چمران و جندیشاپور؛ دو همسایه علمی یا دو کشور متخاصم؟
در روزهای اخیر، فضای میان دانشگاه شهید چمران و دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، تصویری شگفتانگیز و تأملبرانگیز از وضعیت موجود ارائه میکند. منظرهی حصارکشی و میلهگذاری میان این دو مرکز علمی، بیش از آنکه شأن دانشگاهی داشته باشد، یادآور مرزبندیهای خصمانه میان دو کشور درگیر جنگ یا دو کشاورز متخاصم بر سر زمین است.
این اقدام نه تنها با روح و رسالت دانشگاه که باید مظهر گفتوگو، همافزایی و پیوند اندیشهها باشد، بیگانه است، بلکه نوعی تقلیل مقام علم به سطح منازعات روزمره به حساب میآید. جداکردن فضاها میان دو نهاد علمی در حالی انجام شده است که دانشگاهها مأموریت خود را در گشودن مرزهای دانایی و از میان برداشتن دیوارهای جهل تعریف میکنند، نه در کشیدن حصار میان خود.
توجیه چنین تصمیمی هرچه باشد، نمیتواند پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و علمی آن را پنهان کند. مسدود شدن مسیرهای تعامل و محدود شدن ارتباط دانشجویان و استادان، نهتنها به اتلاف وقت و انرژی میانجامد، بلکه تصویری کاریکاتورگونه از دانشگاه در ذهن جامعه میسازد؛ دانشگاهی که بهجای پرورش فکر و تسهیل ارتباط، گرفتار مرزبندیهای بیثمر شده است.
اگر میان کشورها تنها در شرایط بحرانی امنیتی یا بحرانهای مهاجرتی دیوار و مرز کشیده میشود، چه منطقی ایجاب میکند که در دل یک شهر، میان دو مرکز علمی که باید مکمل یکدیگر باشند، چنین حصاری برپا شود؟
بهجاست که مسئولان بازنگری کنند و بهجای حصار، پلی بزنند میان این دو نهاد، تا بار دیگر دانشگاه چمران و جندیشاپور نماد تعامل و همبستگی علمی باشند، نه نماد جدایی و تقابل.