ویرگول
ورودثبت نام
فریبرز نعمتی
فریبرز نعمتیمترسک را شبیه هیچ حیوانی نساختند، چون وحشتناک‌ترین حیوان همان انسان بود...
فریبرز نعمتی
فریبرز نعمتی
خواندن ۴ دقیقه·۲ ماه پیش

ضد انقلاب‌ها و ضد انقلاب کردن‌ها

انقلاب و ضد انقلاب
انقلاب و ضد انقلاب


تامل در وضعیت سیاسی ایران ناظر را به این نتیجه می‌رساند که تمام گرو‌های سیاسی ایران به نوعی ضد انقلاب هستند!

ضد انقلاب در ادبیات ایران پس از بهمن‌ماه سال ۵۷ به تمام کسانی گفته می‌شد که مخالف حاکمیت نظام جدید بودند. یعنی واژه ضد انقلاب مفهوم آشکار و روشنی داشت. انقلاب بود و اضدادش.

اما آن‌قدر این کلمه ضدانقلاب تکرار شد، آن‌قدر فضای انقلاب زندگی شد؛ وسواس خرج آن شد و شیره جان‌اش مکیده شد که درون خود ضد خود را هم پرورش داد و منادیان آن هم خود نوعی دیگر از ضد انقلاب شدند. زیرا فعل انقلاب کردن که مقدس‌ترین مفهوم برساخته شده از ۵۷ بود، به مرور زمان که پوزیسیون در جمهوری اسلامی جا افتاد، واژه انقلاب برای ادامه حیات مجبور به ترکیب با اسلام شد تا به سرزمین انقلاب اسلامی کوچ نماید و از این پس ترکیب کلمات بود که مقدس شده بود و کلمه انقلاب وقتی تنها بود به بدترین مفهوم ممکن تنزیل درجه یافت. یعنی منادیان به این درک از انقلاب رسیده بودند که انقلاب اسلامی‌اش خوب است. هر نوع دیگری هم غیر از آن کار دشمن است و این حرف‌ها. اصولا چه کسی گفته انقلاب پدیده‌ی مبارکی است؟ خیلی هم شوم و ویرانگر است تنها اسلامی‌اش خوب بود که ما یک بار در تاریخ انجام‌اش دادیم تمام شد و رفت.

در سال‌های اخیر اصول‌گراها و اصلاح‌طلب‌ها هم ضد انقلاب شده بودند؛ با این تفاوت که آن ضد انقلاب‌های اورجینال مخالف حاکمیت جمهوری اسلامی بودند و طرفداران جمهوری اسلامی (اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان) ضدِ روی دادن انقلابی جدید علیه خود هستند.

تازه کار خیلی بالا گرفته است، ملغمه‌ی روشنفکران هم ضد انقلاب هستند، چون بیشترشان پشیمان از انقلاب قبلی‌اند!

مردم عادی هم ضد انقلاب هستند چون بین انواع اقسام گروه‌های بالا پخش و پلا هستند و حال انقلاب ندارند. از فرط بی‌حالی ضد انقلابند.

اسرائیل هم که پیمانکار رژیم چنج به کارفرمایی آمریکاست، باز ضد انقلاب است. یعنی انقلاب را به مفهوم کن فیکون شدن که از جعبه پانورامای آن چیزی غیرقابل پیش‌بینی متولد شود را نمی‌پسندد، فقط و فقط یک پروژه‌ی مشخص باشد مطلوب است. تا این همه زحمت و تهمت و منت به چیزی بی‌ارزد که قابل پیش‌بینی باشد، حداقل برای چند دهه.

ایران کلا سرزمین ضد انقلاب‌ها شده. گویا این پدیده از مضرات زندگی طولانی مدت در حال‌و‌هوای انقلاب است. برای شناخت دقیق انقلاب‌ها تامل در احوال روس‌ها هم حکایت خود را دارد. هر پیچی که انقلاب داشته باشد و هر مهره‌ای که با آن پیچ چفت شود را می‌توان در جعبه ابزار روس‌ها یافت.
در میان آن جماعت البته بودند تیزبین افرادی چون تروتسکی که گاف ماجرا را از ابتدا دریافته بود.

از مرحوم روایت متواتر بود که می‌فرمود: خلق باید در انقلاب دائم باشد. ما هم که ساده باور! بر این تصور بودیم که منظورش پویایی در انتقاد از وضعیت است. دائم انقلاب کنیم به جمود نمی‌رسیم!

اما بعد از صد و خردی سال مردمان دریافته‌اند که نه رفیق، منظورش چیز دیگری بوده. او می‌گفته مبادا پوزیسیون شویم، تا اپوزیسیونی هوس کند جای ما را بگیرد و انقلابی شود. در نهایت هم مجبور شویم به تناقض تاریخی تعویض نقش با ضدانقلاب‌ها برسیم. مصادره انقلاب برای همیشه به نفع خود، یعنی نشستن بر صندلی برای همیشه با دیدی طلبکارانه. آن یکی مرحوم، رفیق لنین هم چاره‌ی کار را در پردازش مفهوم انقلابی حرفه‌ای! یافته بود. یعنی نماینده سه نبش انقلاب بدون شغل دوم و عامل مونوپل یا انحصاری بهره‌مندی از آن. در ایران کسانی که انقلاب کرده بودند، یعنی فعل انقلاب را انجام داده بودند، شده بودند نماینده انقلاب و سایر فاعلین و مفعولین  شده بودند ضد انقلاب.

حال آنهایی که ضد انقلاب بودند به صورت طبیعی گهگاهی هوس انقلاب می‌کردند و می‌کنند و لاجرم میل به انقلاب آنها را تبدیل به انقلابی می‌کند اما حاکمان ضد انقلاب هستند. و این مرحله‌ی نسبتا پیچیده‌ای است یعنی جایی که همه به نوعی ضد انقلاب می‌شوند.

در آخر انقلاب در نفس خود برای انقلابی‌ها جذاب نیست بلکه پسوند آن انقلاب است که برای نمایندگان انقلاب آن را قابل اقامه می‌سازد. انقلاب + اسلامی، انقلاب + بلشویکی، انقلاب +

در تحلیل نهایی، در همان فازهای اول، انقلابی‌ها از ترس انقلاب دیگران علیه خویش، ضدانقلاب می‌شوند. یا بهتر است بگوییم فردای انقلاب، انقلابی‌ها به سمت ضد انقلاب شدن میل می‌نمایند اما مدت‌ها طول می‌کشد تا بدان اعتراف نمایند.
در حال حاضر فضای سیاسی ایران مملو از ضد انقلاب‌هاست، با این تفاوت که یکی مثل حاکمیت ضد فعل انقلاب است، آن یکی‌ها ضد فاعلان انقلاب قبلی هستند و روشنفکران ضد ذات انقلاب و این یکی‌ها ضد گزینش بی‌حساب و کتاب فاعل انقلاب کردن! ‌‌‌دعوای سنگینی برای بازتعریف و بازآرایی نقش‌ها و مفاهیم در جریان است. با محوریت انواع ضد انقلاب‌ها و انقلاب کردن‌ها.


۱۰ شهریور ۱۴۰۴
فریبرز نعمتی
@tammollaat

انقلابچپمارکسیسم
۴
۰
فریبرز نعمتی
فریبرز نعمتی
مترسک را شبیه هیچ حیوانی نساختند، چون وحشتناک‌ترین حیوان همان انسان بود...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید