من دیگه نمیبخشمت اصلا شایدم یه روز ببخشمت ولی تمون اون کسایی که بعد تو نتونستم دوسشون داشته باشم،بهشون اعتماد کنم،باهاشون حرف بزنم،تو چشاشون نگاه کنم،حسی بهشون داشته باشم،حالم باهاشون خوب باشه،خنده های واقعی و از ته دلم رو ببینن،همه اون کسایی که کاری کردی از همه که هیچی از خودمم متنفرشم
دیگه نمیبخشنت....
قلبم رو تو ترسوندی که نتونه کسی رو دوس داشته باشه،نتونه به کسی اعتماد کنه، نتونه با کسی حرف بزنه،نتونه به چشای کسی نگاه کنه،نتونه به کسی حسی داشته باشه،دیگه حالش خوب نباشه،هیچکس خنده های واقعی و از ته دلشو نبینهواز همه از جمله خودش متنفرشه
البته میتونم بگم همشم تقصیر تو نبود تخسیر منم بود که گذاشتم قلبم بهت حس داشته باشه،فقط تو چشای تو نگاه کردم،فقط به تو اعتماد کردم و....
ولی اینو بدون تنها کسی که بهش حسی داشتم تو بودی که خودت خرابش کردی و کاری کردی از همه کارام پشیمون شم و اون حسو توی من کشتی
تو آخرین کسی بودی که بهش اعتماد کردم
تو اخرین کسی بودی که حال خوبمو دیده
تو آخرین کسی بودی که خنده های واقعیمو دیده
تو اخرین کسی بودی که حالم پیشش خوب بود
تو اخربن کسی بودی که دوسش داشتم...
. . .
تو تنها کسی هستی که بغلش میده بوی بهشت و میتونه این منه مرده رو زنده کنه
(دلم میخواس این حرفارو به خودش بگم ولی نمیتونم برای خالی کردن خودم اینجا نوشتمشون)