
شرح قطرهای از دریای رشادت
فرقی نمیکند تو حمله کنی یا به تو حمله کنند، سایه شومشان که بیاید دامن همه را میگیرد. نظامی و غیرنظامی، مرد و زن نمیشناسند، نامردان حتی به کودک بیگناه هم رحم نمیکنند...
اسرائیل را میگویم، شجره خبیثهای که ریشهاش جز به دست مردان میدان نمیخشکد.
خیالاتی در سر میپرورانند، خیالاتی از جنس توهمات صدام. فتح تهران را در سر دارند، لقمه را بزرگتر از دهان برداشتهاند، مثل تمام این ۴۷ سال. به گمان داستان فتح المبین، بیتالمقدس و والفجرها را نشنیدهاند، یا شاید هم فراموش کردهاند.
زمانی که تمام دنیا در مقابل ایران ایستاد، بمب شیمیاییاش را آلمان داد، پولاش از عربستان میآمد و سربازاناش از تمام دنیا. آن زمان نتوانستند، حالا که هر هفته توان رونمایی از شهر موشکی داریم بتوانند؟
ساعاتی از حمله نمیگذرد که انگشت به دهان میمانند. موشکها به حیفا خورده، وایزمن را درنوردیده، حتی به آمان هم امان نداده و از مرکز فرماندهی ارتش هم گذشته.
این چنین است، خانه عنکبوتی که با خون مردم بیگناه بنا شده باشد قطعاً از سستترین خانههاست.
مثل همیشه سانسور شروع میشود.
قلمها را میشکنند، دوربینها را خاموش میکنند و صداها را خفه، تا مبادا دنیا شاهکار مردان خدا را ببیند. اما نه! عصای موسی دریا را درنوردیده و راه را نشان داده...
حالا فقط یک راه حل مانده، آمریکا.
دوباره مراکز هستهای را نشان میگیرند. دیگر آب از سرشان گذشته است. یک وجب و ۱۰۰ وجب فرقی ندارد.
فکر میکنند شب را میتوانند راحت بخوابند، اما العدیده زیر آتش خیبرشکن میسوزد، به گمان تیر آخر هم به سنگ خورده...
بعد از ۱۲ روز چاره را در آتش بس میبینند. آنها هم میدانند که اگر جنگ به ۱۳ روز برسد قطعاً نحسی دامانشان را خواهد گرفت.