ویرگول
ورودثبت نام
Alireza Zangeneh
Alireza Zangeneh
Alireza Zangeneh
Alireza Zangeneh
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

آشنایی من با برنامه‌نویسی؛ مسیری که جدی شد

راستش هیچ‌وقت از همان اول تصمیم نگرفته بودم برنامه‌نویس شوم. بیشتر شبیه یک کنجکاوی ساده بود. همیشه برایم سؤال بود این همه برنامه، سایت و بازی که هر روز از آنها استفاده میکنیم چطور ساخته می‌شوند. چه اتفاقی در پشت صحنه نمایش می‌افتد که با زدن یک دکمه، همه‌چیز دقیق همان‌طور که تنظیم شده کار کند؟

همین سؤال‌ها کم‌کم من را به سمت جستجو کشاند. چندین ویدیو در رابطه با برنامه نویسی دیدم و بالاخره یک روز گفتم چرا خودم شروع نکنم؟

اولین تجربه‌ها ترکیبی از هیجان و سردرگمی بود. از یک طرف لذتش به این بود که می‌توانستم با چند خط دستور، به کامپیوتر بگویم که چه کاری انجام دهد. از طرف دیگر هم خطاهایی بود که نمی‌فهمیدم از کجا آمده‌اند و گاهی ساعت‌ها درگیرشان می‌شدم و در نهایت یا درست می‌شدند یا همچنان مشکل وجود داشت !

با این حال، هر بار که مشکلی حل می‌شد، حس فوق‌العاده‌ای داشتم؛ حس اینکه یک قدم جلوتر رفته‌ام.

به مرور فهمیدم برنامه‌نویسی فقط نوشتن کد نیست. بیشتر شبیه یاد گرفتن یک مدل جدید فکر کردن است. باید مسئله را خرد کنی، مرحله‌به‌مرحله جلو بروی و حوصله داشته باشی. خیلی وقت‌ها بیشتر از اینکه تایپ کنم، فکر میکنم .

وقتی اولین پروژه‌ی کوچک خودم را ساختم و دیدم واقعاً کار می‌کند، شوقی وصف ناپذیر در من شکل گرفت. اینکه می‌شود ایده‌ای که در ذهنم بوده را تبدیل به چیزی واقعی و قابل استفاده کنم. از آن لحظه به بعد دیگر این موضوع برایم یک سرگرمی ساده نبود.

الان هرچه جلوتر می‌روم، بیشتر می‌فهمم که چقدر چیز هست که هنوز نمی‌دانم. دنیای مجازی ، دنیای بینهایت بزرگی است و همین ندانستن، جذابش می‌کند چراکه هر روز فرصتی هست برای یاد گرفتن ، بهتر شدن و ساختن چیزهای بهتر و جدیدتر.

اگر از من بپرسند برنامه‌نویسی برایم مثل چیست، می‌گویم مانند زندگی در دریایی است که ابتدا و انتهایش را نمیتوان فهمید.

برنامه نویسیبرنامه‌نویسی
۰
۰
Alireza Zangeneh
Alireza Zangeneh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید