ویرگول
ورودثبت نام
mostaghelatu
mostaghelatu
mostaghelatu
mostaghelatu
خواندن ۴ دقیقه·۲ ماه پیش

ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

اگر سیزده آبان ۱۳۵۸ را با نگاه خیلی جزئی‌نگر بررسی کنیم، بله! چیزی فراتر از بالا رفتن عده‌ای از دیوار یک ساختمان نبود، که بعدش هم صاحب ساختمان با ما لج افتاد. البته این نحوهٔ تحلیل، بدون شک، ناقص‌ترین و دون‌شان‌ترین نوع نگاه است؛ اما واقعیت این است که بعضی‌ها در این کشور نه‌تنها این مسئله، بلکه همهٔ مسائل را همین‌جور می‌بینند: «اشتباه کردیم که از دیوار سفارت بالا رفتیم، با ما بد شدند! اشتباه می‌کنیم که هسته‌ای غنی می‌کنیم، با ما بد می‌شوند! اصلاً اشتباه می‌کنیم که در منطقه حضور داریم! همه را بدهیم برود، چه می‌شود؟». «تسخیر سفارت آمریکا در دوران شکوه ایالات متحده و فرود آمدن همچون صاعقه‌ای بر فرق استکبار» این‌ها همه خیال‌پردازی‌ است! اگر ما آن روز اجازه می‌دادیم آنها به جاسوسی‌شان ادامه بدهند، الان با ما دشمن نبودند، دوست بودند! آمریکا همیشه می‌خواهد با ما صلح کند، ما نمی‌گذاریم! پیچ تاریخی و نظام چند قطبی و استقلال سیاسی و تمدن‌سازی و... کیلویی چند است؟

ریشه‌های این «غلط کردن»

بعضی از همان دانشجویانی که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند، حالا به «غلط کردن» افتاده‌اند. اخیراً هم شنیدیم یکی‌شان به همین مطلب اذعان کرده. حالا ما می‌خواهیم ببینیم آیا واقعاً غلط کرده‌اند؟ یا فقط فکر می‌کند که غلط کرده‌اند، یعنی ریشه‌های این غلط کردنشان را بررسی کنیم.

دخالت‌های آمریکا در امور داخلی ایران به پیش از انقلاب برمی‌گردد و در برجسته‌ترینش، به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می‌رسد؛ جایی که با همکاری سیا و سفارت آمریکا، دولت مردمی دکتر مصدق سرنگون شد. پس از انقلاب اسلامی هم سفارت آمریکا نه به عنوان یک مرکز دیپلماتیک بلکه به عنوان **هماهنگ‌کنندهٔ توطئه‌های ضد انقلاب فعالیت می‌کرد. شاهد این مدعا همان اسنادی است که در تسخیر سفارت کشف شد یعنی نقشه‌های کودتا، لیست افسران وفادار، برنامه‌های تحریک نظامی، و حتی جزئیات جاسوسی از رهبران انقلاب.

آمریکا نه‌تنها تا آخرین روز از شاه حمایت کرد، بلکه بعد از فرار او از کشور، او را برای «درمان سرطان» به آمریکا پذیرفت در حالی که همه می‌دانستند این توهینی آشکار به انقلاب و آماده‌سازی برای کودتا بود.

همه این‌ها، در کنار سیاست‌های دولت موقت بازرگان که در ادامهٔ نهضت آزادی، همچنان به دنبال هماهنگی با غرب بود، دانشجویان پیرو خط امام را بر آن داشت که این «لانهٔ جاسوسی» را تسخیر کنند. شاید اگر بعضی‌ها یک کار درست در زندگی‌شان انجام داده باشند، همین باشد!

اما فراتر از این واقعی، اهم دلایل چشم‌داشت آمریکا به ایران و دشمنی با انقلاب اسلامی را می‌توان در سه محور برشمرد:

• موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در قلب خاورمیانه

• منابع زیرزمینی و ذخایر انرژی ایران

• ایدئولوژیِ استقلال خواهانه انقلاب اسلامی

پس اینکه دشمنی و دوستی کشورها را بخواهیم با منطق بالا و پایین رفتن از دیوار بسنجیم، در واقع نشان از آن دارد فهممان از تاریخ و جغرافیا و سیاست، اگر نگوییم احمقانه، ساده‌انگارانه است. همین فهم ساده انگارانه است که کشور را یک دهه معطل توافقی بی‌ارزش می‌کند، همین فهم ساده انگارانه بعد از جنگ ۱۲ روزه بیانیه می‌دهد می‌گوید پارادایم را تغییر دهیم، و جالب این جاست که این فهم ساده انگارانه هنوز هم به زیست مریز خود ادامه می‌دهد و جالب‌تر اینکه طلبکار هم هست!

ولی خوشبختانه دیگر هیچ غلطی نمی‌توانید بکنید

وقایعی مثل همین ۱۳ آبان ۵۸ و اتفاقاتی از این دست، ایران را نه دنباله‌رو نظم چند قطبی که پیش قراول آن کردند. امروز جهان در یک «پیچ تاریخی» است؛ نظام تک‌قطبی دارد فرو می‌پاشد و قطب‌های جدید در حال شکل‌گیری‌اند. در این تحول، ایران نه به‌خاطر قدرت نظامی یا ثروت نفتی، بلکه به‌ علت ثباتِ منطقِ سیاسی‌اش، نقشی پررنگ دارد. وقتی دیگران در دههٔ ۶۰ هنوز در صفِ انتظارِ مجوز از واشنگتن یا مسکو ایستاده بودند، ایران با تسخیر لانهٔ جاسوسی، کشوری شد که عملاً از زیر سایهٔ هژمونی خارج شد. امروز همین منطق است که به ایران اجازه می‌دهد با چین همکاری استراتژیک داشته باشد، با روسیه در منطقه هم‌سو باشد و در عین حال، سیاست خود را خودش تعیین کند. اقتدار نوین ایران که ریشه در همان منطق استکبارستیزانه سیزدهم آبان دارد، امروز ایران را به بازیگری تعیین‌کننده در نقشه ژئوپلیتیک منطقه تبدیل کرده است؛ به گونه‌ای که نه تنها می‌توانیم موجودیت رژیم اسرائیل(به عنوان نماینده تام آمریکا) را در میدان‌های مختلف به چالش بکشیم، بلکه در برابر سهمگین‌ترین فشارهای اقتصادی و سیاسی آمریکا نیز تاب آوریم و حتی آن را وادار به عقب‌نشینی می‌کنیم.

این موضع قدرتمند، در مقابلِ جماعتی قرار دارد که یک دهه فرصت‌سوزی کرده‌اند. بدعهدی‌های مکرر غرب، از نقض فاحش برجام و بمباران میز مذاکره تا فعال‌سازی مکانیسم ماشه و سپس جنگ ۱۲ روزه که همچون مُهری بر این مردم ایران ثابت کرد که چشم امید بستن به غرب، خطایی راهبردی است. ان‌شاءالله یک روزی به قول امام راحل، این غربگرایان را «خدا بیدار کند» اما حرفشان در میان مردم دیگر هیچ خریداری ندارد. مردم از اینان عبور کرده‌اند. اگرچه رسانه در اختیار دارند و صدایشان بلند است، اما دیگر هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند، چرا که قلب‌ها و عقل‌های ملت، در جبهه مقاومت و استقلال می‌تپد.بی‌اعتمادی خورد، به

ایالات متحدهدرمان سرطانقدرت نظامیآمریکاایران
۴
۰
mostaghelatu
mostaghelatu
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید