نویسنده: [علیرضا عابدینی مدیر سرمایه گذاری شرکت سرمایه گذاری بیمه دانا]

بازار سرمایه در هفتههای اخیر رشد محسوسی را تجربه کرده است؛ رشدی که برای بسیاری از فعالان اقتصادی و سهامداران این پرسش را ایجاد کرده که چه عواملی باعث این حرکت شده است. در این یادداشت، به طور خلاصه به چند محور مهم که در ارزشگذاری و رفتار اخیر بازار نقش داشتهاند، اشاره میکنم.
۱. کاهش ابهام پس از فعال شدن مکانیسم ماشه
اگرچه فعال شدن مکانیسم ماشه در نگاه اول میتواند خبر منفی تلقی شود، اما از زاویه بازار سرمایه، بخشی از ابهام سیاسی که مدتی سایه بر معاملات انداخته بود، کاهش یافته است. بازار پیشتر این ریسک را در قیمتها لحاظ کرده بود و حتی شاید بیش از اندازه واکنش منفی نشان داده بود. حالا با روشنتر شدن فضا، پریمیوم ریسک تا حدودی کاهش یافته و همین موضوع به رشد ارزش بازار کمک کرده است.
۲. تعدیل ترازنامهها با نرخهای جدید دلار
افزایش نرخ ارز باعث شده تا بسیاری از شرکتها داراییهای خود را با دلار جدید بازتراز کنند. این مسئله ارزش روز ترازنامهها را بالا میبرد و در نتیجه بخشی از بازار از این مسیر مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، چون نرخ بهره بدون ریسک تغییر محسوسی نداشته و رشد سود عملیاتی شرکتها هنوز در همه صنایع دیده نمیشود، این اثر بیشتر در بخشهای دارای دارایی ارزی و دارای تراز ارزی مثبت (در صورت سود و زیان)مشهود است.
۳. افزایش ارزش جایگزینی و فشار برای اصلاح قیمتها
یکی از عوامل مهم در رشد اخیر، موضوع «ارزش جایگزینی» است. برآوردها نشان میدهد که در پایان سال ۱۴۰۳ ارزش جایگزینی بازار در حدود ۲۰ تا ۲۵ هزار همت بوده و با رشد اخیر دلار، اکنون این رقم احتمالاً به محدوده ۳۰ هزار همت رسیده است. به همین دلیل، بخشی از رشد بازار را میتوان ناشی از تلاش برای پر شدن فاصله بین ارزش فعلی و ارزش جایگزینی واقعی دانست؛ البته با توجه به عدم سود اقتصادی در بنگاه های اقتصادی کشور نمیشه انتظار داشت که ارزش بازار خیلی به ارزش جایگزینی نزدیک بشه و حدود ۵۰درصد اتلاف ارزش طبق سنوات گذشته منطقی است.
۴. نقش نرخ بهره و نسبت P/E در تعدیل ارزش بازار
نسبت P/E تا حد زیادی تابعی از نرخ بهره بدون ریسک است. در شرایط فعلی، به دلیل نرخهای بالای بهره و همچنین نبود انتظار سود باکیفیت از سوی بسیاری از شرکتها، این نسبت هنوز ظرفیت رشد زیادی ندارد. با این حال، در صورت تعدیل تدریجی نرخ بهره—نه بهصورت ناگهانی و شوکآور، بلکه از مسیر طبیعی عرضه و تقاضا و با بهرهگیری از ابزارهای مهندسی مالی—میتوان انتظار داشت که نسبت P/E و در نتیجه ارزش بازار بهمرور بهبود یابد. نکته کلیدی این است که بازار به دنبال سود باکیفیت و پایدار است، نه صرفاً افزایش عددی درآمدها.
۵. تزریق نقدینگی و نقش بازار سرمایه در تأمین مالی
اگر سیاستگذار بتواند از مسیر بازار سرمایه نقدینگی هدفمند را به بنگاهها تزریق کند، این رشد میتواند با شیبی منطقی ادامه یابد. تقویت نقش بازار در تأمین مالی شرکتها، بهویژه در شرایط تحریم و نرخهای بالای تسهیلات بانکی، به سود هر دو طرف—شرکتها و سرمایهگذاران—خواهد بود.
۶. اما ریسکها را فراموش نکنیم
در کنار این عوامل مثبت، بازار هنوز با چالشهایی روبهرو است؛ از جمله نرخ بالای تأمین مالی، چشمانداز نامطمئن برخی صنایع، جذابیت بازارهای موازی و همچنین حجم بالای اوراق بدهی دولت تا پایان سال که میتواند بر منابع مالی فشار وارد کند.
در مجموع، رشد اخیر بورس را میتوان ترکیبی از تعدیل ارزشها، کاهش ابهام، و امید به سیاستهای انبساطی دانست. اگر سیاستگذار بتواند ثبات نرخها را حفظ کند و از شوکهای ناگهانی پرهیز کند، این رشد میتواند نه به صورت هیجانی، بلکه به شکلی تدریجی و پایدار ادامه یابد.