غمگینم. و فکر میکنم واقعا حق اینکه غمگین باشم ندارم:))
یه بعد از ظهر دیگه، حتی نمیخوام دیگه آرزو کنممقنثحثخثخ
آههق۷یخقتث ۶ ساعت هندسه از دست دادمنینقخقخث
هوففففففتبتبحفکیکخیمیسجیوبحقحقخقختیکبتققخقح
هیچی نمیخوامگبنف۸فتفوف
واقعا حوصله ندارملگبفمفتقحقتثتقکبگ
دیگه نمیتونمیخق۳تک۳فکا۹هطحهطجهی
اوکی..
نه هنوزم نمیتونم آروم باشم.
ا۴خ۴حفخس۵۸بعخیهحبهحبهجزهچزهجی۶۸
آه
کاش میشد حداقل گریه کرد.
و کاش
یه دوست صمیمی واقعی داشتم.
فکر میکنم اونجوری واقعا واقعا واقعا خیلی خوب میشد.
کاش هیچوقت نیاز نبود درس بخونمممبمبنحب کاش می شد بدون عذاب وجدان زندگی کنم:)..
کاشاقنق۷قخفتفکف
نمیدونمممبململ
کاش میشد واقعا از معلمها متنفر میبودمکففححففح
قننفحقتیکی نمیدونم کاش میشد از مدرسه متنفر بودنثنقحقتفوفخ
اینکه یه کسیو دوست داشته باشی سخته، چون یه دورانی میرسه که بابت گذشته ات از خودت خجالت میکشی و هروقت گذشته یادت میاد دوست داری محو شی:)..
نمیدونم ولی موود من الان دقیقا اینه که خیلیییی درونگرا باشم و خیلییی محتاط.
بیخیال .
یکمممم آدم باید جرئت داشته باشه
I think.
بمبنبنبوف
مشکل دقیقا اینه که از یسری چیز غول میسازم در حالی که قبلش داشتم باهاشون کنار میومدم... خب-_- الان اونا عوض نشدن طرز فکر منه که عوض شده.
حیف
&_&
تصمیم بگیرگبنببحفحفتنبب خیلی تکراریه ولی من برای هندسه خوب میخونم.
