m_96487296
خواندن ۱ دقیقه·۴ سال پیش

فصل اول داستان المیرا

بارون شدید می بارید در تلویزیون میگفت این باران شدید تا یک هفته دیگر ادامه خواهد داشت اما مادر می گفت باید بریم خرمالو ها و بقیه میوه ها را بچینیم میوه ها تا یک هفته دووم نمیارن حیفه

_ باشه

_المیرا برو سبد بیار

_باشه مامان سبد بزرگه رو بیارم یا کوچیکه

_بزرگه

_مامان آوردم


المیرا کانوایی به تن کرد و رویش کاپشن پوشید و دستکشش را در پ دستش انداخت جورابش به پا کرد

همرا پدر و مادرش رفت به چیدن میوه ها رفت

سرما را احساس میکرد


شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید