ویرگول
ورودثبت نام
سپیدار
سپیدار
سپیدار
سپیدار
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

فقط یکم حرف

هعب دارم دوباره هم مینویسم. احساس میکنم یکم زیادیه اما بیخیال.

من خودمم ناراحتم، تا یه دعوای کوچولو میشه میرم رو موود خیلیییی خیلیییی بدی و خودمم نمی‌فهمم چرا اینجوری شدم مطمئنمممم که قبلا آدم آروم و بهتری بودم. رابطه ام با مامانم اینجوریه که فقط تند و سریع قبلیا رو چیزارو فراموش کن و کنارم باش چون من خیلیییییی به مامانم احتیاج دارم و همزمان گاهی تلاش می‌کنم که بگم اون بدترین آدم دنیا است. چرا؟

نمیخوام اونقدرم انگشت اشاره رو به سمت خودم ببرم اما واقعا خودمم خودمو درک نمی کنم '_' هعی خدا..پلیززززززز هلپ میییییی

البته میفهمم چرا اینجوری شدم..ولی واقعا نمیخوام توضیح بدم چرا اینجوری شدم..میگن اگه ی چیزیو هی تکرار کنی دیگ دست خودت نیست..وای فکر کردن بهش رو مخم میره..

نمیدونم، اینو نمیخوام برای ترویج و عادی سازی کار بد بگم اما خب دوریو دوستی. الان سالن مطالعه ام ولییی هنذفرییی ندارم نمیتونم ویدئو درسییی ببینمممم.

نمیدونم ولی به باطن خودم میگم آهااای ضمیر ناخودآگاه من احترام به پدر و مادر مهمه بیشتر از چیزی که تو فکر میکنی..

چون..

کاور
کاور

کنکور
۸
۵
سپیدار
سپیدار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید