ویرگول
ورودثبت نام
mehdi
mehdi
mehdi
mehdi
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

از تلخی تا لبخند؛ درس‌هایی از شکس

برای همه‌ی اونایی که با لبخند ادامه دادن، حتی وقتی دلشون شکست.

یه وقتایی تو زندگی می‌رسی به جایی که دیگه نمی‌دونی چی درسته، چی غلط. اون‌قدر ضربه خوردی، اون‌قدر حرف شنیدی، که فقط سکوت می‌کنی. نه از ضعف، نه از خستگی… از فهمیدن.

منم یه روزی اون‌جوری بودم. فکر می‌کردم عشق، صداقت و انسانیت همیشه برنده‌ن. ولی اشتباه کردم…

بعضیا وقتی پاکی می‌بینن، فکر می‌کنن ساده‌ای. وقتی لبخند می‌زنی، فکر می‌کنن نمی‌فهمی. وقتی گذشت می‌کنی، خیال می‌کنن ضعف داری.

ولی یه جایی فهمیدم شکست همیشه باخت نیست. شکست یعنی یاد گرفتن. یعنی فهمیدن اینکه دیگه نباید از هر کسی انتظار خودت رو داشته باشی.

یاد گرفتم که آدم باید با روی گشاده، با لبخند، با بخشش، زندگی کنه. چون همینا می‌تونن یه دل زخمی رو آروم کنن. یه حرف ساده، یه رفتار مهربون، حتی یه نگاهِ بی‌قضاوت… می‌تونه معجزه کنه.

من بعدِ اون همه تلخی، رسیدم به جایی که فهمیدم هنوزم میشه لبخند زد. هنوزم میشه خوب بود، بدون اینکه منتظر “خوبیِ” بقیه بمونی.

الان، فقط دعام اینه:

هیچ‌کس اون رنجی رو که من چشیدم تجربه نکنه، ولی اگه کرد… حداقل ازش یه لبخند، یه بخشش، و یه ایمان تازه با خودش بیاره. 🌿

۳
۰
mehdi
mehdi
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید