ایجاد حس خوب، تمام ماجراست؛ همه فرآیندهای روابط عمومی و ارتباطات در نهایت قرار است حس خوب و مثبت در مخاطب شما ایجاد کند. چه زمانی که به دنبال اقناع افکار عمومی هستیم، چه زمانی که حلقههای ارتباطی جدیدی را شکل میدهیم و چه آن زمان که در رسانهها و تبلیغات حضور پیدا میکنیم همه و همه در نهایت این هدف را دنبال میکند که حس خوبی در مخاطب ایجاد کرده و یا حس خوبی که قبلاَ ایجاد شده را تثبیت و تقویت کنیم.
اهمیت شخصیسازی در روابط عمومی همین است. در عصر اطلاعات، عصر فناوری، زمانه هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی، شخصیسازی یکی از ارکان مهم و کلیدی در علم و عرصه ارتباطات است که کیفیسازی ارتباط با مخاطب را به دنبال دارد.
شخصیسازی که به معنای تطبیق و تنظیم پیامها بر اساس نیازها، علایق و رفتارهای خاص مخاطبان است، تأثیر قابل توجهی بر روی حوزه ارتباطات عمومی دارد. این حوزه تلاش میکند تجربیات هر مخاطب را بر اساس علاقهمندیها، نیازمندیها و حوزه شخصی او تغییر دهد تا مخاطب به تجربهای ناب و متفاوت از آن برند یا سازمان دست یابد.
شخصیسازی به ارتباطات شما روح میدهد، شخصیت و هویت میدهد، آن را جلا میبخشد و ارتباطات را هدفمند، ویژه و ارزشمند میکند. شخصیسازی، تعامل و مشارکت مخاطب را افزایش میدهد، ماندگاری حس و تجربه مخاطب از برند شما را دایمی و ماندگار میسازد، مخاطب را به مشتری وفادار تبدیل میکند، تمایز شما با رقبا را نشان میدهد، دایره مخاطبان و شبکه ارتباطی شما را گسترش میدهد، ارتباطات مخدوششده را ترمیم میکند و تجربه منحصر به فردی در ذهن مخاطب باقی میگذارد.
مانند همه فرآیندهای روابط عمومی و ارتباطات، در حوزه شخصیسازی نیز شناخت مخاطب محور اصلی است. در طراحی کمپینهای تبلیغاتی و اطلاعرسانی، شخصیسازی به شما کمک میکند، ارتباطات، تصمیمها، بودجهبندیها، طرحها و... را به درستی بررسی و اولویتبندی کنید، نقطه بهینه ارتباط با مخاطب هدف را پیدا کرده و بر آن تمرکز داشته باشید. تحلیل رفتار مخاطب، تحلیل دادههای مربوط به ارتباطات قبلی، تکیه بر داده های CRM، تیپشناسی و گونهشناسی مخاطب، اتفاقاتی است که در این فرآیند به کمپین و یا طرحهای ارتباطی شما قوت میبخشد و به دیده شدن آن بیشتر کمک میکند.
به اعتقاد من، شخصیسازی یک ظریفکاری هنرمندانه در روابط عمومی است. اگر روابط عمومی و ارتباطات را تلفیقی از علم، هنر و مهارت بدانیم، شخصیسازی برخاسته از بُعد هنر در روابط عمومی است. اینکه مخاطب را هنرمندانه بشناسید و هنرمندانه بر اساس ذائقه، سلیقه، افکار، علاقمندیها و مشخصات او طراحی کنید.
سازمانها با استفاده از ابزار ارتباطات میتوانند بر اساس الگوی رفتار آنلاین مخاطب، طراحی تجربه مشتری، نقشه سفر مشتری، نظرسنجی، افکارسنجی و ...، شخصیسازی انجام دهند.
افزایش رضایت مشتری و ارایه بهینه خدمات مطابق با نیاز و سلیقه مشتری، اصلیترین دستاورد شخصیسازی است؛ جایی که نقش و معجزه ارتباطات در سازمان را نیز به مدیران و صاحبان کسب و کار نشان میدهد. شخصیسازی باعث میشود، کسب و کار و تجارت سازمان شما، نیازها و مشکلات هر مشتری را شناسایی کرده و خدمات خود را به شکلی ارایه دهد که به بهترین شکل ممکن پاسخگوی این نیازها باشد. این امر بهمعنای خلق تجربه مثبت و فراموشنشدنی برای مشتری و همچنین تقویت روابط بلندمدت با مشتریان خواهد بود.
البته این پروسه، فرآیند حساس و پیچیدهای است که استراتژیهای دقیق و مشخصی را میطلبد، برنامهریزی، طراحی و اجرای خوب، ایدهپردازی دقیق، هدفگیری درست و بهموقعِ مخاطب و درک درست نیازهای مشتری، موضوعاتی است که در این ارتباط باید به شدت به آن توجه داشت.
با ظهور پدیدهای مانند هوش مصنوعی نیز میتوان امیدوار بود که تحلیل داده مشتری و شخصیتشناسی طی فرآیندهایی بهتر و آسانتر صورت گیرد.