ممد امین یک بچه خوب و نازنینه که معلوم نبود چرا همه بهش میگفتن معتاد ، همیشه منظم بود ، کاری به کسی نداشت ، سرش تو لاک خودش بود اما یکی از رفیقاش گرم ریخت و هی بشه میگفت معتاد معتاد از اونجا جا افتاد تا جاییکه حتی خودشم باورش شده بود
همه تعجب میکردند که بهش میگفتن معتاد اما واکنش خاصی به این صحبت ها نداشت عجیب بود
بعد از اون نه بلکه رفتار هاش مث معتاد میشد قیافه اش هم کم کم تغییر میکرد عجیب بود
اون سال 1404 18 سالش شد ، تو مدرسه شهید محمود کریمی بود و درس میخواند ولی انگار نمیخورند




