ویرگول
ورودثبت نام
kimiakolouei
kimiakolouei
kimiakolouei
kimiakolouei
خواندن ۵ دقیقه·۱ ماه پیش

بازیکنی تازه نفس در زمین بازی غول های بزرگ ( داستان آرایشگری که برندی لوکس خلق کرد)

شروع ماجرا از یک بوی آزاردهنده

سال ۱۹۸۷، در یکی از خیابان‌های ملبورن استرالیا، یک آرایشگر یونانی-استرالیایی به اسم دنیس پاپیتیس کار می‌کرد. روزانه داخل سالن کوچک خود مو کوتاه می‌کرد، اصلاح می‌کرد و حرف می‌زد. اما بویی آزاردهنده هر روز اعصابش را به هم می‌ریخت؛ بویی که برای بیشتر آرایشگرها آشناست: بوی آمونیاک. بویی شیمیایی که اکثراً داخل شامپوها و رنگ‌ها حس می‌شود.

برای همین دنیس تصمیم گرفت کاری کند. شاید استفاده از چند اسانس طبیعی، روغن گیاهی و عصاره بتواند معجزه‌ای برای از بین بردن این بوی آزاردهنده باشد. او دست به کار شد و شروع به ترکیب کردن مواد طبیعی با شیمیایی کرد. آن هم نه در یک آزمایشگاه پیشرفته، در آرایشگاه کوچکی وسط شهر.

او ترکیب جدید را روی مشتری‌هایش امتحان کرد. نتیجه فوق‌العاده بود. همه از او درباره این ترکیب فوق‌العاده سؤال می‌پرسیدند.

اینجا بود که او فهمید پای یک کسب‌وکار تازه در میان است.

او همان سال یک برند ثبت کرد.Aesop  (اِیساپ)، اسمی آشنا که یادآور نویسنده معروف یونانی بود.

هیچکس فکرش را نمی‌کرد ۳۶ سال بعد، همین برند کوچک توسط بزرگترین غول زیبایی جهان، خریداری شود.

اما چطور؟ چطور از یک سالن به یک برند جهانی تبدیل شد؟

بعد از ثبت برند، دنیس پاپیتیس هنوز یک آرایشگر بود، نه یک بازاریاب یا یک brand manager (مدیر برند). فروش او بیشتر از طریق همان آرایشگاهش بود. هنگامی که مشتری‌ها برای کوتاهی مو می‌آمدند، یک بطری شامپو یا لوسیون هم می‌خریدند.

تفاوت Aesop با بقیه برندهای آرایشی-بهداشتی از همان ابتدا معلوم بود. نقطه تمایزی که این برند را از بقیه جدا می‌کرد، بسته‌بندی آن بود. بطری‌های قهوه‌ای رنگ، ساده، بدون طرح‌های گل‌گلی و بیشتر شبیه بطری‌های داروخانه‌ای قدیمی . این بسته‌بندی یک پیام عمیق داخل خودش جا داده بود: «ما ادعای اضافه‌ای نداریم، محصول خوب است، تمام.»

فروشگاه به‌عنوان یک تجربه، نه ویترین

با گذشت زمان تقاضا بیشتر شد. کم‌کم مشتری‌هایی که به سالن او نیامده بودند، در فروشگاه‌های دیگر به دنبال محصول او می‌گشتند. سرانجام دنیس مجبور شد تولید را بزرگ‌تر کند.

نقطه عطف جایی بود که او تصمیم گرفت فروشگاه‌های جداگانه باز کند، اما نه شبیه فروشگاه‌های لوازم آرایشی معمولی. فروشگاه‌هایی که بیشتر شبیه یک تجربه بود. او در هر شهر فروشگاه را به شکل نمادی آشنا بنا کرد. در یک شهر فروشگاه شبیه یک کتابخانه بود، در شهر دیگر شبیه یک ایستگاه قطار قدیمی.

این تجربه‌سازی برای مشتری، یک استراتژی تبلیغاتی بدون هیچ هزینه‌ای را به دنبال داشت. مردم می‌آمدند، عکس می‌گرفتند و آن را در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر می‌کردند. یک WOM واقعی.

فروشگاه‌های Aesop حسابی سر و صدا کرده بودند. اما سؤال اینجا بود: آیا فروشگاه لوکس و زیبا دلیل خاص بودن این برند بود؟

اکثر برندهای لوکس به طراحی فروشگاه اهمیت می‌دهند. لورئال، شنل، دیور. همگی فروشگاه‌های لوکس و طراحی‌شده دارند. پس چرا Aesop  خاص شد؟

شاید جواب در این بود که Aesop هیچ‌وقت فروشگاه لوکس و متفاوت را بهانه‌ای برای گران‌فروختن یا تبلیغ اضافه نکرد. برعکس، کمتر حرف زد و به جای دعوت به خرید، مشتری را دعوت به دیدن و تجربه ساختن کرد. او فروشگاه را بخشی از هویت محصول می‌دانست.

به جای شعارهای پرزرق‌وبرق، بطری ساده قهوه‌ای‌اش را گذاشت روی قفسه و گفت: «خودتان قضاوت کنید.»

تفاوت در اینجاست که: بقیه برندها می‌گویند «ما گرانیم پس باید فروشگاه لوکس داشته باشیم. Aesop اما گفت:« ما فروشگاه لوکس داریم چون تجربه تو برای ما اهمیت دارد.»

به عبارت دیگر،Aesop  طراحی فروشگاه را بهانه‌ای برای بزرگ‌نمایی برند نمی‌دانست. بلکه از آن برای ساختن هویت برند استفاده می‌کرد، و این یعنی مشتری حس نمی‌کند دارد فریب می‌خورد، حس می‌کند دارد یک تجربه واقعی می‌خرد. همین حس، باعث شد مردم ناخودآگاه درباره Aesop حرف بزنند. نه به خاطر اجبار، به خاطر حس تمایزی که احساس کرده بودند.

نبرد غول‌ها بر سر یک برند ساده

سال ۲۰۲۳، خبری دنیای زیبایی را تکان داد. لورئال(L'Oréal) ، غول فرانسوی صنعت زیبایی، اعلام کرد که Aesop را می‌خرد.

 مبلغ خرید ۲.۵ میلیارد دلار. این بزرگترین خرید تاریخ لورئال بود.

اما ماجرا فقط به پول ختم نمی‌شود. چند ماه قبل از این خبر، چند غول بزرگ دیگر هم پشت در خانه Aesop صف کشیده بودند. LVMH (مالک لوئی ویتون و دیور )، شیزیدو (غول ژاپنی زیبایی) و لُکسیتان. همه می‌خواستند Aesop را بخرند. اما لورئال برنده شد.

حالا سوال اینجاست که چرا برندهای بزرگی مثل لورئال اینقدر خواهان Aesop بودند؟

 شاید بتوان گفت دلیل اصلی، اصالتی عمیق و تجربه‌ای جدید بود که Aesop ایجاد کرده بود.

لورئال خودش برندهای بزرگی مثل لنکوم، بیوترمال و گارنیر را داشت. اما یک جای خالی در سبد محصولاتش وجود داشت: بخش لوکس بسیار بالا (High luxury) نیاز به زمینه بازی جدید و بازیکنی قدرتمند و تازه‌نفس داشت، و Aesop بازیکنی شایسته بود. این زمین، زمین بازی او بود.

از طرفی، Aesop  یک برند بسیار سودآور بود. در سال ۲۰۲۲، فروش سالانه‌اش به ۵۳۷ میلیون دلار رسیده بود. حاشیه سود ناخالصش ۸۷ درصد بود. و مهمتر از همه، تازه وارد بازار چین شده بود، پتانسیل رشدش عظیم بود.

بعد از خرید، لورئال قول داد که به DNA و ارزش‌های Aesop دست نزند. مدیرعامل Aesop هم گفت که لورئال بهترین شریک برای مرحله بعدی رشد است.

لورئال به قولش عمل کرد. در دو سال بعد، Aesop  در چین از ۲ فروشگاه به بیش از ۲۰ فروشگاه رسید. تقریباً ماهی یک فروشگاه جدید باز می‌شد.

اما همه چیز عالی نبود. اواخر سال ۲۰۲۵، اولین فروشگاه Aesop در چین تعطیل شد. دلیل رسمی این بود که اجاره به پایان رسیده بود. اما تحلیلگران گفتند فروش در چین آنطور که انتظار می‌رفت پیش نرفته بود.

بازار لوکس چین در آن سال‌ها (۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴) دچار رکود شده بود. لورئال هم قبول کرد که در پیش‌بینی‌هایش برای بازار چین زیاده‌روی کرده بود.

با وجود این چالش، Aesop  هنوز یکی از موفق‌ترین برندهای لورئال است. لورئال گفته که انتظار دارد Aesop به جمع برندهای میلیارد دلاری‌اش بپیوندد.

سخن پایانی

دنیس پاپیتیس از یک سالن کوچک آرایشگری در ملبورن تا خرید ۲.۵ میلیارد دلاری توسط بزرگترین غول زیبایی جهان، داستان Aesop روایت اصالت، صبر و طراحی هوشمندانه است. دنیس پاپیتیس نه یک بازاریاب حرفه‌ای که یک آرایشگر بود؛ او با تکیه بر غریزه خود برای حذف بوی آمونیاک، برندی خلق کرد که نقطه تمایز اصلی‌اش سکوت و سادگی بود. بطری قهوه‌ای و فروشگاه‌هایی که به جای ویترین، یک «تجربه» بودند، او را از انبوه برندهای مدعی جدا کرد. لورئال برای پر کردن خلأ در سبد خود، این برند را خرید و قول حفظ DNA آن را داد. تعطیلی نخستین فروشگاه در چین در سال ۲۰۲۵، اگرچه چالشی جدی در برابر رشد این برند است، اما هشداری است که حتی موفق‌ترین داستان‌ها نیز در مسیر جهانی‌شدن با موانع ساختاری و اقتصادی روبه‌رو می‌شوند. با این حال، میراث Aesop ثابت می‌کند که در دنیای پرهیاهوی برندها، گاهی «کمتر حرف زدن و بهتر شنیده شدن» ارزشمندترین سرمایه است.


پله به پلهدیجیتال مارکتینگ پله به پلهبرندینگداستان برند
۸
۰
kimiakolouei
kimiakolouei
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید