ویرگول
ورودثبت نام
mostaghelatu
mostaghelatu
mostaghelatu
mostaghelatu
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

از گل در لوله تفنگ تا خون بر آسفلات

رویدادهای شهریور ۵۷ :از تظاهرات آرام تا جمعه سیاه

همه فریادها بیخودی است، تبلیغات شوروی است، چرت و پرت است، کسی در خیابان نیست،محمدرضا این جملات را در دل می‌گفت و به سمت هلیکوپتر می‌رفت.
تظاهرات روز ۱۳ شهریور با آرامش برگزار شد. مردم برخالف انقلاب‌های دیگر به سمت ارتشیان سنگ و چوب پرتاب نکردند. مردم شعار میدادند: ارتش برادر ماست، خمینی رهبر ماست.
برادر ارتشی چرا برادر کُشی؟ بعضی از آنها به گل‌فروشی‌ها رفتند و تعداد زیادی گل خریدند.سربازان شرمنده و مردد به مردم خیره شده بودند؛ آنها شاخه‌های گل میخک را در تفنگ های‌ سربازان گذاشتند.
محمدرضا با دیدن این صحنه‌ها می‌لرزید. او باور نمیکرد نزدیک ۳ میلیون نفر مخالف داشته باشد. تعداد زیادی از جمعیت زنان با چادر سیاهی بودند که او و پدرش در تمام دوران حکومتشان سعی کردند آن‌ها را نادیده بگیرند و عقبمانده بخوانند. چطور چنین چیزی ممکن بود؟!
تظاهرات تهران و اغلب مناطق به آرامی برگزار شد؛ تظاهرات تهران به شدت رژیم را ترساند. روحانیون مبارز درخواست تظاهرات مجدد در روز ۱۶ شهریور کردند، مردم به خیابان ها آمدند. در این تظاهرات مردم شعار »استقلال، آزادی، جمهوری اسلامب سر دادند. تظاهرات روز بعد از میدان ژاله شروع شد. ساعات پایانی روز شانزدهم شهریور اعلام حکومت نظامی شد. مردم اهمیتی ندادند زیرا دیگر قصد عقبنشینی نداشتند! ۱۷ شهریور در میدان ژاله جمع شدند. نظامیان از هرطرف به مردم شلیک کردند. آسفالت خیابان از خون مردم بی‌دفاع خونین شده بود. مردم و خبرنگاران این روز را جمعه سیاه نامیدند. وقتی مجروحین را به بیمارستان می‌رساندند دیگر نمی‌گفتند او در میدان ژاله زخمی شده. حرف از میدان شهدا بود.

منبع: چاپیدشاه کتابی به نویسندگی سپیده انوشه انتشارات کتاب جمکران

تظاهراتشهریور
۲
۰
mostaghelatu
mostaghelatu
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید