ویرگول
ورودثبت نام
بنده خدا
بنده خدا
بنده خدا
بنده خدا
خواندن ۲ دقیقه·۴ ماه پیش

آرزو های گور به گور شده

خود کار در دهان، خیره به دفتر زیر دست با ولع و باحسرت با ناامیدی به خط های دفتر نگاه می کنی که پر شده از آرزو های نرسیده ،دوست داری جلوی هر کدوم یه تیک بزنی و بگی بله انجام شد ولی متاسفانه گاهی ته خودکار توی دهنت خیس میخوره برای دلخوشی یه نقطه جلوش میزاری

اما بعد از بستن دفتر آرزو هان دوان دوان میدویی تا شاید حتی شده یک قدم بهش نزدیک بشی گاهی وقتا حتی شبا خوابشونم می بینی .

گاهی به مزخرفات و دروغ های روانشناس های زردو جادوگر های اینستا گرام گوش می کنی می دونی مزخرف ولی تو به هر چیزی چنگ میزنی تا بهش برسی

این وسط تنها کسی که فراموش می کنی خودتی که داشتی له می شدی زیر بار آرزو هات

همین وسط مسط ها که حتی تو دستشویی ام داری با یه مغز پر فشار به برنامه هاو آرزو ها فکر می کنی و از خودت خشنودی یهو خانم همسایه میادو میگه : سلام وای باورتون نمییشه منم باورم نمیشه بنده خدا پسر فامیلمون کلی درس خوند دکتر بشه ازدواجم نکرده بودا بنده خدا چهل سالش شد تازه مطب زده بود همین دیروز اولین روز مطب بود از دنیا رفت هعییی دنیای نامرد .

همون دقیقه در حالی که شوکه شدی آبی به صورتت میزنی :خدایا اخه چرا چطور شد یعنی یعنی سرونشت منم اینه تهش آرزو به دل بمیرم آرزو هام گور به گور بشن

در حالی که نگاهت رو به آسمان خیره شده باران می گیرد روبروی پنجره اتاق که می ایستی درخت هارو تماشا می کنی با برگ های خیس، صدای نم نم بارون ،ولی انگار همین دیروز هم بارون باریده بود اما تو اینقدر درگیر آاااااارزو ،ها بودی که توجه نمی کردی البته حالا که داری فکر می کنی دنیا خیلی جای خوبی برای کلی آرزوی بالا بلند نیست دنیا شبیه یه ایستگاه قطار پر سرعت که تهش یه جا متوفق میشی اما چون خیلی تند رفتی از مسیر لذت نبردی

چه می دونم شایدم فکر کنی یه احمقی شایدم نه شایدم، آره شایدم نه، شایدم با فکر اینکه گور پدر هرچی شاید و باید بخیال همه چی بشی بزنی زیرش زیر هرچی تو کله ات بوده اما وقتی یاد تلاشت میو فتی دلت برای خودت میسوزه می گی بد بخت خاک بر سرت خوب که چی انگار نه انگار کلی زحمت کشیدی یهو تبدیل به یک پوچ گرای پوچ در پوچ میشی شبیه عدد صفر همون لحظه یادت میاد صفر عدد پر خاصیتیه اگه نبود دهم نبود صدم نبود نصف عددا نبودن از حالت خاک بر سر به حالت نیمه نصفه ی خو شحال تغییر می کنی و از عدد صفر یاد میگری که رسیدن به همه چیز قرار نیست کامل باشه گاهی فقط یه کم از اونو تجربه می کنی دقیقا همون لحظه یه لبخند ریزی گوشه لبت میشنه انگار نه انگار چند دقیقه پیش فکر می کردی احمقی !!!

۲
۰
بنده خدا
بنده خدا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید