غمانگیزه که مطالبهی ما از رفع فیلترینگ رسیده به اتصال اینترنت! دو هفتهست که اینترنت بینالمللی قطعه. کسبوکارها توی کما رفتن و به حیات نباتی خودشون ادامه میدن. نمیشه آمار دقیقی داشت ولی پرسوجوی من از اطرافیان نشون میده موج تعدیلهای تازه دوباره شکل گرفته. توی سالی که خردادش جنگ اتفاق افتاد و عدهای زیادی شغلشون رو ازدست دادن، در کمتر از چندماه دوباره این اتفاق داره تکرار میشه. یه بیزنس مگه چندبار تحمل تابآوری توی شرایط بحرانی رو داره؟
موضوع از جایی درآورتر میشه که اینستاگرام اگه مهمترین درگاه فروش کسبوکارها نباشه، حتما از مهمترینهاشه. توی روزهای اول قطع اینترنت که حتی سایت خیلی از کسبوکارها هم بالا نمیاومده. سایتهایی که خیلی وقتها ترافیک اصلیشونو از شبکههای اجتماعی میگرفتن. شبکههای اجتماعی؟ ما حتی تا چند روز پیش، گوگل رو هم نداشتیم تا بتونیم با سرچ ساده به یه نتیجه برسیم. الان هم کوگل برای ما مثل ویترین مغازهای شده که خرید از اون ممکن نیست. فقط میتونیم سرچ کنیم و ببینیم که توی صفحات گوگل چی میاد ولی داخل سایتهای خارجی شدن هنوز ممکن نیست.
از هر جایی به این ماجرا نگاه کنیم، امید بیشتر نم میکشه. اینکه بهشکل سنتی و عرفی همیشه سه ماه پایانی سال و نزدیکی به نوروز باعث فروش بیشتر کسبوکارها میشه. توی سالی که بحران جنگ رو داشتیم و اقتصاد توی یکی از بحرانیترین شکلهای ممکنشه، ما از اینترنت بینالمللی و سوشال مدیاها محروم شدیم. توی روزهایی که نوسانات قیمت دلار داره خودشو توی بازار نشون میده و زندگی برامون هی سختتر میشه، ما از درآمدهای قبلیمونم محروم شدیم. عجیبه. غمانگیزه و ناامیدکنندهست که این بخش که زندگی عدهی زیادی از جوونهای این مملکت بهش گره خورده، انگار برای هیچکس اهمیتی نداره. هرروز یکی میگه که اینترنت تا آخر هفته برمیگرده، هرروز یکی از زیان قطعی اینترنت روی کسبوکارها عدد ارائه میده ولی راهکاری ارائه نمیشه. بعضی وقتها به این فکر میکنم که شاید اصلا دوست ندارن اینترنتی وجود داشته باشه. کاش مثل همون مجری تلویزیون که گفت هرکی ناراضیه از ایران بره، اینم صریح بهمون بگن تا مطمئن شیم که قرار نیست محل درآمدی برای بستر دیجیتالی کسبوکارها وجود داشته باشه و باید زودتر به فکر حجرهی خودمون توی بازار باشیم!