دموکراسی،رفاه وابسته به پیشرفت تکنولوژی،آزادی بیان،شایسته سالاری،محیط زیست وسرزمینهای آباد،قوانین شسته رفته حمایتی ،شغل،تورم معکوس و هزار عنوان افتخار آفرین و حسرت برانگیز امریکا ودیگرکشورهای متمدن ومدرن اروپایی و غیره ،اگر تماما وابسته به محرومیتهای اجتماعی واقتصادی وفشارهای زیست محیطی کشورهای جهان سوم مثل ایران نباشد،تاحد زیادی مدیون بدبختی این کشورهاست…کشورهای معدن خیز و پرنعمت از گذشته تاکنون به عنوان مستعمره مستقیم وغیر مستقیم آخور آن دولتهاست…حتی اگر در کودکی ونوجوانی ومستی ندانند در اصل ماجرا تغییری نیست…همه ی افسانه هایی که خودمان از زیباییهای آن دولتها وکشورها میگوییم ، ومی ستاییم، به قولی اشک دیده من وخون دل شماست…ما فقط نوک قله (سیاستمدران خودی)را میبینیم و بقیه ماجرا زیر آب است.دموکراسی آنها برای نوع برداشت محصول از کشورهای جهان سوماست .حتی نخبگان ما استعداد وتوانایی شان را خرج آن جغرافیا میکنند و آن استعمار گریشان.این مدت کدام کشور به عنوان همنوع نه فقط همدردی آنهم جزئی بلکه هم جوشی وخروشی نشانمان داد؟چند بیانیه ورقص و چیدن مو نشانه رنجش قلب انگشت شماری هنرمند بود وبس.هنرمندی و دل نازکی و هم نوایی نمک ماجرا بود وبس.بپذیریم یا نه ما گاوصندوقی بیش نیستیم…بی نهایت آگاهی واتحاد برای نجات انسانهای محروم سرزمین ایران و دیگر کشورهای طلاخیز می باید داشت.…تمدن آن کشورها به عروسکهای خیمه شب بازیشان(سیاستمداران ما)و سیری و رفاه سیاستمداران ما به گرسنگی ونادانی ما وابسته بوده وهست…چیزی شبیه معجزه لازمیم.کار از ای کاش واما گذشته….