او شعر را دوست داشت
خیال پردازی و سفر را،
من...
او را دوست داشتم…!
او شب را دوست داشت
آوازِ جیرجیرک و صدایِ بغضِ شمعدانی را،
من او را دوست داشتم…!
او مویِ بافته دوست داشت
عطر قهوه و سیگار را
من او را دوست داشتم…!
او باران را دوست داشت
پاییز را و رنگین کمان را
من او را دوست داشتم
من او را دوست داشتم
او را دوست، داشتم..!
و او شنیدنِ این جملهی تکراری را