ویرگول
ورودثبت نام
ملکا
ملکا:)
ملکا
ملکا
خواندن ۴ دقیقه·۱۲ ساعت پیش

در باب دوست داشتن

قبلنا آدم ها رو با همه وجودم دوست داشتم.

اگر درباره کسی پیش قضاوت غلطی داشتم و اون فرد رفتار خوبی انجام می‌داد،من خودم رو ساعت ها سرزنش می کردم که چرا در دوست داشتنم خلوص نبود. با خودم می گفتم ببین چه آدم خوبی بود و زود قضاوت کردی.

میدونم باور داشتم و دارم همه آدم ها خاکستری هستند. اما خب اون آدم خاکستری نمیتونست والدینم باشه دوست صمیمیم باشه یا عشقم باشه.

جدیدا دیگه نمیتونم مثل کودکی هام آدم ها رو دوست داشته باشم. بیست و دوسالمه و تازه انگار قانون بیز مغزم راه افتاده.

داشتم با دوستم صحبت می کردم و گفتم دیگه جدیدا حتی دوست داشتن ادم ها یا دوست نداشتنشون از لحاظ منطقی نمیتونه باعث ناراحتیم بشه‌.‌

باور کردم یه آدمی دیوانه وار دوستم داشته اما آدم سالمی نباشه به هیچ دردی نمیخوره که چه بسا زیان آوره. که بیشتر از اینکه تشنه محبت باشم باید آرزو کنم شبکه ای از آدم های سالم رو کنار خودم داشته باشم. و به درگاه خدا زانو بزنم و بخوام که خودم امن باشم و امیدوار باشم که کسی هم از من خوشش بیاد آدم امنی باشه.‌

نمیدونم منو یاد یکی از دوستای سابقم میندازه ربطی به محتوا نداره
نمیدونم منو یاد یکی از دوستای سابقم میندازه ربطی به محتوا نداره

در یکسال گذشته دوست های زیادی رو از دست دادم. آدم هایی که حالا از من متنفرن. هر وقت به این فکر می کنم سعی می کنم این اهنگ eastside رو زمزمه کنم و با خودم بگم گویا این بخشی از پروسه بزرگ شدنه:

Seventeen and we got a dream to have a family

A house and everything in between

And then, oh, suddenly we turned twenty-three

Now we got pressure for taking our life more seriously

We got our dead end jobs and got bills to pay

Our old friends are now our enemies

Now I, I'm thinking back to when I was young

Back to the day when I was falling in love

میگن شرم حس بد از گناهیه که انجام ندادید. مثلا شرم از قدتون یا خانوادتون و درمانش سخته. چون گناهی نیست.

من شرمگینم به خاطر دوست هایی که حالا نمیگم دشمن اما دیگه به زور بهم سلام می کنیم و نمیدونم دقیقا ارتکاب کدوم گناهم بوده. ایا اصلا میشه گفت گناهی مرتکب شدم؟من واقعا سعیم رو کردم به کسی آسیب نزنم. یا حداقل در اون لحظه سعی کردم صلح آمیز باشم و بهترین تصمیمم رو بگیرم.

دلم برای اون ورژنشون که هیچ وقت وجود نداشت ولی فکر می کردم وجود داره، تنگ میشه. دلم برای زمانی که زاییده خیالم رو باور می کردم تنگ شده.

اما نباید از اون ور بوم افتاد‌. همه آدم ها لکه های جوهر تو صفحه سفید زندگی شون دارن و نباید سفیدی ها رو هم فراموش کرد.

حسم مثل حس بندباز ها می مونه. هیچ لحظه ای تعادل نداری. هر لحظه فقط تلاش می کنی بدنت رو در بخش مخالفی که قبلا وزنت (افکارت) قرار بود بندازی‌. تعادل چیزی جز دیدن همه افکار و اومدن و رفتن شون نیست.‌

عمیقا به این نتیجه رسیدم دوست داشتن آدم ها سختترین کار دنیاست. به خاطر همینه آدم ها ترجیح میدن مفاهیم و اشیا رو دوست داشته باشن تا آدم ها رو. آدم ها ترجیح میدن خدا،مفهوم آزادی و عشق، کودک، سگ و گربه رو دوست داشته باشن. چون دوست داشتن آدم ها کار سختیه‌.‌

چند وقت پیش یک پسری تو کانال شخصیش درباره عشق مادرش به خودش می گفت. می گفت این ارزشمند ترین عشقه. چون وابسته به پول و جایگاه نیست و بی قید و شرطه من فقط با خوندن این حرفش یک جمله در گوشم طنین انداز شد:

تو از از درخت سیب انتظار داری انبه بده.

این نه به معنا اینه که سیب بی ارزشه نه به معنا اینه که انبه خوب نیست. مادرت دوست داره چون مادرته. چون بپذیری یا نپذیری به سختی میشه مادری رو پیدا کرد که بتونه اعتراف کنه بچه اش رو بد تربیت کرده. اما یه زن غریبه دوست داره چون شاید شخصیتت به دلش نشسته باشه. اون بر خلاف مادرت تو رو انتخاب کرده حداقل در بازه ای از زمان اما مادرت تو رو انتخاب نکرده. در هر حال بدنت هم سیب نیاز داره هم انبه و هر دو ارزشمندن. و بسه اینکه بخوای فقط به یک عشق ارزش بدی و ارزشمندش کنی و بقیه عشق ها رو بی اهمیت جلوه بدی.

به هر حال این متن رو برای همه آدم هایی نوشتم که زمانی از بهترین دوستانم بودن و الان دیگه نیستن. و یک جورایی حس شکست میده بهم.‌حس می کنم چی کار باید می کردم دقیقا ؟که احتمالا مشکلی در من هست که این حجم از شکست رو امسال تجربه کردم. که نمیتونم بهشون هیچ چیز بگم. گاهی دلم براشون تنگ میشه‌. گاهی رفتار خودم رو در دیگری می بینم و متوجه اشتباهاتم میشم. شرمنده میشم اما دیگه نیستن که حضوری عذرخواهی کنم.‌

دلم برای دوست داشتن کودکانه ام هم تنگ میشه.‌هر چند آسیب پذیر و سفت و سخت غیر قابل تغییر بود.‌

برای سال جدید بیشتر میخوام کتاب بخونم و قسم میخورم بالاخره برنامه ریزی کنم و زندگیم رو از این رو هوا بودن و حس نکردن دربیارم. امیدوارم

دوست
۶
۰
ملکا
ملکا
:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید