
مقدمه
اسفندماه سال ۱۴۰۰ بود؛ روزهایی که هنوز سایه کرونا بر زندگی مردم سنگینی میکرد، اما شور دیدار عزیزان و نزدیک شدن به نوروز، حال و هوای دیگری به دلها میبخشید. قرار بود سفری خانوادگی را آغاز کنیم؛ سفری از مشهد به شیراز، همراه با خانواده خودم، خانواده برادرم و پدر و مادرم. هدف سفر فقط گردش نبود؛ دو مراسم عروسی از اقوام و دوستان قدیمی نیز در برنامه داشتیم؛ یکی در مرودشت و دیگری در داراب.درست درهمان زمانی که کرونا به اوج رسبده بود مردم ازترس کرونا حتی با عزیزترین افراد زندگیشون رفت وآمد نداشتن مادعوت شدیم به دوتا عروسی واقعا تصمیم گیری خیلی سخت بود ولی ازونجایی که من اون زمان توکادر درمان بودم وخیلی با افراد کرونایی درارتباط بودم برخلاف بقیه که ازکرونا نرس زیادی داشتن وحتی به خاطر تین ترس واضطراب جونشون رو ازدست دادند من اصلا ازکرونا نمیترسیدم واصلا به خودم استرس راه نمیدادم به هرحال تصمیم براین شد که به این سفر بریم.
آغازسفر:ازمشهد تاشهرشعرونارنج

وسایل سفرازقبل آماده کرده بودیم قرارشد بعدازنمازصبح راه بیفتیم صبح زودزمانی که هوای مشهد هنوز بوی زمستان میداد،راهی جاده شدیم ازمشهدتاشیراز باید مسافتی حدود۱۳۵۰ تا۱۴۰۰ کیلومتررا در مدت زمان ۱۵الی۱۷ساعت طی میکردیم،۳خانواده بودیم خانواده خودم(همسروفرزندانم)،خانواده برادرم وپدرومادرم.خودروها یکی پس از دیگری به راه افتادند،درطول مسیر صحبت از خاطرات گذشته،عروسی،دیداردوستان قدیمی بود هرچه به سمت جنوب کشور پیش میرفتیم هوادلپذیرتر می شدو نشانههای بهار بیشتر خودنمایی میکرد.درطول مسیر جایی رو جهت استراحت ونمازظهر وصرف ناهار نگه داشتیم وبعد دوباره راه افتادیم
پس از ساعتها رانندگی، سرانجام به شیراز رسیدیم؛ شهری که از همان لحظه ورود، آرامش خاصی در کوچهها و خیابانهایش موج میزد.ازشیراز تامرودشت( منزل اقوام ودوستان ومکان عروسی) حدودنیم ساعتی باید میرفتیم منزل دوست وآشنای قدیمی که حدود پنجاه سال شایدم بیشتراززمانی که پدرم نوجوان بوده بااین خانواده رفت وآمد داشتیم طوری که الان آنها عضوی ازخانواده ماشده انداززمانهای قدیم که پدربزرگشان یکی ازخانهای قبایل اون منطقه بود بلاخره به مقصد رسیدیم شب شده بود وقتی وارد منزل شدیم خیلی شلوغ پلوغ بودمراسم حنابندون بودهمه باشوق وذوق پذیرای حضورماشدندماهم بعد یه استراحت کوتاه وپوشیدن لباس وارد مجلس شدیم رسم داشتن شب اول حنابندون بگیرن وشب دوم عروسی بارسم ورسومات محلی که داشتن مراسم حنابندون برگزار شدهمه لباس محلی پوشیده بودند ورقص محلی،داشتندبرام خیلی جالب بود خانمهاشون وقتی لباس محلی میپوشیدن وروسری سرمیکردند همشون ازدوطرف چند تاگیس مو آویزون داشتد خلاصه بعد کلی رقص و پایکوبی وهلهله مراسم تموم شدهمه راهی منازلشون شدند وفقط چند نفر ازدخترای عمو صفر (همون دوست چندین ساله که مابهش میگفتیم عمو)شب روموندن که خونه هارو تمیزومرتب کنندشب خوابیدیم روز بعد باید خودمون رو آماده مراسم عروسی میکردیم بعد ازخوردن صبحانه ،هرکسی یک کاری انجام میداد و یکی ظرف بشوره یکی جارو وچندنفر هم میوه های عروسی رو باید میشستیم ومیوه شیرینی برای بردن به تاالار آماده میکردیم چون کرونا بود خیلی کارا و باید خود صاحب مجلس انجام میداد بعد صرف ناهارو ...اماده شدیم برای رفتن به عروسی بارعایت پروتکل ها😂مراسم خیلی باشکوه برگزار شدوخنده وشادی درمیان مهمانان موج میزدخیلی خوش گذشت،وبه خوشی تموم شد.روزسوم تصمیم گرفتیم برای بازدیدتخت جمشیدبریم.
تخت جمشید؛ شکوه ایران باستان

بعد از مراسم عروسی مرودشت، به بازدید از تخت جمشید رفتیم. این مجموعه تاریخی در حدود ۶۰ کیلومتری شمال شیراز قرار دارد.

وقتی از میان ستونهای عظیم و نقشبرجستههای باستانی عبور میکردیم، عظمت تمدن ایران باستان را با تمام وجود احساس میکردیم. دیدن کاخها و سنگنگارههایی که بیش از دو هزار سال قدمت دارند، تجربهای فراموشنشدنی بود
روزچهارم بودکه بعدازخداحافظی ازاقوام مرودشتی باید به سمت داراب میرفتیم وبه عروسی دوم میرسیدیم ولی قبل ازرفتن به داراب توی شهرشیراز توقف کردیم واز چند جای دیدن کردیم.
شیرازیکی از بهترین شهرهای ایران است شهری که نامش باحافظ،سعدی،باغ های ایرانی وبناهای تاریخی گره خورده است.
شاهچراغ ،آرامش در قلب شیراز

یکی از نخستین مکانهایی که بازدید کردیم، شاهچراغ بود. فضای معنوی حرم، آیینهکاریهای خیرهکننده و نورهایی که در سقف منعکس میشدند، هر بینندهای را مجذوب میکرد.

در آن روزهای پایانی سال، زائران بسیاری از شهرهای مختلف ایران برای زیارت آمده بودند. لحظاتی آرام و دلنشین را در کنار خانواده سپری کردیم.بازار وکیل سفر به دل تاریخ
بازاروکیل سفر به دل تاریخ

بازار وکیل یکی از زیباترین بازارهای سنتی ایران است. هنگام قدم زدن در راهروهای قدیمی بازار، صدای فروشندگان، عطر ادویهها و صنایع دستی رنگارنگ، حال و هوای خاصی ایجاد میکرد.

از سوغاتهای معروف شیراز مانند مسقطی، آبلیمووآبغوره ی طبیعی و صنایع دستی نیز خرید کردیم تا یادگاری این سفر باشند.
حافظیه

سپس به حافظیه رفتیم،درمیان فضای شاعرانه آرامگاه حافظ ،فال حافظ گرفتیم وساعتی رادرمیان درختان وباغ زیبای مجموعه گذراندیم.
سعدیه

درادامه بازدید از سعدیه انجام شد،فضای دلنشین آرامگاه سعدی وحوض های فیروزه ای آن ،آرامشی وصف ناپذیر داشت.
بعداز بازدید سعدیه به سمت داراب که آخرین مقصدسفرما بودحرکت کردیم.
داراب:طبیعت بکرجنوب فارس

مسافت شیرازتاداراب حدود۲۴۵تا۲۶۰کیلومتراست که حدود سه ساعت باید این مسیر رو طی کنیم جاده شیراز به داراب مناظر زیبایی داشت،هرچه پیش میرفتیم طبیعت منطقه تغییر میکردبه داراب رسیدیم اکثر خیابانهای داراب پرتزدرخت نارنج وپرتقال بود داراب سهر تاریخی وزیبا دراستان فارس است .
به منزل اقوام رسیدیم بعد کلی خوش وبش واحوالپرسی وصرف شام رفتیم برای استراحت وخواب که باید فردا برای مراسم حنابندون عروسی آماده میشدیم داراب هم مثل مرودشت دوشب مراسم داشتند اول حنابندون باهمان لباسهای سنتی ومحلی وشب دوم مراسم عروسی درتالار،شب اول که مراسم حنابندون بود من کلی با لباسهای محلشون( به قول خودشون لباس قری) عکس گرفتم هردو مراسم خیلی باشکوه عالی برگزار شدروز بعد عروسی راهی جاهای دیدنی داراب شدیم اول به چشمه گلابی رفتیم.ازداراب تا چشمه گلابی تقریبا نیم ساعت راه بود
چشمه گلابی داراب

یکی از زیباترین جاذبههای اطراف داراب، چشمه گلابی است. آب زلال و طبیعت سرسبز اطراف آن، فضایی آرام و دلنشین ایجاد کرده است.
📍 فاصله تقریبی مرکز شهر داراب تا چشمه گلابی حدود ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر است و با خودرو کمتر از نیم ساعت زمان میبرد.
صدای جریان آب و هوای مطبوع منطقه باعث شد ساعتها در کنار چشمه بنشینیم و از طبیعت لذت ببریم.
دیگر دیدنیهای داراب
دارابگرد

یکی از قدیمیترین شهرهای مدور جهان که قدمت آن به دوران باستان بازمیگردد.
آبشار فدامی
آبشاری شگفتانگیز که به دلیل ویژگیهای خاص آب آن شهرت دارد.
تنگ رغز
یکی از زیباترین درهها و تنگههای ایران که به «عروس درههای ایران» معروف است.
پایان سفر
پس از روزهایی پر از شادی، دیدار، گردش و شرکت در دو مراسم عروسی، زمان بازگشت فرا رسید. در مسیر برگشت به مشهد، هر کدام از ما خاطرهای متفاوت از این سفر در ذهن داشتیم؛ از شکوه تخت جمشید گرفته تا آرامش شاهچراغ، از هیاهوی بازار وکیل تا طبیعت زیبای داراب و چشمه گلابی.
این سفر برای ما فقط یک جابهجایی بین دو شهر نبود؛ فرصتی بود برای تجدید دیدار با عزیزان، ساختن خاطرات خانوادگی و استقبال از سال نو در کنار کسانی که دوستشان داریم.
سفر اسفند ۱۴۰۰ به شیراز، مرودشت و داراب هنوز هم یکی از شیرینترین خاطرات خانوادگی ماست؛ سفری که در آن بهار، دوستی، خانواده و عشق در کنار هم معنا پیدا کردند. 🌷🚗✨
📍