ویرگول
ورودثبت نام
زهرا سروین
زهرا سرویننویسنده | معلم
زهرا سروین
زهرا سروین
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

هذیان چاهی، قسمت دوم

ویرگول خوره دارد.

حتی الان که از چشم و گوش و انگشت و سلول به سلول بدنم کدوتنبل جوانه زده و از ترس اینکه هوس کنم بنویسم سمت نوت‌بوک گوشی نمی‌روم؛ مثل شوهر زیبای خفته، می‌آید و شاخه های کدو را میبرد و ماچم میکند تا کلماتم زنده شوند.

حتی حضور سرزده جیلا خانیم همسایه، را برنمی‌تابد و من را توی اتاق پشتی قایم می‌کند تا تق تق بزنم روی کیبورد و بنویسم.

نوشتن توی ویرگول حال می‌دهد.

حتی می‌توانی خیال کنی نوتیف های لایکش واقعی است و آدم‌هایی هستند که تا ته حرف‌های مغزت را خوانده اند و از سر عادت یا حسرت اینستاگرام، قلب هایی که جلوی دستشان آمده را قرمز نکرده‌اند.

گفته بودم نوشتن مخدر است؟

اعتیادم دارد عود میکند. مثل پای منقل نشین‌ها توی اتاق پشتی روی کیبورد قوز کرده ام و عشق میکنم.

۱۸
۰
زهرا سروین
زهرا سروین
نویسنده | معلم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید