تئاتر مضحک غرب با بازیگران انتصابی و هدایت خارجی
جایزه صلح نوبل، سالهاست که با ادعاهای رنگین ترویج ارزشهای والای انسانی، خود را به مثابه داور نهایی صلح و عدالت در جهان جا زده است. اما امروز، دیگر کمتر کسی است که فریب این نقاب زیبا را بخورد. حقیقت آنچه در سالهای اخیر از کمیته نروژی نوبل به چشم میآید، چیزی جز تنزل این جایزه به یک ابزار سیاسی کارآمد در دست جبهه استکبار و قدرتهای غربی برای اعمال فشار، نفوذ و تغییر رفتار در کشورهای مستقل، بهویژه کانون مقاومت یعنی جمهوری اسلامی ایران، نیست. معیار آنها دیگر صلح نیست؛ بلکه همصدایی با سیاستهای دولتهای متخاصم غربی است که تعیین میکند چه کسی شایسته این لوح تقدیر باشد.
جایزه نوبل، تداوم پروژه فشار حداکثری بر ملت ایران
شاهد مثال این سیاسیکاری، اهدای جایزه صلح به افرادی است که در داخل کشور، با خطدهیهای خارجی و در تعارض آشکار با امنیت ملی، به فعالیت میپردازند. مورد خانم *نرگس محمدی*، نماد عریان این جریان است. فارغ از مباحث حقوق بشری که همواره توسط غرب به صورت گزینشی و ابزاری مطرح میشود، اهدای این جایزه به فعالانی که محور اصلی فعالیتشان تقابل با ساختار نظام اسلامی است، نه تنها ترویج صلح نیست، بلکه تحریک مستقیم به بیثباتی و تعمیق شکافهای اجتماعی است. کمیته نوبل به جای آنکه از صلح واقعی، یعنی رفع تحریمها و توقف مداخلات نظامی خارجی، حمایت کند، از کسانی تجلیل میکند که عملاً تبدیل به بلندگوی رسانهای غرب برای تکمیل پازل فشار حداکثری شدهاند. صلح از دیدگاه نوبل، نه یک مفهوم جهانشمول، بلکه به معنای تسلیم شدن در برابر هژمونی آمریکا و پذیرش چارچوبهای سیاسی دیکتهشده توسط آنهاست.
تناقض تاریخی؛ ترامپ و نوبل
اما سیاسیکاری نوبل این روزها به یک رسوایی بزرگ بدل شده است. خبر اعطای جایزه به فردی مانند *دونالد ترامپ*، نقطه اوج بیاعتباری این نهاد است. او کسی است که کارنامهاش مملو از خروج یکجانبه از معاهدات بینالمللی، اعمال تحریمهای خردکننده و ظالمانه علیه ملتهای مستقل(بهویژه ملت ما) و حمایت آشکار از رژیم تروریستی صهیونیستی و سیاستهای جنگطلبانه در منطقه بوده است.
چگونه میتوان فردی را که نماد جنگ اقتصادی و فرمانده تحریمهای بیرحمانه علیه مردم است، فردی را که با شعار "اول آمریکا" تمامی تعهدات جهانی را زیر پا گذاشت، شایسته صلح دانست؟ این اقدام، در صورتی که تحقق مییافت، رسوا کنندهترین اعتراف کمیته نوبل تلقی میشد. این جایزه دیگر هیچ نسبتی با عدالت و اخلاق جهانی ندارد و صرفاً یک کارت بازی در دست سیاستمداران غرب برای مدیریت افکار عمومی و پیشبرد منافع خاص است. اگر ترامپ، با این سابقه تاریک، لایق صلح است، پس مفهوم صلح و عدالت از قاموس بشری رخت بربسته است.
نوبل، یک پروژه شکستخورده
جایزه صلح نوبل اکنون از مسیر خود خارج شده و تبدیل به یک پروژه سیاسی صرف شده است که تلاش میکند با استفاده از پوشش بشردوستی، به ترویج اهداف استکباری و تشدید تقابل با دولتهای مستقل بپردازد.