اگر قرار بود معلم بشم، احتمالاً خواهش میکردم معلم تاریخ و جغرافیا بشم.
به نظرم برای اینکه بفهمیم بهترین روش زندگی کردن چیه، راهی جز خودِ زندگی کردن نیست. هر کتابی تلاش میکنه اثبات کنه روش خودش بهترین روشه.
و واقعیت اینه که فکر میکنم برای اینکه بفهمیم چه مکتب سیاسیای بهتره و بیشتر به نفع مردم خودشه، هیچ راهی جز تاریخ و جغرافیا خوندن نیست.
حس میکنم ارتباط جغرافیا با تاریخ هر کشور، مثل ارتباط محیط اولیه رشد هر انسان با رفتارهای حال حاضرشه.
در نهایت، همه چراها به جغرافیا ختم میشه.
بعضی روزها از خواب بیدار میشم و تصمیم میگیرم بهجای درس خوندن، گوگل مپ رو باز کنم، یه کشور پیدا کنم، با دقت خیابونها و رودها و همسایههاش رو نگاه کنم و حدس بزنم مردم اون کشور وضع اقتصادیشون چطوره، غذاهاشون رو چطور میخورن، چه شکلیان، دینشون چیه، کنکور دارن یا نه، و آیا اونها هم آرزوی مهاجرت دارن یا نه.
با صدای بلند اسم اون کشور و رودهاش رو میخونم تا یادم بمونه؛ شاید برای پز دادن، شاید برای فرار از درس، شاید برای مهاجرت کردن، شاید هم از این وحشت که من میتونم یک ساعت درباره تیلور صحبت کنم، ولی نمیتونم ده دقیقه درباره مردم آفریقا و شرایطشون حرف بزنم.
امشب میخوام برم سراغ برندههای جایزه نوبل.
خانم آنگ سان سو چی، برنده جایزه نوبل در سال ۱۹۹۱، و از عاملان اصلی کشتار جمعی روهینگیا در سال ۲۰۱۹.
آقای ابی احمد علی، برنده جایزه نوبل در سال ۲۰۱۹، و عامل محاصره منطقه تیگرای در شمال اتیوپی و کشته شدن ۴۰۰ هزار تا ۶۰۰ هزار نفر غیرنظامی در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲.
ابی احمد بیشتر مورد علاقهمه؛ شاید چون رسانههای ایران کمتر بهش پرداختن.

اتیوپی کشوری در شاخ آفریقا با جمعیتی بیش از ۱۲۵ میلیون نفره؛ بله، از ما هم بیشترن. از نظر جغرافیایی، سرزمینی عمدتاً کوهستانی و فلاتیه و با کشورهایی مانند اریتره، سودان، سودان جنوبی، کنیا و سومالی مرز داره.
در سیاست امروز، نظام آن جمهوری فدرال پارلمانیه و حزب رفاه به رهبری ابی احمد نیروی اصلی حاکم به شمار میره. ابی احمد هم مسلمان نیست؛ مسیحیه.

در شمال اتیوپی یه حزبی بود و هست همچنان به اسم TPLF که بیشتر اعضا و طرفداراش از قوم تیگرای بودن؛

قومی که حدود ۶ تا ۷ درصد جمعیت اتیوپی رو تشکیل میده. و اکثرشون در شمال اتیوپی زندگی می کنن.

این حزب اولش علیه حکومت نظامی درگ جنگید دور و بر سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰؛ حکومتی خشن که خودش هم گرایش چپ و کمونیستی داشت. TPLF در اون زمان با نیروهای اریتره (همسایه شمالی اتیوپی)هم همکاری کرد، چون هر دو دشمن مشترک داشتن،(همون دشمن دشمن من دوست منه) و آخرش هم تونستن حکومت درگ رو در ۱۹۹۱ شکست بدن.

بعد از اون، TPLF سالها توی قدرت موند و از ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۸ یکی از مهمترین نیروهای حاکم اتیوپی بود. توی این دوره، کشور از نظر زیرساخت، جاده، اقتصاد و اداره کشور خیلی بهتر شد و اون قحطیهای وحشتناک قدیمی هم دیگه مثل قبل تکرار نشد. ولی از اون طرف، خیلیها، مخصوصاً از قومهای اورومو و امهارا، میگفتن که این حزب زیادی قدرت رو دست خودش نگه داشته و بقیه رو کنار زده و سرکوب کرده.

آخرش، با بالا گرفتن اعتراضها، TPLF در ۲۰۱۸ از مرکز قدرت کنار رفت و ابی احمد اومد سر کار؛ نه با انتخابات، بلکه با زور و فشار مردم. ابی احمد تونست با اریتره صلح کنه و به خاطر همین هم جایزه صلح نوبل گرفت. جنگ خونینی بر سر بخشی از مرز اریتره با اتیوپی سالها صدها هزار کشته داده بود و ابی احمد به اون پایان داد و مرزهای مورد تأیید سازمانهای بینالمللی رو پذیرفت.


ولی رابطه ابی احمد با TPLF خیلی زود خراب شد، مخصوصاً وقتی انتخابات عقب افتاد و تیگرایها گفتن دولت دیگه مشروعیت نداره.(زمان کرونا بودو حزب رفاه انتخابات رو عقل انداخت) بعدش در ۲۰۲۰ جنگ شروع شد ( tplf حمله رو شروع کرد ولی می گفت برای حفاظت از خودش بوده)و منطقه تیگرای وارد بحران خیلی سنگینی شد.
تیگرایها، با اینکه از شمال توسط اریتره محاصره بودن و عملاً کمک خارجی دریافت نکردن و بیشتر نیروهاشون هم از بدنه ارتش سابق بودن، آدیسآبابا، یعنی پایتخت اتیوپی، رو تا مرز سقوط بردن.

اما در یک جنگ نامتقارن، پهپادهایی که از ترکیه، روسیه و چین، و شاید ایران، به ابی احمد داده شد، ورق جنگ رو در لحظه آخر برگردوند. نیروها tplfمجبور شدن به کوهستان عقبنشینی کنن.
ابی احمد اما کل شمال تیگرای رو در محاصره فرو برد.
چرا؟
چون خود ابی احمد، که زمانی با تیگرایها و قبیله های دیگه علیه درگ جنگیده بود، میدونست رفع محاصره یعنی غذا دادن به نظامیهای داخل شهر و ممکنه نظامی ها قوی تر بشن و هیچ وقت عقب نشینی نکنن. و دقیقاً به خاطر همین تجربهاش سیاست مشت آهنین رو اعمال کرد.
ابی احمد از یک جا به بعد خیلی زیرکانه عمل کرد. بهجای اینکه جلوی کامیونهای غذای سازمان ملل رو بگیره، عملاً نذاشت سوخت به کامیونها برسه، و کامیونها ماهها در بیابانهای آفریقا گرفتار شدن.

و مثل همیشه، وقتی بحران میاد، ضعیفترها زودتر میشکنن؛ مردم مریض و گرسنه هم زودتر جان باختن.
یعنی مدتی این منطقه از نظر غذا، دارو، برق، اینترنت، بانک و کمکرسانی خیلی تحت فشار قرار گرفت. همین باعث شد مردم عادی خیلی آسیب ببینن و دوباره خطر گرسنگی و بحران انسانی بالا بره. تخمین زده میشه ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر از گرسنگی و کمبود دارو کشته شدن، تا اینکه بالاخره بعد از دو سال، نیروهای تیگرای و حزب رفاه به اجبار صلح کردن.
بله، این هم از ابی احمد ما؛
کسی که زمانی صلح و آرامش رو به کشورش آورد و مرزهای بینالمللی رو پذیرفت، و زمانی هم کل شهری رو محاصره کرد تا گرسنگی بالاخره دزدهای شهر(از دیدگاه خودش) رو از پا دربیاره.

موفق بود؟ بله، شاید.
آیا در زمانی جنگ رو پایان داد؟ بله، واقعاً این کار رو کرد.
آیا تیگرای بهترین حزب سیاسی بود؟ نه، اصلاً. اونها هم سرکوبهایی داشتن. و گزارش های از تجاوز نیرو های تیگرای به مردم بی گناه وجود داره.
اما کاری که ابی احمد کرد، کشتار برنامهریزیشده بود.
در نهایت، این آخر شب همه اینها رو نوشتم. احساس کردم یکی باید فریاد بزنه کسی باورش میشه کمتر از ۴ سال پیش ۶۰۰ هزار نفر کشته شدن و اکثر مردم حتی نمیدونن چرا و چه اتفاقی افتاد ؟
یکی باید دادش رو میزد به هر حال.
مطمئن نیستم آمارم صد در صد درست باشه. اما این روایت رو چند وقت دنبال کردم و سعی کردم از دیدگاه ابی احمد هم به داستان نگاه کنم.
در نهایت متنم در باب تمسخر نبود. میفهمم بازی سیاست چه قدر پیچیده است. عملکرد شناختی آدم ها هنگام ترس و در قدرت چه قدر افت می کنه و حتی میفهمم شاید حتی ابی احمد در نگاه خودش آدم خوب داستان هست و زیر لب میگه یکی باید کار کثیف رو انجام بده تا جلو خونریزی های بیشتری گرفته بشه.
شاید هم همه اینها رو نوشتم تا به صورت تحقیر آمیزی به خودم بگم در نمودار نرمال بدبختی شاید من دور و بر های میانگین باشم.(میدونستین احتمال اینکه آفریقایی باشید دقیقا همون قدر بود که متولد کشور های آمریکا یا کانادا یا استرالیا یا اروپا باشید. البته که همه کشور های آفریقا وضع بدی ندارن مثلا مصر اما همه مردم اروپا یا آمریکا هم خوشبخت نیستن. )
برای مردم اتیوپی صلح و آرامش رو آرزو می کنم.
پ.ن :