نگاهی به فیلم «۴ ماه، ۳ هفته و ۲ روز» ساخته کریستین مونجیو (نخل طلای کن، ۲۰۰۷)
۱. در نمای آغازین فیلم دو ماهی قرمز در تنگ آب میبینیم؛ همانقدر گرفتار و در تکاپوی دو دختر دانشجو در رومانی دیکتاتوری ۱۹۸۷. مونجیو با نماهای بلند و سرد، مخاطب را پرتاب میکند به درون یک روز سخت. خشونتی در صحنه نمیبینیم، اما وحشت در چهرهها و مکثها نفسگیر است.

۲. گفتگوی اوتیلیا با آقای «ببه» در اتاق هتل، یکی از صحنههای اثرگذار فیلم است. در زمان واقعی، نفس خود را حبس میکنیم. اینجا «قیمت یک سیگار» بیش از هر دارویی ارزش دارد.

۳. درخشانترین سکانس: اوتیلیا سر میز شام خانواده نامزدش، درحالی که گابیتا در هتل خونریزی میکند. صحبت از پرده و مواد شوینده در برابر فروپاشی یک انسان. این تصویر یک تراژدی و تضاد عمودی است: بیرحمی دنیای بورژوا در برابر تنهایی اخلاقی.

۴. عنوان فیلم فاصله بارداری تا سقط را نشان میدهد، اما فیلم درباره چیز دیگری است: انسان در حکومتی که همه چیز را کالا میبیند. در رومانی دیکتاتوری ۱۹۸۷، قانون هنگام وضع مردم را نادیده میگیرد، پس همه آن را زیر پا میگذارند؛ در چنین فضایی همه به نوعی خلافکار و مجرمند. پایان فیلم با نگاه دو دختر در رستوران معنای دیگری مییابد: زخم بسته نمیشود، اما در این درد کسی تنها نبود. مونجیو نشان میدهد بزرگترین هیولاها نه در تاریکی، که در روشنایی روزمره و اتاقهای هتل پنهان شدهاند.
۱۴ خرداد 1405