معمار امنیت و ثبات منطقه
جیمز ماتیس، ژنرال چهارستاره آمریکایی با هفت تریلیون دلار، در برابر ژنرال دوستاره ایرانی شکست خورد. اما آن ژنرال ایرانی که بود؟
کسی که به گفته خودِ مایک پومپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا و رئیس سابق سیا، حتی نامهاش را تحویل نگرفت و در راه مقاومت، استوار ماند. او محصول انقلاب اسلامی بود: سردار قاسم سلیمانی.
کسی که بر روی صندلی پلاستیکی سادهاش، اندیشه پاک کردن لکههای ننگین تروریسم از نقشه جهان را پرورش میداد و ترسیم و عملی هم کرد. در شرایطی که تمامی امکانات هوایی، دریایی و زمینی در اختیار ژنرال ماتیس بود، سردار سلیمانی با تکیه بر نیروهای مقاومت و توکل به خدا، آن هیمنه به ظاهر شکستناپذیر را درهم شکست. خود دونالد ترامپ در آن روزها اعتراف کرد: «هفت تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه کردیم، اما نمیتوانیم حتی با یک هواپیما با چراغهای روشن فرود بیاییم! هفت تریلیون دلار برای هیچ!»
کارآمدی تفکر انقلابی
عملکرد حاج قاسم سلیمانی و یارانش در نیروی قدس، نمونهای روشن از تفکر انقلابیِ عملگراست. اگر در جایی از کشور ناکارآمدی میبینیم، نهکه ناشی از انقلاب، که دقیقاً به دلیل غیاب این تفکر انقلابی است. مثال آن را در حوزههایی مانند صنعت خودرو و سلطه نظام سرمایهداری میتوان دید؛ در حالی که سردار با همان صندلی پلاستیکی شکسته، تاریخساز شد. این، عینیت بخشیدن به کلام شهید حسن طهرانی مقدم بود که : «فقط انسانهای ضعیف به اندازه امکاناتشان کار میکنند.»
تفکر انقلاب اسلامی، بر پایبندی به اصولی استوار است: از جمله آرمانگرایی همراه با عمل، استقلالطلبی همهجانبه، حساسیت بر منافع و منابع ملی و تقوای سیاسی. امروزه ثمرات درخشان تفکر انقلابی را میبینیم. مواردی چون حمایت مردمی در منطقه به عنوان عمق استراتژیک ایران و دستاوردهایی در زمینه موشکی، هستهای و فضایی.
محصول مکتب
هر مکتبی نمادی دارد. مارکسیسم، ارنستو چگوارا را به عنوان نماد مبارزه با استبداد معرفی میکند. لیبرالیسم غرب نیز سلبریتیها، ثروت و شهرت را نماد خود ساخته است. اینجاست که تفاوت «قیمت» و «بها» آشکار میشود.
در جهانی که کاپیتالیسم و کالاانگاری حاکم است، در ایران اسلامی نوری میدرخشد که با معیارهای مادی سنجیده نمیشود. علامه طباطبایی فرمودهاند نام اعظم خدا «بها»ست. امام حسین(ع) تجلی این بهاست؛ آن که همه داشته اش را داد تا «ثارالله» شود. بر این مبناست که پس از قرنها، نام امام حسین علیه السلام، بهعنوان حقیقت بخش ارزشهای انسانی هر سال پرشکوهتر گرامی داشته میشود. سردار سلیمانی نیز از این مکتب آموخت و به آن عمل کرد؛ لذا تشییع پیکرش به یکی از باشکوهترین مراسم جهان تبدیل شد.ملت ایران به خوبی میداند که انقلاب اسلامی، در تقابل با دو مکتب رقیب، محصولی بیبدیل عرضه کرده است؛ انسانی که تجسم سخن امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود: «همواره دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید.»
مؤثرتر از همیشه
هیچ دستگاهی نتوانست او را متوقف کند، تا آنکه دستگاه ترور به کار افتاد. بسیاری گمان کردند همه چیز پایان یافته است. اما متفکرانی چون «الیزابت کوبس» - ژنرال بازنشسته آمریکایی - در نیویورکتایمز، این ترور را حماقتی محض خواندند و آن را اقدامی تحریکآمیز و بیثمر دانستند.
بله، شهید سلیمانی مؤثرتر از سردار سلیمانی است. او دیگر نه در قفس نامهاست و نه در حصار مرامها. او در افق آزادگی، بیواسطه در دل تاریخ میدرخشد.
«و گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردهاند؛ بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میبرند.» (آل عمران، ۱۶۹)
و این راه ادامه دارد...