صنایعدستی، بهعنوان بخشی از میراث یک ملت، حامل ارزشهای تاریخی، اجتماعی، زیباشناسانه و حتی اقتصادی هستند. با اینحال، در چند دههی اخیر، بسیاری از این هنرها در ایران بهویژه در مناطق بومی همچون گیلان، یا بهکلی منقرض شدهاند، یا در معرض زوال تدریجی قرار دارند و مجموعهای از عوامل ساختاری، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در بروز این وضعیت نقش ایفا کردهاند.
ظهور محصولات ارزانقیمت صنعتی و وارداتی (بهویژه در حوزهی منسوجات، ظروف، پوشاک و زیورآلات) باعث کاهش تقاضای عمومی برای صنایعدستی شده است.
صنایعدستی، برخلاف تصور رایج، نیازمند معرفی دقیق، بستهبندی مناسب، روایتپردازی فرهنگی و بازاریابی هدفمند هستند. بسیاری از تولیدکنندگان سنتی، یا فاقد توانمندی در این زمینهاند، یا به زیرساختهای لازم (از جمله فضای مجازی، آموزش بازاریابی، فروشگاه آنلاین و ...) دسترسی ندارند. همین موضوع موجب شده محصولات باارزش، نتوانند به بازارهای گستردهتر راه پیدا کنند.
فراموشی صنایعدستی، فقط از میان رفتن چند شغل یا محصول نیست؛ بلکه بهمعنای گم شدن بخشی از حافظهی تاریخی و هویتی یک سرزمین است. برای مقابله با این بحران، باید نگاهی میانرشتهای و چندجانبه اتخاذ کرد: از آموزش و حمایت مالی گرفته تا بازاریابی فرهنگی و ایجاد بازار مصرف داخلی.
برندهایی مانند وراسا تلاش میکنند در برابر این موج فراموشی بایستند. احیای صنایعدستی، نیازمند تلاشی پیوسته و مسئولانه است؛ تلاشی که نه با نوستالژی، بلکه با شناخت واقعبینانه از مشکلات و طراحی راهحلهای مؤثر ممکن خواهد شد.


