گاهی وقتا فکر میکنم بدبینی، فقط یه جور آلودگی درونیه.
آدم وقتی با نگاه تلخ به زندگی نگاه کنه، اول از همه خودش رو زخمی میکنه.
ولی اگه دلش سرشار از عشق خدا باشه، حتی در سختترین لحظهها هم نور رو میبینه، نه سایه رو.
من بعد از حدود شانزده سال زندگی، تازه دارم میفهمم که مسیر واقعی انسانیت چیه.
شانزده سال پر از صداقت، محبت و گذشت.
و ثمرهی همه اون روزها، نه درد بود، نه پشیمونی…
بلکه یه نعمت الهی به اسم آتریسا — فرشتهای که دلیل لبخند و امیدمه.
در این سالها فهمیدم که نصیحت شنیدن از کسایی که خودشون عمل نمیکنن، فایدهای نداره.
دیدم چطور بعضیها فقط ادعای دین، عدالت یا پاکی دارن، اما در عمل، از عشق دور شدن.
من اما ایمان دارم که هیچ چیز توی این دنیا بیحساب نیست.
هر سختی، امتحان خداست؛ امتحانی برای رشد، نه شکست.
آدم میتونه با یه روی گشاده، با یه لبخند ساده،
با یه محبت کوچیک یا یه بخشش از ته دل،
دنیای خودش و حتی دل یه نفر دیگه رو قشنگتر کنه.
زیبایی زندگی همینجاست؛ توی همین مهربونیای کوچیک.
به همه کسایی که توی این مسیر کنارم بودن — چه خوب، چه بد، چه قضاوتم کردن، چه دوستم نداشتن —
از ته دل دعا میکنم:
همیشه سالم و خوشبخت باشید.
هیچوقت درد و رنجی که من چشیدم رو تجربه نکنید، و کاش این مسیر برای شما تلنگری بشه،
تا بدونین زندگی یعنی عشق، صداقت، گذشت و باور به عدل الهی.
آخرش فقط میمونه دعا:
خدایا، دل همه رو روشن کن،
و ما رو از بدبینی و قضاوت، به سمت عشق و آرامش ببر.