ویرگول
ورودثبت نام
زهرا روحی فر
زهرا روحی فردکترای زبان و ادبیات فارسی، مدرس دانشگاه، بنیان‌گذار انجمن شاهنامه‌خوانی کودکان، مؤسس خردسرای فردوسی، نویسنده آثار پژوهشی و داستانی درباره فرهنگ گیلان و شاهنامه.
زهرا روحی فر
زهرا روحی فر
خواندن ۳ دقیقه·۴ ماه پیش

تحلیل شعر ردّ پای خاطره در غروب‌های خاموش محمدرضا گلی احمد گورابی با رویکرد جان آپدایک | جزئی‌نگری، گذر زمان و معنویت

«تحلیل شعر ردّ پای خاطره در غروب‌های خاموش از محمدرضا گلی احمد گورابی بر اساس دیدگاه جان آپدایک. بررسی جزئی‌نگری حسی، گذر زمان، معنویت در زندگی روزمره و روابط انسانی در این اثر. مقاله‌ای مناسب پژوهشگران ادبیات معاصر و علاقه‌مندان نقد تطبیقی.» زهرا روحی‌ فر

تحلیل شعر ردّ پای خاطره در غروب‌های خاموش محمدرضا گلی احمد گورابی با رویکرد جان آپدایک | جزئی‌نگری، گذر زمان و معنویت . زهرا روحی فر
تحلیل شعر ردّ پای خاطره در غروب‌های خاموش محمدرضا گلی احمد گورابی با رویکرد جان آپدایک | جزئی‌نگری، گذر زمان و معنویت . زهرا روحی فر

هایبون (سپید + هایکو)

سپید

در گذرگاه‌های خاموش،

رنگ کهربایی روز رو به افول،

بر دیوارهای کهنه می‌لغزد.

هوای خنک،

بوی پنجره‌های نیمه‌باز را

در خود دارد،

و نسیمی که از دوردست می‌آید،

آواز فراموش‌شده‌ای را

بر لب می‌آورد.

چهره‌های ناآشنا،

لحظه‌ای در نگاه،

به یادم می‌آورند که زمان،

همچون آبی روان،

همه چیز را با خود می‌برد

جز طعم لحظه‌هایی که

در دل مانده‌اند.

هایکو (۵-۷-۵)

نور کهنه‌سو

بر سنگفرش خاموش

یاد سفرهاست

سیجو (۱۴-۱۶-۱۵)

شامگاه، رنگ‌های گرم را بر بام‌های خاموش می‌پاشد

نسیم، ترانه‌ای کهن را از کوچه‌های دور می‌آورد

و دل، در جستجوی ردّ پای روزهای بی‌نام می‌تپد

چکیده

این مقاله به بررسی شعر ردّ پای خاطره در غروب‌های خاموش از محمدرضا گلی احمد گورابی بر اساس دیدگاه جان آپدایک می‌پردازد. آپدایک در نقد و داستان‌های خود بر جزئی‌نگری حسی، گذر زمان، معنویت در دل زندگی روزمره و روابط انسانی تأکید داشت. شعر مورد نظر نیز با بهره‌گیری از تصاویر چندحسی، لحظه‌های گذرا و خاطره‌انگیز را ثبت می‌کند و از این منظر با نگاه آپدایک هم‌خوانی دارد.

مقدمه

محمدرضا گلی احمد گورابی از شاعران معاصر است که در آثارش به ترکیب سنت و نوآوری، و به‌ویژه به بهره‌گیری از قالب‌های کوتاه مانند هایبون و هایکو توجه دارد. شعر ردّ پای خاطره در غروب‌های خاموش نمونه‌ای از این تجربه‌هاست که با زبانی ساده و تصویری، لحظه‌ای گذرا را به تجربه‌ای زیباشناختی بدل می‌کند.

جان آپدایک، نویسنده و منتقد آمریکایی، در آثارش بر اهمیت ثبت جزئیات زندگی روزمره، تجربهٔ گذر زمان، معنویت در دل امور عادی و روابط انسانی تأکید داشت. این مقاله نشان می‌دهد که شعر گورابی چگونه با این اصول آپدایکی هم‌پوشانی دارد.

گذر زمان و نوستالژی

غروب به‌عنوان استعارهٔ پایان و استمرار

در هایبون شعر، «رنگ کهربایی روز رو به افول بر دیوارهای کهنه» تصویری است که گذر زمان را به‌طور مستقیم و حسی نشان می‌دهد. غروب، لحظه‌ای است که هم پایان را تداعی می‌کند و هم استمرار خاطره را.

ثبت لحظه‌های گذرا در رنگ و نور

آپدایک معتقد بود ادبیات باید لحظه‌های عادی را ثبت کند. این شعر نیز با تمرکز بر نور و رنگ غروب، لحظه‌ای گذرا را به تجربه‌ای ماندگار بدل می‌سازد.

معنویت در دل زندگی روزمره

بوی پنجره‌های نیمه‌باز و تجربهٔ روحانی

شاعر با اشاره به «بوی پنجره‌های نیمه‌باز» معنویتی را در دل تجربه‌ای روزمره آشکار می‌کند. این همان معنویتی است که آپدایک در جزئیات سادهٔ زندگی جست‌وجو می‌کرد.

نسیم و آواز فراموش‌شده به‌عنوان لحظهٔ معنوی

«نسیمی که آواز فراموش‌شده‌ای را بر لب می‌آورد» تجربه‌ای شنیداری است که گذشته را به اکنون پیوند می‌دهد و لحظه‌ای روحانی می‌آفریند.

روابط انسانی و حافظهٔ جمعی

نقش خاطره در پیوند فرد با گذشته

در سیجو، شاعر می‌گوید: «دل، در جستجوی ردّ پای روزهای بی‌نام می‌تپد.» این بیان، رابطهٔ انسان با گذشته و حافظهٔ جمعی را برجسته می‌کند.

جست‌وجوی هویت در دل یادها

همان‌گونه که آپدایک روابط انسانی را در بستر زمان و خاطره می‌دید، این شعر نیز نشان می‌دهد که هویت فردی در پیوند با خاطره و یادها شکل می‌گیرد.

جزئی‌نگری حسی و چندحسی بودن شعر

عناصر دیداری

«نور کهنه‌سو بر سنگفرش خاموش» تصویری دیداری است که حس سکون و گذر زمان را منتقل می‌کند.

عناصر شنیداری

«آواز فراموش‌شده» تجربه‌ای شنیداری است که گذشته را زنده می‌کند.

عناصر بویایی

«بوی پنجره‌های نیمه‌باز» تجربه‌ای بویایی است که فضای شعر را کامل می‌سازد.

این هم‌نشینی حواس، همان چیزی است که آپدایک در نثر خود به‌عنوان غنای حسی دنبال می‌کرد.

نتیجه‌گیری

شعر ردّ پای خاطره در غروب‌های خاموش نمونه‌ای روشن از شعری است که با نگاه جان آپدایک هم‌خوانی دارد. این شعر با ثبت لحظه‌های گذرا، برجسته کردن جزئیات حسی و پیوند دادن زندگی روزمره با معنویت و خاطره، همان چیزی را محقق می‌کند که آپدایک در ادبیات می‌ستود: تبدیل امر عادی به تجربه‌ای زیباشناختی و معنوی.

روابط انسانی
۴
۰
زهرا روحی فر
زهرا روحی فر
دکترای زبان و ادبیات فارسی، مدرس دانشگاه، بنیان‌گذار انجمن شاهنامه‌خوانی کودکان، مؤسس خردسرای فردوسی، نویسنده آثار پژوهشی و داستانی درباره فرهنگ گیلان و شاهنامه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید