جزایر سهگانه ایران؛ از ریشههای تاریخی تا چالشهای ژئوپلیتیکی امروز
جزایر سهگانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی سالها یکی از بحثبرانگیزترین مناقشات سرزمینی بین ایران و کشورهای همسایهاش بودهاست. از طرفی امارات متحده ایران را اشغالگر این جزایر تلقی میکند و خواستار واگذاری جزایر به امارات است. از طرف دیگر اما، ایران این جزایر را سرزمین تاریخی خود تلقی میکند. برای درک بهتر موضوع، باید به تاریخچه مسئله بپردازیم.
جزایر سهگانه در مسیر تاریخ
مطابق اسناد تاریخی موجود، اشیا تاریخی یافت شده از حکومت مادها در این جزایر، خود بیانگر این است که از هزاران سال قبل، جزایر خلیج فارس در تسلط حکومتهای ایرانی بودهاند. از دوره هخامنشی تا سقوط حکومت ساسانیان نیز همواره این جزایر جزء پایگاههای مهم نیروی دریایی ایران به شمار میرفته و مسیر مهمی برای تجارت و بازرگانی محسوب میشده.
تا پیش از اشغال سواحل و جزایر جنوبی ایران توسط پرتغالیها در دوران استعمار، همواره حاکمیت سلسلههای مختلف بر آبهای خلیج فارس امر ثابتی بوده.
پس از آن نیز شاه عباس صفوی با بیرون راندن پرتغالیها مجددا این سرزمینها را به خاک ایران بازگرداند. از جهت جغرافیایی نیز آبها و جزایر خلیج فارس امتداد فلات تاریخی ایران به حساب رفته و جزء سرزمین آن به شمار میروند.
همه چیز از رأسالخیمه آغاز شد
با فروپاشی سلسله صفوی و آشفتگی داخلی ایران، اینبار اعراب عمان، این جزایر را به اشغال درآوردند. اما در بهبوهه فتوحات نادرشاه، نه تنها این جزایر، بلکه بخشی از امارات کنونی نیز تحت سلطه ایران درآمد. نام کنونی این شهر اماراتی، یعنی رأسالخیمه نیز، به برافراشتن خیمههای نادری در این سرزمین اشاره دارد.
اشغالها و ادعاها
با مرگ نادرشاه و تزلزل ناگهانی فضای سیاسی ایران، اعراب قاسمی که تحت حمایت امپراتوری بریتانیا بودند، این جزایر را مجدد به اشغال درآوردند. در ادامه این کش و قوسها، بارها این جزایر(در کنار جزیره بحرین) میان ایران و بریتانیا رد و بدل شد و برعکس سرزمینهای شمالی، سلسله قاجار بر سر مالکیت ایران بر این جزایر هرگز کوتاه نیامد. مجلس ملی دوره پهلوی نیز با تصویب لایحهای رسما بحرین را جزء استانهای ایران حساب کرد. در تمامی این مدت، انگلیسیها که در نقشههای خود این جزایر را متعلق به ایران میدانستند، از هر حیله و روش موجود استفاده کردند که به نحوی آنها را حق اعراب قاسمی تحت حمایت خود نشان دهند. علارغم استقامت دولتهای ایرانی در برابر این ادعاها طی ۱۵۰ سال، سلطنت پهلوی به ناگهان با واگذاری استان بحرین به اعراب، جزایر سهگانهای که حق مسلم ایرانیان بود را تحت حاکمیت گرفت.
تشکیل امارات و شروع بازی سیاسی
درست ده روز پس از تشکیل کشور امارات متحده، آنها ایران را اشغالگر خطاب کرده و خواستار بازپسگیری جزایر سهگانه شدند. ادعایی که نه با اسناد تاریخی و ادله جغرافیایی سازگار بود، نه با نظر سازمانهای بینالمللی.
اهمیت این جزایر برای تسلط بر مسیرهای نفتی و کنترل تنگه هرمز، هردو کشور را در جهت تسلط بر این خاک مسلم کرده. اماراتیها میخواهند با تبدیل این مناطق به مقر اقتصادی جدید خود، علاوه بر درآمدزایی، کنترل تنگه هرمز را نیز از دست ایران خارج کنند. میتوان علت اصلی حمایت بسیاری از دولتها از ادعای امارات را نیز همین مسئله دانست که خطر بسته شدن یا محدودیت تنگه هرمز باید از بین برود. یکی از علل اصلی نرمی ایران در برابر این ادعاها اما، نیاز چرخه اقتصادی ایران به امارات برای نقل و انتقالات بانکی و مسیرهای دورزدن تحریم هاست.
باید چارهای اندیشید
از طرفی با وجود نیاز ایران به تسلط بر این جزایر جهت حفظ کنترل دریایی خلیج فارس و از طرف دیگر وابستگی به سیستم مالی امارات، انعطاف ایران در پاسخدهی را کاهش داده است.
در چنین شرایطی ایران باید علارغم پایبندی به حق حاکمیت خود، سعی در ایجاد مسیرهای مالی و بانکی جدید از طریق سایر کشورهای همسایه مثل ترکیه بنماید. راهحلی که شاید دشوار باشد، اما کلید حل یک بازی سیاسی است که مستقیما تاریخ و ریشه سرزمین ایران را هدف قرار داده.