نگاهی به ابعاد مختلف بحران انرژی در کشور
افزایش اخیر قیمت بنزین و اجرای نظام سهنرخی، یکی از مهمترین تغییرات سیاست انرژی ایران در دههی گذشته به شمار میرود؛ تصمیمی که پس از ماهها بحث، هشدار و گمانهزنی، نهایتاً از اواخر آذر اجرایی خواهد شد. این تغییر تنها یک «گرانی» نیست؛ بلکه پاسخی دیرهنگام به بحرانی است که ریشههای آن سالهاست در ساختار انرژی کشور شکل گرفته است.
در این متن به بررسی ناترازی انرژی، بهخصوص بنزین خواهیم پرداخت.
ناترازی انرژی در ایران نهیک اتفاق ناگهانی، بلکه نتیجهی مجموعی از عوامل بلندمدت است. ایران با وجود منابع عظیم نفت و گاز، یکی از بالاترین نرخهای مصرف انرژی در جهان را دارد. شکاف میان تولید و مصرف بنزین نیز سالهاست در حال افزایش است. در حالی که ظرفیت پالایشگاهی تقریباً ثابت مانده، مصرف روزانه بنزین طی یک دهه بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته است.این رشد، بیشتر ناشی از قیمتگذاری یارانهای، خودروهای کمبازده، گسترش حملونقل شخصی، و قاچاق سوخت بوده است.
در ادامه به بررسی هر کدام از این عوامل میپردازیم.
علل و ریشههای ناترازی بنزین
قیمتگذاری یارانهای و تقاضای غیرواقعی؛
قیمت پایین بنزین باعث افزایش بیرویه تقاضا شده است. میانگین مصرف روزانهی بنزین در کشور حدود۱۳۰ میلیون لیتر برآورد میشود.
این میزان مصرف در سالهای اخیر، ایران را به بالای جدول مصرف کنندگان بنزین در جهان کشانده است. بنزین ارزان نهتنها تقاضای داخلی را بالا میبرد، بلکه قاچاق سوخت را نیز به پدیدهای عمومی تبدیل کرده است.
اختلاف شدید قیمت داخلی با کشورهای همسایه، قاچاق را به فعالیتی پرسود تبدیل کرده و در نتیجه، روزانه میلیونها لیتر بنزین از مرزها خارج میگردد.
حدود ۱۴ میلیون لیتر سوخت در کشور به صورت روزانه قاچاق میشود و در نتیجه آن سال حدود ۵/۲ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور ضرر وارد میگردد.
فرسودگی حمل و نقل و استاندارد پایین خودروها
از دیگر عوامل ناترازی و مصرف غیر بهینه؛ فرسودگی ناوگان حمل و نقل در کشور هست.
خودروهای داخلی بهطور میانگین ۳۰ تا ۵۰ درصد بیشتر از استاندارد جهانی سوخت مصرف میکنند. این ناکارآمدی سهم مهمی در ناترازی دارد و از طرفی طبق آمار جدید حدود ۶۰ درصد ذرات معلق در پایتخت ناشی از دود خودروهای سطح شهر است و سهم زیادی در آلودگی هوا نیز داردند.
*رشد حملونقل شخصی و ضعف حملونقل عمومی
شبکهی حملونقل عمومی در بسیاری از شهرها توسعهی متناسبی نداشته و مردم ناچار به استفاده از خودرو شخصیاند؛ این یعنی مصرف بیشتر و افزایش تقاضای بنزین. کیفیت پایین خودروها نیز خود مزید بر علت است.
عدم افزایش قیمت سوخت، همزمان گرانی دیگر کالاها و خدمات و استفاده از خودروی شخصی را به صرفه تر کرده و راه را برای ایجاد ترافیکهای شهری گشوده است.
عدم سرمایهگذاری در پالایشگاهها
پالایشگاههای فعلی یا قدیمیاند یا توسعهی آنها سالهاست متوقف شده. تولید نتوانسته پابهپای مصرف رشد کند. طبیعتاً با افزایش تقاضا و ثابت ماندن تولید و عرضه بنزین، به ناچار باید شکاف بوجود آمده را با واردات پر شود که خود باعث خروج ارز قابل توجهی از کشور میگردد.
پولی که سالانه میتوانست صرف ساخت و توسعهی زیرساختهای مهم کشور شود، اما عدم مدیریت صحیح مصرف، باعث خروجش از کشور میشود.
ناترازی بنزین در ایران محصول سالها انباشت مشکلات ساختاری است.
آیا بحران با افزایش قیمت حل میشود؟
افزایش قیمت و سهنرخی شدن شاید در کوتاهمدت بتواند از بحران واردات و قاچاق جلوگیری کند، اما اگر با اصلاحات عمیقتر همراه نشود؛ از بهبود حملونقل عمومی و بهسازی ناوگان خودروها تا سرمایهگذاری در پالایشگاهها، تنها یک مُسکن موقت خواهد بود.
سیاستهای انرژی نیازمند شفافیت، همراهی اجتماعی، و برنامهریزی بلندمدتاند. بدون این عناصر، هر اصلاح قیمتی ممکن است به جای حل مشکل، خود تبدیل به مسألهای تازه شود.