
🎧 1:33
آیا فیلمها یا برنامههای تلویزیونی خشن به کودکان آسیب میزنند؟
Many people say that children have become more aggressive in recent years—that is, they are more likely to fight with their friends, sisters, and brothers.
خیلیها میگویند کودکان در سالهای اخیر پرخاشگرتر شدهاند — یعنی بیشتر تمایل دارند با دوستان، خواهرها و برادرهایشان دعوا کنند.
aggressive = پرخاشگر، تندخو، دعوایی have become = شدهاند ( به معنی «تبدیل شدن"become"شکل حال کامل از ») in recent years = در سالهای اخیر that is = یعنی، به عبارت دیگر (برای توضیح بیشتر یا روشنتر گفتن جملهٔ قبل استفاده میشود.) likely = احتمالاً، تمایل داشتن مثال: She is likely to come. او احتمالاً میآید. fight = دعوا کردن، جنگیدن friends, sisters, and brothers = دوستان، خواهران و برادران
A number of scientific studies have reported that watching violence can, in fact, cause a growth in aggression.
چندین مطالعهی علمی گزارش دادهاند که تماشای خشونت، در واقع میتواند باعث افزایش رفتار پرخاشگرانه شود.
A number of = تعدادی از، چندین مثال: A number of students failed the exam. تعدادی از دانشآموزان در امتحان مردود شدند. scientific studies = مطالعات علمی have reported = گزارش دادهاند (حال کامل از "report" به معنی «گزارش کردن») watching violence = تماشای خشونت in fact = در واقع، حقیقتاً → برای تأکید بر چیزی که گفته شده استفاده میشود cause = باعث شدن، موجب شدن growth in aggression = افزایش پرخاشگری → growth = رشد، افزایش → aggression = پرخاشگری، خشونت
According to the research, two kinds of programs and movies encourage aggressive behavior in young children more than others:
بر اساس تحقیقات، دو نوع فیلم و برنامه بیش از بقیه باعث تشویق رفتار خشن در کودکان میشوند:
According to = طبق، بر اساس مثال: According to the weather report, it will rain tomorrow. طبق گزارش هواشناسی، فردا باران خواهد بارید. research = تحقیق، پژوهش two kinds of = دو نوع از programs and movies = برنامهها و فیلمها encourage = تشویق کردن، ترغیب کردن مثال: Good teachers encourage students to ask questions. معلمان خوب دانشآموزان را تشویق میکنند که سؤال بپرسند. aggressive behavior = رفتار پرخاشگرانه → behavior = رفتار، عملکرد young children = کودکان خردسال، کودکان کوچک more than others = بیشتر از بقیه
(1) realistic violent action programs and movies, and (2) violent cartoons.
۱️⃣ برنامهها و فیلمهای اکشن واقعگرایانهی خشن،
۲️⃣ و کارتونهای خشونتآمیز.
realistic = واقعی، واقعگرایانه → چیزی که شبیه دنیای واقعی باشد violent = خشونتآمیز، پرخشونت مثال: He watched a violent movie. او یک فیلم خشونتآمیز تماشا کرد. action programs and movies = برنامهها و فیلمهای اکشن → action = فیلم یا برنامهای با صحنههای هیجانانگیز، مبارزه و حادثه cartoons = کارتونها، انیمیشنها
One disturbing conclusion is that the effects of violent viewing last for many years.
یک نتیجهی نگرانکننده این است که اثرات تماشای خشونت ممکن است سالها باقی بماند.
disturbing = نگرانکننده، ناراحتکننده → چیزی که باعث نگرانی یا ناراحتی میشود مثال: The news was very disturbing. خبر بسیار نگرانکننده بود. conclusion = نتیجهگیری، حاصل مثال: The conclusion of the experiment was surprising. نتیجه آزمایش شگفتانگیز بود. effects = اثرات، پیامدها violent viewing = تماشای خشونت → همانطور که قبلتر گفتیم، به مشاهده فیلمها یا برنامههای خشونتآمیز اشاره دارد last for many years = برای سالها باقی میماند، ادامه دارد
One study showed that children who watched violent TV programs when they were 8 years old were more likely to behave aggressively at age 18.
یک مطالعه نشان داد کودکانی که در سن ۸ سالگی برنامههای خشن تلویزیونی تماشا میکردند، در سن ۱۸ سالگی بیشتر رفتار پرخاشگرانه از خود نشان میدادند.
study = مطالعه، تحقیق مثال: A recent study proved the theory. یک مطالعه اخیر نظریه را ثابت کرد. showed = نشان داد (گذشتهٔ show) children who watched = کودکانی که تماشا کردند violent TV programs = برنامههای تلویزیونی خشونتآمیز when they were 8 years old = وقتی ۸ ساله بودند more likely to = احتمال بیشتری دارد که … → بیانگر تمایل یا احتمال چیزی است behave aggressively = رفتار پرخاشگرانه داشتن → behave = رفتار کردن، عمل کردن at age 18 = در سن ۱۸ سالگی
Furthermore, as adults they were more likely to be convicted of violent crimes, such as child abuse and murder.
علاوه بر این، وقتی بزرگ شدند احتمال بیشتری داشت به خاطر جرایم خشونتآمیز، مثل کودکآزاری یا قتل، محکوم شوند.
Furthermore = علاوه بر این، بهعلاوه → برای اضافه کردن نکتهای به جمله قبل استفاده میشود. as adults = بهعنوان بزرگسالان more likely to be convicted = احتمال بیشتری داشتند که محکوم شوند → convicted = محکوم شدن، مجازات شدن توسط دادگاه violent crimes = جرایم خشونتآمیز such as = مانند، از جمله → برای آوردن مثال استفاده میشود child abuse = سوءاستفاده از کودک، آزار کودک murder = قتل
Studies have also demonstrated that watching violent movies and TV shows can affect children’s attitudes towards violence in the world around them.
مطالعات همچنین نشان دادهاند که تماشای فیلمها و برنامههای خشن میتواند نگرش کودکان نسبت به خشونت در دنیای اطرافشان را تغییر دهد.
Studies = مطالعات، تحقیقات demonstrated = نشان دادهاند، ثابت کردهاند violent movies and TV shows = فیلمها و برنامههای خشن affect = تأثیر گذاشتن، تغییر دادن children’s attitudes towards violence = نگرش کودکان نسبت به خشونت in the world around them = در دنیای اطرافشان
Children who watch a lot of fighting and bloodshed tend to find it “normal” and may accept more violence in society.
کودکانی که زیاد صحنههای دعوا و خونریزی میبینند، معمولاً آن را “عادی” میدانند و ممکن است خشونت بیشتری در جامعه بپذیرند.
tend to = تمایل دارند که، معمولاً fighting = دعوا، مبارزه bloodshed = خونریزی، کشتار normal = عادی، طبیعی accept = پذیرفتن، قبول کردن society = جامعه
They may even begin to commit violent acts themselves.
آنها حتی ممکن است خودشان هم شروع به انجام رفتارهای خشونتآمیز کنند.
may = ممکن است even = حتی begin = شروع کردن commit = مرتکب شدن، انجام دادن violent acts = رفتارهای خشونتآمیز themselves = خودشان
Very often, characters in movies and on television who commit violent crimes are not sorry for their actions and don’t face consequences or punishment.
خیلی وقتها شخصیتهای فیلمها و سریالها که مرتکب جرم خشن میشوند، از کارشان پشیمان نیستند و هیچ مجازاتی هم نمیبینند.
actions = رفتارها، کارها don’t face = مواجه نمیشوند با، روبهرو نمیشوند consequences = پیامدها، عواقب punishment = مجازات
When children see fictional characters who are criminals like these, they learn that doing bad things is OK.
وقتی کودکان چنین شخصیتهایی را میبینند، یاد میگیرند که کارهای بد انجام دادن ایرادی ندارد.
fictional characters = شخصیتهای تخیلی، ساختگی criminals = مجرمان، خلافکاران doing bad things = انجام دادن کارهای بد is OK = ایرادی ندارد، اشکالی ندارد
For children, who are growing and developing, this is a bad message.
برای کودکانی که در حال رشد و یادگیریاند، این پیام بسیار خطرناک است.
growing and developing = در حال رشد و توسعه bad message = پیام بد، پیام منفی
It’s important for them to see that our society doesn’t tolerate crime.
بسیار مهم است که بفهمند جامعهی ما جرم و خشونت را تحمل نمیکند.
important = مهم tolerate = تحمل کردن، چشمپوشی کردن crime = جرم، جنایت
So what can we do?
پس چه کار میتوانیم بکنیم؟
With young children, we have the power to control the TV programs and movies they watch, so we can protect them from seeing any violence at all.
در مورد کودکان کوچکتر، میتوانیم کنترل کنیم چه برنامهها و فیلمهایی میبینند تا از تماشای صحنههای خشونتآمیز محافظت شوند.
young children = کودکان کوچک have the power to = قدرت داشتن برای، توانایی داشتن برای control = کنترل کردن protect = محافظت کردن any violence at all = هیچ صحنه خشونتی
However, with older children it’s impossible to completely prevent their exposure to violence.
اما در مورد بچههای بزرگتر، نمیتوان کاملاً جلوی مواجههی آنها با خشونت را گرفت.
older children = کودکان بزرگتر impossible = غیرممکن completely prevent = به طور کامل جلوگیری کردن exposure to violence = مواجهه با خشونت، در معرض خشونت قرار گرفتن
But we can try to limit the number of hours they spend watching it.
با این حال، میتوانیم مدتزمانی را که صرف تماشای چنین برنامههایی میکنند، محدود کنیم.
limit = محدود کردن number of hours = تعداد ساعات spend watching = صرف تماشای … کردن
And when children have seen a violent film or TV show, it’s important to discuss it with them, to help them understand that violence is not a normal part of life.
و وقتی کودکان فیلم یا برنامهی خشنی را دیدند، مهم است دربارهاش با آنها صحبت کنیم تا بفهمند خشونت بخش طبیعی زندگی نیست.
discuss = بحث کردن، گفتگو کردن help them understand = کمک کردن تا بفهمند not a normal part of life = بخش طبیعی زندگی نیست
English WordMeaning (فارسی)ExampleAggressiveپرخاشگرHe became aggressive after watching that movie.ViolentخشنThat cartoon was too violent for kids.CrimeجرمViolence often leads to crime.PunishmentمجازاتEvery crime should have a punishment.Protectمحافظت کردنParents should protect their children from harmful media.