
---
تو که نشستهای و از آنسوی جهان
برای کشورت بمب آرزو میکنی،
اسمش را نجات نگذار.
نجات، صدای موشک ندارد.
نجات، بوی گوشت سوخته نمیدهد.
تو آزادی نمیخواهی،
تو انتقامِ ناکامیِ خودت را میخواهی.
فکر میکنی تاریخ،
با بمبِ خارجی،
برای تو دموکراسی مینویسد؟
آمریکا منجی نیست،
پیمانکارِ ویرانی است؛
کشورها را آزاد نمیکند،
آنها را قابلِ استفاده میکند.
تو از ظلم خستهای،
اما حاضری
میلیونها بیصدا را
قربانیِ خشمِ شخصیات کنی.
اگر جنگ راهحل بود،
عراق باید بهشت میشد،
افغانستان الگو،
لیبی رؤیا.
تو از جمهوری اسلامی عبور نکردهای؛
تو فقط میخواهی
کسی قویتر بیاید
و بهجایش تصمیم بگیرد.
آزادی را وارد نمیکنند،
آن را میسازند؛
با هزینه،
با زمان،
با مردم زنده،
نه با جنازههای «لازم».
و تاریخ؟
همیشه به کسانی میخندد
که فکر میکردند
بمب،
بهجای مردم
میتواند کشور بسازد.