
ای مادر عزیز که جانم فدای تو *** قربان مهربانی و لطف و صفای تو
مادر عزیزم که میخواهم جانم را فدایت کنم. جانم را فدای مهربانی، لطف و صفای تو خواهم کرد.
هرگز نشد محبت یاران و دوستان *** هم پایه ی محبت و مهر و وفای تو
هیچ وقت محبتی که دوستان و آشنایان به من میکنند به اندازه مهر و محبتی که تو میکنی نمیشود.
مهرت برون نمی رود از سینه ام که هست *** این سینه، خانه ی تو و این دل، سرای تو
محبت و مهربانی تو هیچ وقت از دلم بیرون نمیرود. چون این دل برای همیشه خانه و جایگاه خواهد بود.
ای مادر عزیز که جان داده ای مرا سهل است *** اگر که جان دهم اکنون برای تو
مادر عزیزم که که به من جان و زندگی بخشیدی. برای تو جان بدهم هم ارزشی ندارد.
خشنودی تو مایه ی خشنودی من است *** زیرا بود رضای خدا در رضای تو
اگر تو راضی و خشنود باشی من هم همینطور خواهم بود. چون وقتی تو راضی باشی خدا هم راضی است.
گر بود اختیار جهانی به دست من *** میریختم تمام جهان را به پای تو
اگر اختیار دنیا با من بود، تمام دنیا را برای جبران زحماتت به پای تو میریخت.

قالب شعر: