در آن نقش داشته باشند.
دقیقاً. این بسیار عالی است. تلاشها باید در همه سطوح انجام شود؛ هم توسط دانشجویان از طریق انجمنهای علمی، نشریات و تشکلها، و هم توسط اساتید و پژوهشگران. ما نیز در حد توان خود تلاش میکنیم تا این دغدغهها مطرح شود و اجماع کلی شکل بگیرد. اگر این همصدایی ایجاد شود، میتواند در سطح کلان کشور تأثیرگذار باشد و اتفاقات خوبی در حوزه انرژی رقم بخورد.
