نقدی بر اولویتبندیهای مالی دانشکده
دیرزمانی میگذرد از تأسیس این دانشکده که طی سالیان سال، ماجراهای متفاوتی را پست سر گذاشته. ساختمانی که همراه با اساتیدش بزرگ شد، نسلهای متفاوت را دید و آرامآرام در میدان رقابت علمی کشور، جای خود را تثبیت کرد.همواره در این سالها دغدغه بزرگان دانشکده، تلاش برای بهبود وضعیت آن در شأن دانشجویانش بوده تا همگی آنطور که باید و شاید در رقابت با دیگر دانشگاهها در مسیر تولید و اصلاح علوم سیاسی و حقوق حرکت کنند.اما دریغ که در این چند صباحی که ما در این دانشکده حضور داشتهایم، با وجود اظهار چندین مورد از ضعفهای اساسی دانشکده، همچنان ناامیدانه به عدم اجرای آنان مینگریم.ما درحالی در میز و صندلیهای ۳۰ساله این ساختمان مشغول تدریس و مطالعه هستیم که دیگر دانشگاهها مستمراً به وضعیت کتابخانه رسیدگی میکنند و برای محل اصلی مطالعه دانشجویان ارزش قائل هستند.اصلا چرا راه دور برویم؟ به راستی چه تفاوت ذاتی بین دانشجویان کارشناسی و دانشجویان ارشد و دکتری وجود دارد که باید چنین تفاوتی میان کلاسهای ارشد و کارشناسی وجود داشته باشد؟همانقدر که دانشجوی ارشد نیاز به تمرکز در کلاس دارد، دانشجویان کارشناسی نیز نیازمند آن هستند(بلکه حتی بیشتر!).
در دانشکده علوم اجتماعی نیز خوشبختانه با تعویض صندلی کلاسها شاهد تحقق این دغدغه چندین ساله بودهایم.از این مورد که عبور کنیم، وضعیت سیستم گرمایش و سرمایش دانشکده نیز همواره یک مشکل بزرگ بوده که بسیاری از کلاسها را طاقت فرسا ساخته.آنچه دانشجو را ناامید میسازد، خرج هزینههای گزاف برای برنامههایی است که برای دانشجویان ارزش افزوده خاصی ندارد، ولیکن اولویتبندی مالی دانشکده را بهجای تمرکز بر مسائل اصلی آن، متوجه بخشهای فرعی و غیرضروری میسازد.
امید است که مدیریت جدید دانشکده این دغدغه چند ساله را تحقق ببخشند تا بتوان در فضایی فراخور شأن حقیقی دانشجویان، در این مسیر قدم برداشت.