
اسپریت (The Spirit) که همه خالق آن را به نام ویل آیزنر میشناسند، در سال ۲۰۲۶ فیلم کوتاهی به کارگردانی امیرحسین جعفری ساخته شد. این فیلم وفاداری زیادی نسبت به کمیک های آیزنر داشت.
در این مقاله با نگرش کارگردان و وقایع پشت صحنه آشنا شوید:

کمیک های اسپریت از دهه ۴۰ میلادی که خلق شدند، یک حال و هوای تقریباً ثابتی داشتند: ساختمان های آبی (رنگ نمادین قهرمان) و بک گراند سیاه برای ایجاد فضایی مرموزانه، نوآر و یک نوع تاریکی سنگین استفاده میشدند. این حس و حال بصری میتوان برای اولین بار در اولین فیلم اسپریت محصول سال ۱۹۸۷ با بازی سم جونز مشاهده کرد:


چیزی کمیک های اسپریت را بسیار منحصر به فرد میکند یک دیدگاه بسیار خلاقانه از سوی خالقش «ویل آیزنر» است. در ۹۰ درصد از جلد های این کمیک، ما شاهد لوگو یا عنوان داستان در داخل محیط شهری بودیم! یعنی عنوان داستان مثلاً در روزنامه، مانیتور تلویزیون یا مجسمه و بنای ساختمانی داخل داستان ها درج میشد:

چنین نگرشی در این فیلم دوبار در درون فیلم و حدود سه بار در پوسترهای فیلم به کار رفت.

در پوستر رسمی این فیلم، یک ایده جالب رونمایی میکند استفاده از لوگوی درون داستان منتهی با استفاده از نمای جانبی (نیم رخ). این باعث شده است که هم سطح شهر دیده شود و هم دنیای زیرین که ریل قطار در همانجا قرار دارد. چنین چیزی که بارها در کمیک های آیزنر دیده میشد:

اغلب آیزنر این کار را در نقطه شروع داستان برای مشخص کردن POV داستان و نشان دادن محدود وسعت لوکیشن به کار میبرد! این نما همچنین یادآور بازی های پیکسلی قدیمی نیز میباشد که به آنان اصطلاح Side-Scroller میدادند!

در سال ۲۰۰۸ فرانک میلر که با آثاری همچون «بازگشت شوالیه تاریکی» و «شهر گناه» مشهور شده بود، تصمیم گرفت وارد عرصه کارگردانی شود و از روی شخصیت اسپریت خلق شده توسط ویل آیزنر اقتباس انجام دهد. این فیلم به عقیده بسیاری از منتقدین جهانی لقب «منفورترین فیلم سال ۲۰۰۸» به دست آورد! زیرا میلر هیچ داستانی در چنته نداشت و حال و هوای کمیک های آیزنر را دور انداخته و سبک بصری شهر گناه خود را در آن جای داده بود! همینطور این فیلم در واقع یک واکنش منفی به این فیلم ۲۰۰۸ بود. زیرا شخصیت شرور مرموزی که اسپریت آن تعقیب میکند، همان اسپریت ۲۰۰۸ است! این موضوع چند ماه پس از انتشار این فیلم توسط کارگران مشخص شد.

یکی دیگر از اصلی ترین منابع اقتباس شده از این کمیک ها، پایان فیلم و ورود قطار به سوی شخصیت اصلی است که این صحنه یک نماد در کمیک های اسپریت بدل گشته است! این صحنه بارها در کمیک های مختلف بازگو شده است:

در یکی از کمیک های آیزنر، ما شاهد یکی از خلاقانه ترین روش برای روایت یک قصه بودیم: شخصیتی یک کاغذ در دست دارد و سپس بقایای قصه در صفحات همان کاغذی که شخصیت داستان در دست دارد، اتفاق میافتد! جعفری به قدری از این ایده استقبال کرد که در پوستری از این فیلم استفاده کرد:

اگر کمی با دقت تر به پوستر نگاه کنیم متوجه خبر درگذشت روزولت رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در روزنامه میشویم که به خط زمانی فیلم اشاره میکند!