هر سخن در باب این نمایش، بیاشاره به انتخاب درست و هوشمندانهی نمایشنامه «مردهها را دفن کنید» اثر ایروین شاو، ناتمام خواهد بود. اثری ضد جنگ، نمادین و سوررئال که در آستانه جنگ جهانی دوم نوشته شد و امروز نه یک کار موزهای، بلکه آینهای است شفاف در برابر چشمان ما که پوچی جنگ و هر خشونت سازمان یافته را فریاد میزند.
کارگردان با این انتخاب، مستقیم و بیپرده، در نسبت با احوالات جهان امروز و درسهای تاریخ، پرسشهای بنیادین درباره جنگ و نقش آدمهای دخیل در آن را پیش میکشد.

آثار ضد جنگ، چون زخمهایی هستند بر پیکر بشریت و مگر استنلی کوبریک در پلان پایانی فیلم «راههای افتخار» (1957) به مجالی انسانی از دل جهان تلخ نرسید که از پس روحیهی داغان سربازان خسته از جنگی بیهوده بر میآمد؟ یا در نقاشی، تابلوی «گرنیکا»ی پیکاسو با آن اجساد آشفته و چهرههای معذب، همان حس وحشت و انزجار از بربریت را القا نمیکند که شاو با کلماتش به تصویر میکشد؟ این آثار، همه در یک جبههی واحد میجنگند: «انسانیت» در برابر «تباهی».

این پیام امروز نه بر پرده سینما یا بوم نقاشی، بلکه بر صحنه تئاتر تجسم یافته است. نازیلا ایرانزاد با اجرای ترکی این نمایشنامه در تبریز پس از 89 سال از اجرای نخست آن در نیویورک، با درکی عمیق از این مسئولیت، بار دیگر اجساد آن شش سرباز نمادین را از گور بیرون میآورد تا دادخواهی آنان را به گوش انسان برساند.

طراحی درست و حساب شده در فضایی محدود، مخاطب را از همان آغاز به موقعیت برزخی جهان نمایش پرتاب میکند. بازی هماهنگ بازیگران و استفاده از موسیقی متناسب با صحنه و ضرباهنگی متفاوت در هر موقعیت نمایشی، در نهایت به خلق اجرایی اثرگذار و قابل قبول انجامیده که مخاطب را بدون شعار درگیر خود میسازد؛ فارغ از عناوین قلابی که این روزها در تبریز به برخی کارهای نمایشی الصاق میشود.
به وقت شنبه یکم آذر 1404