نوعی تنهایی هست که میتواند تاب بخورد. دست به سینه، پا روی پا، لم داده روی صندلی و این درست خلاف تکانهای کشتی آدم تنهایی را که تاب میخورد، تسکین میدهد و آرامش میبخشد. این، گونهای تنهایی درونی است که دورش را پوستهای محکم فراگرفته است. ولی نوع دیگری از تنهایی هست که پخش میشود. هیچ نوسانی نمیتواند آن را یکجا نگه دارد. این نوع تنهایی، زنده و مستقل است. چیزی خشک و منتشر که باعث میشود صدای پای خود را طوری بشنویم که انگار از دوردستها میآید.
«دلبند» نوشتۀ تونی موریسون
دلم تنگ است که بی هیچ استرسی فرمول یک عزیزمو بیینم ایا دختر فرمول یک میبینه بله حتی طرفدار مرسدس هم هست