ویرگول
ورودثبت نام
atiyeh
atiyehما را زمانه گر شکند ساز میشویم؛
atiyeh
atiyeh
خواندن ۱ دقیقه·۲۲ روز پیش

کهکشان بی ستاره

در چشم هایش هیچ ستاره ای وجود نداشت

در آن چشم ها ردی از شوق به زندگی نمیدیدم

ستاره‌هایش سقوط کردند؟ مرگ تدریجی داشتند؟

شاید هم هرگز ستاره ای وجود نداشته!

کسی چه می‌داند شاید با کهکشانی بی ستاره متولد شده

من به آن چشم ها فکر میکنم و فکر می‌کنم

اگر میشد می‌توانستم باعث شوم تا ستاره هایش سقوط نکنند؟

می‌گویند نور ستاره ها پس از مرگ به ما می‌رسد

به گمانم شوق چشم های او هم بعد از مرگ به ما برسد

شوقی برای ادامه دادن به این زندگی هرچند نازیبا

او اصلا می‌داند من از کدام ستاره صحبت میکنم؟ می‌داند ستاره های درون چشم چیست؟

می‌داند چه رویا و چه شوقی به کهکشانش نور میبخشد؟

شاید حتی نداند کهکشانی وجود دارد برای نور بخشیدن

زندگی او همیشه تاریک‌تر از آن بوده که به نور بخشیدن به کهکشانی فکر کند

او به دنبال ستاره هایش در جایی متفاوت می‌گردد

شاید در همان‌جایی که آدم ها چیزهای تمام شده‌شان را می‌گذارند

در آنجا به دنبال ستاره های پلاستیکی می‌گردد تا یک روز دیگر به آن زندگی تاریک ادامه دهد

هرچه در کوله بارش آخر شب ها از آن ستاره های پلاستیکی بیشتر داشته باشد شانس بیشتری برای ادامه دادن به تاریکی دارد

کمرش خم شده از حمل آن همه ستاره

کاش اما آن ستاره ها در عوض پشتش جایی در چشم هایش لبخندش و روحش داشتند

از دست آن ستاره های پلاستیکی کاری برنمی‌آید

نوری که دارند کم‌سو تر از آن است که به چشم بیاید

ستاره های درخشان تر هر روز پرنورتر از روز قبل می‌تابند و ستاره های کم‌سو هر روز کم‌نورتر از روز قبل به دست سیاهچاله‌ها سپرده می‌شوند برای فراموشی همیشگی

کاش می‌توانستم تمام ستاره های درخشان دنیا را درون کیسه آن کودک زباله گرد جا بدهم تا پرنور‌تر از هر ستاره واقعی بدرخشد

ستارهکهکشان
۷
۰
atiyeh
atiyeh
ما را زمانه گر شکند ساز میشویم؛
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید