غزل اوج غرور،غزلیعاشقانه ولطیف برای دوستداران شعر و ادبیات فارسی ،زهرا روحی فر

دست در دست تو خواهم رفت تا اوج غرور
می شوم سرشار از آرامش و شادی و شور
می زنم دل را به دریای وسیع قلب تو
می روم تا دورها آنجا که باشد کوه نور
چشم در دریای چشمانت شناور می شوم
می کنم با یاد تو از رنج های خود عبور
دوری از من، خاطرت با دل تبانی می کند
چهره ات در قاب چشمم می شود دریای نور
می برم خود را ز یاد از خود خجالت می کشم
من بدون تو چگونه می شوم فردی صبور؟
هرکجا باشی دلم با توست ای یار شفیق
دره باشد کوه باشد، دشت یا قصر بلور
من بدون تو نمی خواهم نفس رامم شود
من چو موسی هستم و تو آتشی در کوه طور