ویرگول
ورودثبت نام
Sistan
Sistan
Sistan
Sistan
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

دستْ بسی؛ هستْ کسی

❣️همه‌ی آدم‌ها بی‌قدرت‌اند در برابر قدرت خداوند. همه‌ی آدم‌ها آسیب‌پذیرند در برابر حوادث زندگی. همه‌ی آدم‌ها در درون‌شان نیروی عظیمی دارند که قابل مقایسه با ضعف جسمانی‌شان نیست. این نیرو همان نیروی عجیب و معجزه‌ساز خداوند است که تنها راه ارتباط با انرژی بی حد و حصرِ حاکم بر جهان است. اما انسان‌ها جز عده‌ی اندکی، آگاهی چندانی ازین انرژی ندارند. اما برخلاف این عده، دسته‌ی کثیری از آدم‌ها با اعتماد به حساب و کتاب محدود ذهن و دیدگاه خط‌کشی‌شده تا جایگاهی پیش‌روی می‌کنند که از آن به بعد به تکرار یا فرورفتن خو می‌کنند به جای گسترده‌شدن و فراتر دیدن. چون گستردگی دید و گشادگی سینه و دست‌یابی به پهنه‌ی وسیع و بی‌انتهای نیروی درون به اتصال با قدرت همتایش که همانا عظمت بی‌نهایت خالقِ خلّاق است؛ نیاز دارد.

یکی از راه‌های گشایش این ارتباط، برهم زدن بخش زیادی از قراردادها و چهارچوب‌های ساخته‌ی ذهنِ مضطرب و پیش‌گوی انسان است که برای حفظ امنیت و ثبات آرامش سعی دارد از تدابیر خداوند پیشی بگیرد.

آدمی می‌خواهد تمام تلاشش را برای مفید بودن و ساختن زندگی بهتر انجام دهد اما نمی‌داند اکثر اوقات به جای حِفاظ، سد می‌سازد و مدام در حال بنا کردن قلعه‌های بی‌در است که جلوی ورود نَعَمات و عنایات پروردگار را به زندگی‌اش می‌گیرند.

در ادامه‌ی تخریبِ موانع بشری می‌توان به تبدیل اضطراب به آرامش؛ تحمل به صبر و تقلا کردن به تسلیم اشاره کرد.

تسلیم در برابر نیروی قدرتمند و پایان‌ناپذیر الهی که نمی‌دانیم چرا و چگونه و چه‌وقت و چه‌جایی به نفع‌مان عمل می‌کند و از کارهایِ به ظاهر ساده‌ی روزمره گرفته تا خواسته‌های غیرممکن را عملی می‌سازد. وقتی تسلیم درست و به‌جا اتفاق بیوفتد خود به خود صبر و آرامش جای خود را پیدا می‌کنند.

چه، کسی بخواهد و چه نخواهد؛ چه بپذیرد و چه نپذیرد؛ چه خوشش بیاید و چه نیاید؛ سامانه‌ی جهان به گونه‌ای کار می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند از آن سر دربیاورد. هیچ چاره‌ای غیر از تسلیم نیست. سر فرود آوردن در برابر قدرتی بی‌نهایت که انسان قسمت ریزی از آن است اما انرژی این کائنات پهناور را در درون خود دارد؛ کار آسانی نیست. نیاز به ایمان دارد.

ایمان، اعتقاد به عاملِ اتفاقاتی‌ست که با شکل و شمایل متفاوت اما با ساختار یکسان به دفعات تکرار شده‌اند تا ذهن پُر چرا و سخت‌پسند و دیرپذیر انسان را قانع کنند که بهتر است بعد از زحمتِ سوار شدن به کشتی روزگار و قرارگرفتن در جایِ خود و انجام یک‌سری کارهایی که در توانِ اوست؛ نه بیش و نه کم؛ سُکان را به دست‌های بی‌نظیر ناخدای لامکان و لازمان بسپارد و با خیالی آسوده روی موج‌های سبک و سنگین اقیانوس بی‌منتهای زندگی از شناور بودن لذت ببرد.

درست است. سخت است پذیرش این قانون غریب که بدون چون و چرا باید پذیرفت تا بتوان از شگفتی‌های بی‌مثال و منحصر بفرد این جهان بهره و لذت برد؛ اما به تجربه‌اش می‌ارزد. غیر ازین هرچه انجام شود به قول حافظ*، عِرض خود بُردن و زحمت دیگران داشتن است.

جالب است که اصل و اساس تمام جَمادات و نباتات و حیوانات و اشرف مخلوقات از یک جنس و متاع است. اما این تنوع و تَکَثُّر نشان از گونه‌گونی بی حد و اندازه‌ی جمال خداوندی‌ست. حتی زشت‌ترین و مخرب‌ترین و دلخراش‌ترین موقعیت‌ها و موجودات نیز جلوه‌ای از رخ بی‌منتهای خداوند است. آن‌سویِ رخِ محبوب که دور از نظر است اما منظر او به چشمان خطی آدمی نمی‌آید. همچون شب که چون بی‌بهره از نور خورشید است تاریک و بی‌چیز جلوه می‌کند اما هرگز مُنکر وجود خورشید نیست. طولی نمی‌کشد که عمر شب به پایان می‌رسد و به قول مولانا** آفتاب، دلیل آفتاب، می‌آید.

هرچند در زبان آفریدگار چیزی با صفات بد و خوب؛ زشت و زیبا یا کج و راست خوانده نمی‌شوند و فقط آدمی این صفات را برای تشخیص وقایع و اشخاص از یکدیگر ساخته . او اغلب خودش هم نمی‌داند چه غُل و زنجیرهایی به پاها و دست‌هایش آویخته و چطور خودش را محدود به اسامی و صفات ریز و درشت کرده است. عمری را به جمع و ضرب و تفریق و تقسیم این القاب می‌گذراند و عمری دیگر باید صرف کند تا خود را از آنها پاک کند تا بتواند در سن و سالی که زحمت به حکمت تغییر ماهیت داده برای آیندگان فرزانگی کند و راهبرشان شود و هم این‌که خود از طی مسیر زندگی‌اش احساس رضایت کند.

احساس رضایت؛ در تجمیعِ "با خود زیستن" در کنار "خدمت‌کردن به دیگران " است که معانی "خوش‌بختی" و "هویت" و "هدف زندگی" را با هم کامل می‌کند.

به نام و با یاد او که؛

به قول هاتف اصفهانی***:

یکی هست و هیچ نیست جز او❣️

*حافظ:

ای مگس عرصه‌ سیمرغ نه جولانگه توست

عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

**مولانا:

آفتاب آمد دلیل آفتاب

گر دلیلت باید از وی رو مَتاب

***هاتف اصفهانی:

یکی هست و هیچ نیست جز او

وَحدهُ لا الهَ الاّ هو

احساس رضایتقدرتخداوندخالقانسان
۸
۰
Sistan
Sistan
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید