داستان اپستین و عریانی قدرت
پروندهٔ جفری اپستین یک لغزش اخلاقی یا جنایت فردیِ منزوی نبود؛ این پرونده، صحنهای بود که در آن *نقاب حقوق بشر از چهرهٔ قدرت فرو افتاد*. آیینهای که نشان داد چگونه مدعیان «آزادی، کرامت انسان و حمایت از زنان»، در تاریکترین اتاقهای قدرت، همان اصول را لگدمال میکنند. اپستین، سرمایهدار بانفوذ آمریکایی، متهم به طراحی و ادارهٔ شبکهای سازمانیافته برای سوءاستفاده و بردهسازی جنسی کودکان و نوجوانان بود؛ شبکهای که حتی قربانیانش سخن گفتند، اسنادش موجود بود، اما عدالت هرگز به آن نرسید. مرگ مشکوک او در زندان، پیش از محاکمه، نه پایان ماجرا، بلکه مهر سکوتی بود بر دهان حقیقت.
پردهها کنار میروند
با انتشار تدریجی اسناد—از جمله *۳ میلیون سند تازه از مجموع ۱۹ میلیون سند —روشن شد که اپستین یک استثنا نبود، بلکه گرهگاهِ تلاقی ثروت، سیاست و مصونیت بود. نام سیاستمداران آمریکایی و اروپایی، از جمله دونالد ترامپ، بارها در این اسناد تکرار شده است؛ نه بهعنوان حکم قطعی جرم، بلکه بهمثابه زنگ خطری بلند که فریاد میزند: تحقیقِ مستقل، بیخط قرمز و شفاف کجاست؟ در مقابل، آنچه دیده شد، سکوت، تعلل و گزارشهایی از پاکسازی و پنهانکاری بود؛ گویی مسئله، نه کودکان قربانی، بلکه حفظ آبروی قدرت است.
پسلرزههای یک بحران
پسلرزههای این رسوایی به موجی از استعفاها در اروپا انجامید؛ از لندن تا پاریس و اسلو. این استعفاها اعترافی ناگفتهاند: پروندهٔ اپستین هنوز زنده است و همچنان مشروعیت اخلاقی ساختار قدرت غرب را میفرساید.
بازی با یک پارادوکس
اما تناقض اصلی اینجاست: همان دولتهایی که خود را پرچمدار حقوق بشر، آزادی و دفاع از زنان معرفی میکنند، یا در برابر بردهسازی جنسی زنان و کودکان سکوت میکنند یا از پاسخگویی میگریزند. ایالات متحده و اسرائیل، با خروج یا بیاعتنایی به پیمانها و ساز و کارهای بینالمللی حقوق بشر، عملاً نشان دادهاند که حقوق بشر برایشان تعهد نیست؛ ابزاری است سیاسی، انتخابی و مصرفی.در این منطق وارونه، «آزادی» نیز معنای تازهای مییابد: آزادی نه بهمثابه کرامت انسان، بلکه بیبندوباری قدرتمندان و حقِ بهبردگیگرفتن بدن دیگران برای لذت جنسی. اینجاست که شعارهای پرزرق و برق فمینیستی و حقوق بشری، به ضد خود بدل میشوند.
در نهایت، این پرونده دربارهٔ نامها، پرچمها یا ایدئولوژیها نیست؛ دربارهٔ کودکان و زنانی است که قربانی شدند. دفاع واقعی از حقوق بشر، با سکوت گزینشی سازگار نیست. پروندهٔ اپستین آزمونی اخلاقی بود که بسیاری از مدعیان آزادی در آن مردود شدند؛ و مسئولیت ماست که نگذاریم حقیقت، زیر آوار قدرت، ثروت و فراموشی دفن شود.