
درباره فیلم I Swear
من منتقد فیلم نیستم و معمولاً هم نقد نمینویسم، اما بعضی فیلمها آدم را وادار میکنند چند خط دربارهشان بنویسد.
I Swear برای من یکی از همان فیلمها بود.
فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و درباره فردی است که با سندرم تورت زندگی میکند. چیزی که بیش از هر چیز توجهم را جلب کرد، بازی فوقالعاده بازیگر نقش اصلی بود. در بسیاری از صحنهها آنقدر طبیعی و باورپذیر بازی میکرد که فراموش میکردم در حال تماشای یک بازیگر هستم.
اما چیزی که بیشتر از بازیها در ذهنم ماند، پیامی بود که فیلم سعی داشت منتقل کند؛ اینکه حتی در شرایطی که همه چیز ناامیدکننده به نظر میرسد، هنوز میشود روزنهای از امید پیدا کرد.
با این حال، برای من امید در فیلم از آسمان نرسید. نقطه تغییر زندگی شخصیت اصلی زمانی بود که یک فرد متخصص وارد زندگی او شد و کمک کرد شرایطش را بهتر درک کند و راههای تازهای برای زندگی پیدا کند. این بخش برایم جالب بود، چون نشان میداد گاهی تفاوت بین ادامه دادن یک زندگی سخت و پیدا کردن یک مسیر بهتر، حضور یک آدم آگاه و متخصص است.
شاید اگر آن فرد هرگز وارد زندگی او نمیشد، شخصیت اصلی باز هم به زندگی روزمرهاش ادامه میداد؛ اما نه با همان کیفیت، نه با همان امید و نه با همان فرصتی که بعدها به دست آورد.
I Swear برای من فقط فیلمی درباره سندرم تورت نبود. فیلمی بود درباره اینکه چقدر حضور آدمهای درست در زمان درست میتواند مسیر یک زندگی را تغییر دهد.
فیلمی آرام، انسانی و تأثیرگذار که تا مدتها بعد تمام شدنش به آن فکر کردم.